برای دسترسی به متن کامل بیانیه بیت العدل اعظم خطاب به اهل عالم با نام "وعده صلح جهانی" اینجا کلیک کنید.
تفکری نو، گفتمانی نو
بیانیّه وعده صلح جهانی - بخش 8
اختلافات دينی در سراسر تاريخ باعث حدوث جنگها و نزاعهای بیشمار گرديده، آفت عمدهای برای پیشرفت بوده، و روز به روز در نظر همهی مردم چه ديندار و چه بیدين، مبغوضتر و منفورتر میگردد. پیروان تمام اديان بايد مايل به بررسی مسائل اساسی ناشی از اين منازعات باشند و جوابهای روشنی بیابند که چگونه میتوان اختلافات بین پیروان اديان، اعمّ از تئوری و عملی را برطرف ساخت؟ چالشِ پیشِ روی رهبران مذهبی جهان آنست که با قلبی سرشار از رأفت و شفقت و با اشتیاقی برای يافتن حقیقت، به وضع اسفبار بشر تفکّر نمايند و از خود بپرسند که آيا نمیتوانند خاضعانه در برابر خالق توانای خويش اختلافات تئولوژيکی خود را با روح بزرگواری و حلم و مدارای متقابل به کنار افکنند تا بتوانند برای پیشبرد حسن تفاهم و ايجاد صلح در بین ابنای بشر با يکديگر همکاری نمايند.
آزادی زنان و حصول تساوی کامل میان زن و مرد، هرچند اهمّیّت آن کمتر اذعان شده، يکی از مهمترين لوازم استقرار صلح است. انکار اين تساوی، ظلم و ستم به نیمی از جمعیّت جهان است و گرايشها و عادات زيانبخشی را در مردان به وجود میآورد که از محیط خانواده به محلّ کار و به حیات سیاسی و مآلاً به روابط بینالمللی منتقل میگردد. هیچ دلیل اخلاقی، عملی و يا بیولوژيکی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن اين عدم تساوی را توجیه نمود. تنها زمانی که زنان در جمیع مساعی بشری سهمی کامل و مساوی داشته باشند جوّ اخلاقی و روانی مساعدی برای پديد آمدن صلح بینالمللی به وجود خواهد آمد.
امر تعلیم و تربیت عمومی که هماکنون بسیاری از مردمِ متعهّد از تمام اديان و ملل عالم را بر خدمت خويش گماشته، سزاوار حدّ اکثر حمايت دول جهان است. جهل و نادانی بدون ترديد علّت اصلی تدنّی و سقوط ملّتها و تداوم تعصّبات است. هیچ کشوری به موفّقیّت دست نخواهد يافت مگر آنکه تمام شهروندانش از آموزش و پرورش برخوردار باشند. فقدان منابع مالی، توانايی بسیاری از کشورها را در ايفای اين امر ضروری محدود مینمايد و رعايت اولويّتهای خاصّی را ايجاب میکند. شايسته است که دواير تصمیمگیرندهی مربوطه، اولويّت اوّل را به آموزش و پرورش زنان و دختران اختصاص دهند زيرا از طريق مادران تحصیل کرده و تعلیم يافته است که ثمرات علم و دانش میتواند به سريعترين و مؤثّرترين وجه در سراسر اجتماع انتشار يابد. احتیاجات عصر حاضر ايجاب میکند که تدريسِ مفهومِ شهروندی جهانی نیز به عنوان بخشی از آموزش معمولیِ هر کودک در نظر گرفته شود.
مسئلهی فقدان اساسیِ مراوده و ارتباط بین ملّتها مساعی بشر را برای حصول صلح جهانی به شدّت تضعیف میکند. اتّخاذ يک زبان کمکیِ بینالمللی تا حدّ زيادی سبب حلّ اين مشکل خواهد شد و درخور توجّه فوری است.
در تمام موارد مذکور دو نکته نیاز به تأکید دارد. يکی اينکه منسوخ کردن جنگ صرفاً عبارت از امضای قراردادها و قطعنامهها نیست بلکه کار پیچیدهای است که مستلزم تعهّدی عمیقتر نسبت به حلّ مسائلی است که معمولاً مرتبط با استقرار صلح به شمار نمیآيند. اين تصور که امنیّتِ جمعی صرفاً بر مبنای پیمانهای سیاسی حاصل خواهد شد، خیالی پوچ و واهی است. نکتهی ديگر آنکه، چالش اوّلیّه در پرداختن به مسائل مربوط به صلح آنست که صلح نه صرفاً به عنوان يک موضوع عملی بلکه يک اصل بنیادين انگاشته شود زيرا صلح اساساً از حالتی درونی مبتنی بر گرايشی روحانی و اخلاقی منبعث میشود و عمدتاً با برانگیختن اين گرايش است که امکانِ يافتن راه حلّ های پايدار میسّر میگردد.