برای دسترسی به متن کامل بیانیه بیت العدل اعظم خطاب به اهل عالم با نام "وعده صلح جهانی" اینجا کلیک کنید.
تفکری نو، گفتمانی نو
بیانیّه وعده صلح جهانی - بخش 5
چه اسفبار است کارنامهی مرامهايی که عقلایِ دنیابینِ عصر حاضر آنها را به عنوان جایگزين دين خلق کردهاند. قضاوت قطعی تاريخ در بارهی ارزش اين مرامها را میتوان در يأس و سرخوردگی گستردهی انبوه مردمانی مشاهده نمود که تعلیم يافتهاند تا در محراب آنها به پرستش پردازند. ثمرات اين مکتبها – پس از دهها سال اِعمال قدرتِ روزافزون و بلامانع از طرف کسانی که برتری قدرت و مقامشان در امور بشری را مديون اين عقايد میباشند – امراض اقتصادی و اجتماعی کشندهايست که در واپسین سالهای قرن بیستم هر گوشهی جهان را مبتلا ساخته است. ريشهی تمامی اين مصائب ظاهری، صدماتی معنوی است که در بیعلاقگی و بیتفاوتیِ مستولی بر تودههای مردمِ همهی ملّتها و در خاموش شدن شعلهی امید در قلوب میلیونها نفر از افراد محروم و رنجديده منعکس است.
وقت آن فرا رسیده است که مروّجین عقايد خشک مادّیگرايی - چه از شرق و چه از غرب، چه منسوب به کاپیتالیسم و چه وابسته به سوسیالیزم – به ادّعای رهبری اخلاقیای که از آنِ خود میدانند پاسخ دهند. کجاست آن "دنیای جديدی" که اين ايديولوژیها وعده دادهاند؟ کجاست آن صلح بینالمللی که مدّعی پایبندی به آرمانهای آن هستند؟ کجاست آن پیروزیهای عظیم در عرصههای تازهی پیشرفتِ فرهنگی که با بزرگ نماياندن اين نژاد، آن کشور و يا طبقهی خاصّی از مردم حاصل شده است؟ چرا اکثريّت عظیم مردم جهان بیش از پیش در گرسنگی و بدبختی فرو میروند در حالی که ثروتهای نامحدودی که فراعنه و قیاصره يا حتّی امپراطوریهای پرقدرت قرن نوزدهم در خواب هم نمیديدند، اينک در دست دلّالان امور بشری انباشته شده است؟
ريشهی مغذّی اين باور غلط را که نوع انسان خودپرست، ستیزهجو و غیر قابل اصلاح است، میتوان علیالخصوص در تجلیل از علايق مادّی که هم منشأ و هم خصیصهی مشترک تمام اين ايديولوژیهاست يافت. اينجاست که زمینه برای ساختن جهانی جديد و درخور نسلهای آيندهی بشری بايد هموار گردد.
از آنجا که تجربه نشان میدهد که آرمانهای مادّی در برآوردن نیازهای بشری شکست خوردهاند، میبايستی صادقانه قبول کرد که برای يافتن راه حلِّ مشکلاتِ رنجآوری که کرهی زمین را در بر گرفته کوششهای تازهای بايد به عمل آيد. شرايط تحمّلناپذيری که جامعهی بشری را فرا گرفته همه از شکستی مشترک حکايت میکند و وضعی به وجود آورده است که به جای کاهش جبههگیریِ همهجانبه، موجب تحريک آن میشود. واضح است که کوششی همگانی و فوری برای علاج دردها مورد نیاز است. مسئلهی عمده گرايش و طرز فکر است. آيا نوع بشر همچنان به غفلت خود ادامه خواهد داد و به مفاهیم کهنه و فرضیّات غیر عملی تمسّک خواهد جست يا آنکه رهبران جهان، فارغ از ايديولوژی، قدم همّت پیش خواهند نهاد و با عزمی راسخ در جستجويی متّحدانه برای يافتن راه حلّی مناسب با يکديگر به مشورت خواهند پرداخت؟
کسانی که به فکر آيندهی نوع انسانند سزاوار است به اين پند توجّه کنند: "اگر گرامیترين آمال ديرينه و مشروعات و مؤسّسات جلیلهی قديمه و برخی از شئون اجتماعیّه و قواعد دينیّه از ترويج منافع عمومیّهی عالم انسانی باز ماندهاند و اگر از عهدهی رفع حوايج نوع بشری که پیوسته در حال تحوّل و تکامل است بر نمیآيند، بايد به دور انداخته شوند و در خاموشکدهی آموزههای منسوخ و فراموش شده سپرده شوند. چرا در جهانی که تابع قانون لايتغیّر تغییر و تحلیل است اين اعتقادات و مؤسّسات بايد از زوالی که ضرورتاً بر جمیع مؤسّسات انسانی غلبه مینمايد مستثنی و معاف باشند؟ بايد به خاطر داشته باشیم که موازين حقوقی و نظريّههای سیاسی و اقتصادی صرفاً برای آن به وجود آمدهاند که منافع عموم بشر محفوظ ماند نه آنکه به خاطر حفظ اصالت يک قانون يا يک عقیده، نوع انسان قربانی شود." (ترجمه)