برای دسترسی به متن کامل بیانیه بیت العدل اعظم خطاب به اهل عالم با نام "وعده صلح جهانی" اینجا کلیک کنید.
تفکری نو، گفتمانی نو
بیانیّه وعده صلح جهانی - بخش 7
توجّه روزافزونی که به بعضی از عمیقترين مشکلات کرهی زمین معطوف میگردد نشانهی امیدبخش ديگری است. علیرغم نارسايیهای آشکار سازمان ملل متّحد، بیش از چهل بیانیّه و عهدنامه که اين سازمان به تصويب رسانده، حتّی در مواقعی که دولتها در تعهّد خود نسبت به آنها اشتیاقی نشان ندادهاند، جان تازهای به مردم عادی بخشیده است. اعلامیّهی جهانی حقوق بشر، کنوانسیون منع و مجازات کشتار دستهجمعی و اقدامات مشابهی مربوط به رفع کلیّهی تبعیضات بر مبنای نژاد، جنسیّت، و عقیدهی مذهبی، رعايت حقوق کودک، حفظ همهی افراد انسانی علیه شکنجه، ريشهکنی گرسنگی و سوء تغذيه، استفاده از پیشرفتهای علمی و تکنولوژيکی در راه صلح و به سود بشريّت، تمامی اين قبیل اقدامات، اگر دلیرانه تنفیذ گردد و گسترش يابد، به فرارسیدن روزی سرعت خواهد بخشید که کابوس جنگ ديگر نخواهد توانست بر روابط بینالمللی سايه افکند. نیازی نیست که بر اهمّیّت مطالبی که در اين بیانیّهها و میثاقها مورد توجّه قرار گرفته تأکید شود امّا برخی از اين مطالب به دلیل ارتباط مستقیمشان با استقرار صلح جهانی، درخور توضیح بیشتری هستند.
نژادپرستی که يکی از زيانبارترين و مزمنترين مفاسد و شُرور است سدّی عمده در راه استقرار صلح میباشد. نژادپرستی چنان هَتک حرمت شرمآوری نسبت به مقام انسان است که به هیچ دلیلی و تحت هیچ شرايطی نمیتوان آن را توجیه نمود. تبعیض نژادی ظهور استعدادهای نهفته و بیکران قربانیانش را معوّق و عاطل میسازد، مرتکبینش را به فساد و تباهی میکشاند و پیشرفت انسان را مختل میکند. فايق آمدن بر اين مشکل مستلزم پذيرفتن يگانگی نوع بشر و تنفیذ آن از طريق اقدامات قانونیِ مناسب در سراسر جهان است.
اختلاف مفرط میان غنی و فقیر که سرچشمهی مصائب شديدی است جهان را در حالتی از بیثباتی نگاه میدارد و عملاً آن را به ورطهی جنگ میکشاند. معدودند اجتماعاتی که به نحوی مؤثّر به اين مسئله پرداخته باشند. حلّ اين مشکل اتّخاذ همزمان رويکردهای روحانی، اخلاقی و عملی را ايجاب میکند. بايد با نگاهی تازه بر اين مشکل نگريست، نگاهی که راهگشای مشورتِ عاری از مجادلات اقتصادی و ايديولوژيکی با متخصّصینِ طیف وسیعی از رشتههای مختلف باشد و مردم را در اخذ تصمیماتی فوری که مستقیماً بر زندگی آنها اثرگذار است مشارکت دهد. اين مسئله تنها به ريشهکن کردن فقر شديد و غنای بیش از حدّ منحصر نمیشود بلکه همچنین با آن حقايق روحانیّهای مرتبط است که درک آنها میتواند طرز فکر و گرايش بینالمللی جديدی را به وجود آورد. پروردن چنین طرز فکر و گرايشی خود قسمت عمدهای از راه حلّ است.
ملّیگرايی افراطی که با وطنپرستی معقول و مشروع کاملاً متفاوت است بايد جای خود را به يک وفاداری وسیعتر يعنی محبّت به تمامی نوع انسان بدهد. حضرت بهاءالله میفرمايد: "عالم يک وطن محسوب است و مَن علی الارض اهل آن.: مفهوم جهانوطنی يا شهروندی جهانی نتیجهی مستقیمِ کاهش يافتن کرهی ارض به يک سرزمین واحد از طريق پیشرفتهای علمی و وابستگی غیر قابل انکار ملّتها به يکديگر است. محبّت ورزيدن نسبت به تمام مردم دنیا با عشق به میهن مغايرت ندارد. در يک اجتماع جهانی، منافع جزء از طريق ترويج منافع کل بهتر تأمین میگردد. فعّالیّتهای جاری بینالمللی در زمینههای مختلف که محبّت متقابل و حسّ همبستگی در میان مردم را تقويت میکند بايد به مراتب افزايش يابد.