روایت اول: ۴. دست‌آوردها، موفقیت‌ها و تاثیرات

Program Picture

تغییرز

روایت اول: ۴. دست‌آوردها، موفقیت‌ها و تاثیرات
۲۵ مرداد ۱۴۰۲

آیا صحبت از موفقیت در ارتباط با یک فعالیت است یا صحبت از تغییر و تحول در سطح یک محله؟ چه چیزهایی از این تجربه یاد می‌گیریم؟ در این اپیزود درباره پاسخ‌های این سوالات صحبت می‌کنیم. روایت یک تجربه در محله‌ای در تهران. داستان اتفاقات محله ۱۳ آبان و تلاشی برای ایجاد مسیری از تغییرات این محله، که شنیدنی است. بر اساس کتاب «آموزش، انسان را آزاد می‌سازد».

***

در سه اپیزود قبلی درباره طرح مربیان سیار و نحوه اجرای اون توسط موسسه پژوهشی کودکان دنیا در تابستان سال ۷۷ در محله ۱۳ آبان تهران صحبت کردیم. اگر اپیزودهای قبلی رو گوش نکردین حتما گوش بدین چون تو این قسمت در ادامه همون تجربه می‌خوایم براتون بگیم که بعد از تابستان ۷۷ چه اتفاقاتی افتاد و چطور یادگیری‌های این دوره ادامه پیدا کرد. همین طور که می‌دونین من این روایت رو بر اساس کتاب “آموزش انسان را آزاد می‌سازد” به قلم ناصر یوسفی براتون تعریف می‌کنم.

طرح مربیان سیار تا پنج سال بعد یعنی تا سال ۱۳۸۲ ادامه پیدا کرد. در طول این پنج سال ابعاد جدیدی به برنامه اضافه شد. مثلا جلسات مادران یا اطلاع‌رسانی در رسانه‌ها، ایجاد یک مهدکودک در محله، فعال شدن جامعه محلی و وارد شدن سازمان‌های دیگه. اما چطور این اتفاقات جدید افتاد؟

وقتی موسسه خواست در تابستون سال دوم مجددا کار رو شروع کنه همه چیز نسبت به قبل راحت‌تر بود چون یک تجربه‌ای وجود داشت و بر اساس اون حالا می‌تونستن پیش برن. بنا بر این شروع کردن برای مربی‌های جدید فراخوان دادن و نسبت به سال قبل داوطلبین سریع‌تر جذب شدن. مربی‌های سال قبل که حالا در مراکز آموزشی مشغول به کار بودن دوستان و آشنایانشون رو معرفی کرده بودن و نهایتا ۵۰ نفر هم در سال دوم جذب برنامه آموزشی مربیان شدن. تقریبا روند کار به شکل سال قبل پیش رفت. از همون شروع کار بچه‌ها و خانواده‌هاشون استقبال خوبی از گروه داشتن. نگاه خیلی از مردم این بود که مثل اینه که بوته‌ای بعد از زمستون دوباره جوونه زده و به گروه می‌گفتن دوباره آمدین چه خوب! همه چیز به خوبی پیش رفت. گروه یاد گرفته بود با انعطاف و روونی بیشتری کارها رو پیش ببره. اتفاق جدید سال دوم این بود که گروه تصمیم گرفت بر اساس مسائل مختلفی که کودکان تو خونه داشتن با برگزاری نشست‌های مختلف درباره رفتار با کودکان، با مادران گفتگو کنه. از طریق بچه‌ها نامه‌ای به همه مادران فرستاده شد و به این جلسات دعوت شدن. یک نمونه از این نامه رو براتون می‌خونم:


تو شروع کار و جلسه اول مادران استقبال خوبی کردن. در واقع جلسه بین تعدادی از آموزشیاران موسسه و مادران بود و هفته‌ای یک بار برگزار می‌شد. یک کار مهم دیگه هم موسسه انجام داد. اونم اینکه برای خود آموزشیاران هم یک قرار مشورتی هفتگی گذاشت. یعنی اونا هم هفته‌ای یک بار راجع به تجربه‌هاشون در کار با مادران و مشکلاتشون در این کار یا دستاوردهاشون با هم گفتگو می‌کردن.

در واقع یک اقدام جدید به اقدامات سال قبل در محله ۱۳ آبان اضافه شد. در جریان این اقدام جدید یک چالشی برای گروه پیش اومد که به نظرم جالبه دربارش بدونیم. همونطور که گفتم از جلسه مادران در هفته اول استقبال خوبی شد اما در کمال تعجب در هفته دوم تقریبا هیچ مادری در هیچ کدوم از کلاسا شرکت نکرد. همه آموزشیاران متعجب بودن که پس چی شد؟ اونا که خیلی استقبال کردن و قول دادن که میان پس چطور هیچ کدوم نیومدن؟ تو جلسه مشورتی آموزشیاران با هم روی این موضوع مشورت کردن و دلایل مختلفی رو بررسی کردن مثل اینکه ممکنه یادشون رفته باشه یا اطلاع‌رسانی دقیق نبوده شاید زمان جلسه مناسب نبوده و چند مورد دیگه. تصمیم گرفتن یک اطلاعیه دیگه بدن. اما با تعجب زیاد دیدن که باز هم این مادران نیامدن و این نیومدن اونها تبدیل به یک علامت سوال بزرگ برای گروه شده بود. بعد از مشورت‌های زیاد به این نتیجه رسیدن که به جای یک راه حل واحد بهتره هر آموزشیاری به روش و خلاقیت خودش دنبال ماجرای مادرها باشه و ببینه چطور می‌تونه موانعی که برای شرکت مادرهای گروه وجود داره رو برطرف کنه. بنا بر این روش‌های مختلف امتحان شد مثلا یکی از آموزشیاران به طور مرتب به پارک‌های محل قرار مادران می‌رفت و با وجودی که اونها نمیومدن اما در ساعت مقرر اونجا حاضر میشد تا اینکه بعد از شش هفته نهایتا موفق شد با یکی از مادرها که به پارک اومد گفتگویی راجع به اهمیت این جلسات و هدفش بکنه و این گفتگو کمک کرد همون مادر بقیه مادرها رو هم جذب کنه.

news letter image

ثبت نام در خبرنامه