قسمت ۵۶ – دومین نوروز ویززز در زمین

Program Picture

سپیدار و ویززز

قسمت ۵۶ – دومین نوروز ویززز در زمین
۰۳ فروردین ۱۴۰۲

امسال نوروز، خانواده‌ ما یکی از هیجان‌انگیزترین، عجیب‌ترین و جالب‌ترین سال تحویل‌های ممکن در همه‌ جهان رو تجربه کرد. اگر دوست دارید بدونین چی شد که این‌طوری شد، حتما به این قسمت گوش کنین.

***

سپیدار: نوروز مبارک!

ویززز: نوروز همگی مبارک!

مامان: مبارک باشه مبارک باشه صد سال به از این سال‌ها.

ویززز: مفتخرم تاریخ اولین برنامه سال جدید رو من اعلام کنم. امروز سوم فروردین ماه 1402 خورشیدی و 23 مارچ 2023 میلادی است. این تاریخ چه قدر 3 داره.

سپیدار: خوشحالیم که در سال گذشته کنارتون بودیم. درسته که سال سختی بود ولی به قول خاله جانم، دوستی و رفاقت همین طوریه، وقتی قوی میشه که آدم‌ها در خوشی و ناخوشی کنار هم باشند و با هم با سختی‌ها روبرو بشن. چه خوب که در سال 1401 کنار هم بودیم.

مامان: در روزهای اول نوروز چه کردید؟ بهتون خوش گذشته؟

سپیدار: هفت سین چیدین؟ من و مامان و بابا و ویززز روز آخر سال رفتیم بازار و وسایل لازم رو خریدیم.

ویززز: بعد به خونه برگشتیم و پارچه ترمه شاه صنم خانم رو روی میز وسط خونه پهن کردیم.

مامان: وسایل هفت سین رو روش چیدیم. کتاب دعا، آینه، شمع و سنبل هم گذاشتیم. یک ظرف کوچیک نون و پنیر و سبزی هم برای برکت بیشتر قرار دادیم.

سپیدار: ما تخم مرغ رنگ کردیم. ویززز تخم مرغش رو آبی کرد و یک ماهی قرمز کوچولوی خوشگل روش کشید.

ویززز: سپیدار جان هم تخم مرغش رو سبز کرد، مثل برگ‌های درختان. براش هم دو تا چشم و یک دهن خندون کشید. شبیه درخت‌های پارک شده.

سپیدار: ویززز با زبلی غافلگیری شو برای چند دقیقه مونده به سال تحویل نگه داشته بود.

ویززز: هاهاها

سپیدار: راستشو بخواید ما چنان هیجانی رو موقع سال تحویل تجربه کردیم که سه تایی قلبامون تاپ تاپ می‌کرد. سه تایی یعنی من و مامان و بابا. ویززز که نشسته بود و با تمام وجود می‌خندید.

ویززز: خوشحال بودم که زحماتم به نتیجه رسیده، کلی زحمت کشیده بودم.

مامان: کمی واضح‌تر تعریف کنید تا بچه‌ها هم متوجه بشن که دارید چی میگید.

سپیدار: باشه. بچه‌ها شما انیمیشن کارخانه هیولاها رو دیدین؟ جدید نیست ولی خیلی بامزه است و جزو انیمیشن‌های مورد علاقه منه. الان ربطشو به عید و هیجان موقع سال تحویل میگم. این انیمیشن در مورد یک شهر پر از هیولاست.

مامان: این هیولاها روش عجیبی برای تولید انرژی دارن! از جیغ بچه‌ها انرژی تولید می‌کنند ولی مشکلاتی رخ میده که می‌فهمند روششون دیگه کارآمد نیست آخه بچه‌ها دیگه از هیولاها نمی‌ترسن. طی اتفاقاتی شخصیت‌های اصلی می‌فهمند که اوووو خنده به نسبت جیغ، انرژی خیلی خیلی بیشتری تولید می‌کنه.

ویززز: اگر یادتون باشه پارسال نوروز من نمی‌تونستم با همه حرف بزنم و من می‌گفتم و سپیدار جانم ترجمه می‌کرد. این شرایط باعث می‌شد که من دقیق‌تر به آدم‌ها و محیط اطرافم نگاه کنم.

سپیدار: دقیق شدن ویززز به روزهای نوروزی باعث شده بود که بفهمه موقع سال تحویل چقدر انرژی خوبی بین آدم‌ها وجود داره.

ویززز: اصلا همین که آدم‌ها هی به هم میگن نوروز مبارک، عیدتون مبارک این انرژی بیشتر می‌شد.

مامان: دیگه فکر کنم حدس زدید که چی شد، سپیدار انیمیشن کارخانه هیولاها رو برای ویززز پخش کرد و ویززز به یاد انرژی‌ای افتاد که نوروز پارسال توجهش رو جلب کرده بود.

ویززز: این انرژی تا حد زیادی به برق سیاره ما شبیه بود و باعث شد که فکری به ذهنم برسد.

سپیدار: فکری هیجان‌انگیز!!!

مامان: یادتونه ویززز که رسید به زمین دستگاه جهت‌یابشو به برق زد و برق زمین باعث شده بود همه چی بهم بریزه؟ حالا ویززز چیزی شبیه برق سیاره‌شون رو کشف کرده بود.

ویززز: پس تصمیم گرفتم برای ارتباط با مردم سیاره خودم تلاش کنم.

سپیدار: و موفق شد!!! باورتون میشه؟؟؟ لحظه سال تحویل وقتی که کلی از مردم فارسی زبان هی بهم می‌گفتن نوروز مبارک نوروز مبارک اون قدر انرژی جمع شد که ویززز با دوست صمیمیش در سیاره‌شون تماس تصویری گرفت.

مامان: لحظه سال تحویل 1402 وقتی بود که انسان‌ها اولین تماس‌شون رو با فضا گرفتند. و این باعث افتخار ماست که اولین شنونده‌ها بودیم.

سپیدار: به قول بابام نوروز واقعا مبارک شد.

ویززز: گوی جهان‌نمای من خراب شده بود و با تلاش زیاد و به خجستگی نوروز موفق شدم به اندازه یک تماس شارژش کنم.

سپیدار: این گوی جهان‌نما هم خیلی چیز باحالی بود. من با این که وسایل ویززز رو دیده بودم نفهمیده بودم که این وسیله ارتباطیه.

news letter image

ثبت نام در خبرنامه