قسمت ۸۰ – سفیران سبز

Program Picture

سپیدار و ویززز

قسمت ۸۰ – سفیران سبز
۱۶ شهریور ۱۴۰۲

سفیر سبز بودن یعنی چه؟ سفیران سبز چه کسانی هستند و چه کارهایی انجام می‌دهند؟ چطور می‌توان سفیر سبز شد؟ چرا ویززز حس خوبی به سفیر سبز بودن نداشت؟ روح بزرگوار طبیعت که بود و حالا کجاست؟ در این قسمت ویززز به این سوالات پاسخ می‌دهد.

***

ویززز: وقت بخیر

سپیدار: سلام بچه‌ها

مامان: حالتون چطوره؟ خوبید؟ خوشید؟

سپیدار: امروز 16 شهریور ماه 1402 خورشیدی و 7 سپتامبر 2023 میلادی است. شما به برنامه سپیدار و ویززز گوش می‌کنید.

ویززز: خب، یادتون میاد که هفته پیش سپیدار از من خواست که درباره سفیر سبز بودن براتون صحبت کنم.

مامان: ویززز عزیزم، اگر راحت هستی برامون توضیح بده، ما خوشحال می‌شیم. ولی اصلا حس نکن که مجبوری.

ویززز: راستش همون طور که احتمالا در جریان هستید دست کم تا چند وقت پیش، این موضوعی نبود که بخوام در موردش صحبت کنم. واقعیت این که خیلی ناراحتم می‌کرد.

سپیدار: ای وای. من مجبورت کردم؟ به خدا خیلی وقته دوست دارم بپرسم ولی هی صبوری کردم چون فکر کردم ناراحت میشی ولی هفته پیش که خودت مطرح کردی گفتم لابد عیب نداره و خوبه که بپرسم.

ویززز: درست حس کردی سپیدار عزیزم. اخیرا حسم نسبت به این موضوع تغییر کرده. تا قبلش هی به خودم می‌گفتم چرا من؟ جزو این گروه بودن و با آنها کار کردن چرا باید سهم من از کائنات باشد؟

مامان: موجودات خوبی نیستن؟

ویززز: چرا بهترین‌ها هستند ولی … خب بگذارید حالا که تعریف می‌کنم از اول براتون بگم.

سپیدار: ما پیشتیم ویززز. غصه نخور.

ویززز: سوال همیشگی من این بود که چرا تو سیاره ما مثل هزاران سیاره دیگر و اصلا مثل همین زمین، خودمون شغل و کارمون رو انتخاب نکنیم؟ خودمون نگیم که دوست داریم نقش ما در آینده سیاره‌مون چی باشه؟

مامان: ویززز من نمی‌خوام که حرفت رو رد کنم ولی این جا روی زمین هم خیلی از عوامل هست که روی انتخاب آدم‌ها تاثیر میذاره. مثلا خیلی از مشاغل هست که تحصیل در اونها خیلی گرونه و همه نمی‌تونن اون رشته‌ها رو انتخاب کنند. یا بعضی از رشته‌ها هست که نیاز به قوای بدنی بالایی داره و همه نمی‌تونن اون کارها رو انجام بدن.

سپیدار: کیا شغل‌تون رو براتون انتخاب می‌کنن؟

ویززز: ما در سیاره‌مون یک تاج خیلی قدیمی داریم.

سپیدار: پر از جواهر؟!

ویززز: نه بابا! از شاخه‌های قدیمی‌ترین درخت سیاره‌مون ساخته شده و خودش هم خیلی قدیمی هست. یعنی از وقتی که ساکنین سیاره یادشون میاد اون تاج بوده و برای تعیین سرنوشت ما روی سرمون می‌ذاشتنش.

سپیدار: ناراحت نشیا ولی این تاج چقدر شبیه کلاه گروه‌بندی مدرسه هاگوارتز تو داستان هری پاتره.

مامان: راست میگی. حالا این تاج شما، مثل اون کلاهه می‌تونه استعدادها و علاقه‌مندی‌های شما رو ببینه؟

ویززز: بله. می‌تونه و بر اساس اون استعدادها، علاقه‌مندی ما و نیازی که برای سیاره‌مون تشخیص میده مسیر تحصیل و شغل ما رو مشخص می‌کنه.

سپیدار: من می‌فهمم که چرا خوشحال نبودی و اجبار بده. چک چک هم همین طوری سفیر صلح شد؟

ویززز: بله. چند روز پیش که داشتم باش از طریق گوی جهان نما درد  دل می‌کردم، حرف‌های جالبی زد.

مامان: من خوشحال شدم و فکر کردم بارون گرفته. اومدم تو اتاق دیدم نه شما دو تا دارید صحبت می‌کنید. خیلی بامزه بود.

ویززز: ای وای ببخشید. من صداشو ضبط کردم تا امروز براتون پخش کنم. گوش کنید.

چک چک: ببین ویززز، می‌دونی که کسی نمی‌خواد اذیتت کنه، این راهی بوده که فکر کردن برای سیاره‌مون می‌تونه مفید باشه ولی هیچ چیز که قرار نیست تا ابد همین طوری بمونه. حتماً حتماً از احساساتت برای معلم‌ها بگو و ازشون بخواه کمک کنن دیگه کسی این حس‌ها رو تجربه نکنه. اون‌ها فک می‌کنن بهترین کار رو برای سیاره‌مون انجام میدن ما باید کمک شون کنیم که موضوع رو از دید ما هم ببینند. بعد کمک کنیم روش‌ها رو بازنگری کنند و هی بهتر و بهتر کنند، این موضوع به خصوص حالا که تعداد سفیران سبز اینقدر کم شده و اوضاع طبیعت همه کائنات بهم ریخته خیلی مهمه، لازمه که هر کسی به عنوان سفیر سبز انتخاب شد حتما با ذوق و شوق سراغ این مسیر بره.

سپیدار: حرف‌های چک چک جالبه ولی سوال من اینه که چرا تعداد سفیران سبز کم شده؟

ویززز: چون که اکثریت‌شون کاراشون رو ول کردن که برن دنبال روح بزرگوار طبیعت بگردن.

مامان: روح بزرگوار طبیعت کیه؟

ویززز: اون مسئول ساماندهی همه سفیران سبز بود و از اول، یعنی از خیلی خیلی خیلی وقت پیش، از همون اولی که همه موجودات به یاد دارند وجود داشته.

مامان: مال سیاره خودتون بود؟

news letter image

ثبت نام در خبرنامه