بیانیّه وعده صلح جهانی - بخش 10
تفکری نو، گفتمانی نو

بیانیّه وعده صلح جهانی - بخش 10

دانلود

حجم مناسب دانلود را انتخاب کنید

اشتراک‌گذاری

از نظر آيین بهائی "اصل وحدت عالم انسانی خواهان تجديد ساختار و خلع سلاح تمام جهان متمدّن است نه چیزی کمتر از آن، جهانی زنده و پويا که در جمیع جنبه‌های اصلی حیاتش - دستگاه سیاسی‌اش، آمال روحانیش، تجارت و اقتصادش، و خطّ و زبانش - متّحد باشد و در عین حال تنوّع بی‌کران خصايص ملّی اجزای هم‌پیمانش را حفظ کند." (ترجمه) حضرت شوقی افندی، ولی امر بهائی، مقتضیّات اين اصل محوری را در سال 1931 میلادی در توقیعی به زبان انگلیسی چنین توضیح فرمود: "]هدف اين احکام[ به هیچ‌ وجه تخريب بنیان کنونی جامعه نیست بلکه توسعه‌ی اساس و تجديد مؤسّسات آن به نحوی موافق با مقتضیات و حوايج اين جهانِ دائم التّغییر است. نه با هیچ تعهّد مشروعی در تضادّ است و نه هیچ يک از وابستگی‌های اساسی را تضعیف می‌کند. قصدش نه آن است که شعله‌ی وطن‌دوستی موجّه و عاقلانه را در دل مردمان خاموش کند و نه آنکه نظام حاکمیّت ملّی را منسوخ نمايد، نظامی که بنفسه برای دفع مفاسد حاصله از تمرکز مفرطِ امور به غايت ضروری است. مقصدش اين نیست که نسبت به تنوّع نژادی، اقلیمی، تاريخی، زبان و سنّت، افکار، و عادات، که وجه التمايز مردم و ملّت‌های دنیا است بی‌اعتنايی نموده و يا سعی در سرکوبی آن‌ها کند. ندايش دعوت به يک وفاداری وسیع‌تر و آمالی عظیم‌تر از آن است که تا به حال تحرّک‌بخش نوع بشر بوده است. تأکیدش بر آن است که امیال و منافع ملّی تابع نیازهای ضروریِ يک جهان متّحد قرار گیرد. از يک طرف تمرکز مفرط امور را مردود می‌شمارد و از طرف ديگر هر کوششی را برای ايجاد يکنواختی رد می‌نمايد. شعارش وحدت در کثرت است." (ترجمه( حصول اين مقاصد نیازمندِ آنست که فرايند تعديلِ گرايش‌های سیاسیِ ملّی چندين مرحله را طیّ کند، گرايش‌هايی که در حال حاضر در غیاب قوانینی واضح و معیّن و يا اصولی قابل تنفیذ و مورد قبول عامّ برای تنظیم روابط بین ملل، در آستانه‌ی هرج و مرج است. جامعه‌ی ملل، سازمان ملل متّحد، نهادها و موافقت‌نامه‌های بسیاری که اين دو به وجود آورده‌اند البتّه در تخفیف بعضی از اثرات منفی اختلافات بین‌المللی مفید بوده‌اند امّا نتوانسته‌اند از بروز جنگ جلوگیری نمايند. از پايان جنگ جهانی دوم تا کنون در واقع جنگ‌های بسیاری رخ داده است و هنوز هم اين روند ادامه دارد.

جنبه‌های عمده‌ی اين مشکل در قرن نوزدهم زمانی که حضرت بهاءاللّه برای اوّلین بار توصیه‌های خويش را برای استقرار صلح جهانی اعلان فرمود ظاهر شده بود. اصل امنیّت جمعی از طرف آن حضرت در مکتوباتی خطاب به فرمانروايان جهان مطرح گرديد. حضرت شوقی افندی در نامه‌ای به زبان انگلیسی منظور حضرت بهاءالله را چنین بیان می‌فرمايد: "اين بیانات متین جز اشاره به محدود کردن اجتناب‌ناپذير قدرت مطلق حاکمیّت ملّی - به منزله‌ی مقدّمه‌ای ضروری برای تشکیل يک جامعه‌ی مشترک‌المنافع از تمام ملل جهان در آينده - چه مفهوم ديگری میتواند داشته باشد؟ نوعی اَبَر حکومت جهانی بايد بالضّروره تدريجاً ايجاد شود که تمام ملل عالم به طیب خاطر به نفع آن حکومت از حقّ اعلان جنگ، از برخی اختیارات در مورد وضع مالیات و از کلّیّه‌ی حقوق مربوط به اندوختن تسلیحات جز برای حفظ نظم داخلی در قلمرو خود، خواهند گذشت. چنین حکومتی بايد شامل يک قوّه‌ی مجريّه‌ی بین‌المللی مقتدر باشد که بتواند حاکمیّت نهايی و بلامنازع خويش را نسبت به هر عضوِ متمرّدِ کشورهای مشترک المنافع اِعمال نمايد؛ يک پارلمان جهانی که اعضايش به وسیله‌ی مردم در هر کشور انتخاب شده و انتخاب‌شان مورد تأيید دولت‌های متبوعه آنان قرار گرفته باشد؛ يک محکمه‌ی کبری که رأيش حتّی در مواردی که کشورهای مربوطه داوطلبانه با ارجاع موضوع خود به آن محکمه موافقت ننموده‌اند قاطع و مطاع باشد.

برای دسترسی به متن کامل بیانیه بیت العدل اعظم خطاب به اهل عالم با نام "وعده صلح جهانی" اینجا کلیک کنید.