برای دسترسی به متن کامل بیانیه بیت العدل اعظم خطاب به اهل عالم با نام "وعده صلح جهانی" اینجا کلیک کنید.
تفکری نو، گفتمانی نو
بیانیّه وعده صلح جهانی - بخش 11
يک جامعهی جهانی که در آن تمام موانع اقتصادی برای همیشه برطرف شده و وابستگی متقابل سرمايه و کارگر به طور قطع پذيرفته شده باشد؛ جامعهای که در آن هیاهوی تعصّب و جدال دينی برای ابد ساکت گشته و شعلهی خصومت نژادی نهايتاً خاموش شده باشد؛ جامعهای که در آن مجموعهی واحدی از قوانین بینالمللی که نتیجهی قضاوت دقیق نمايندگان فدرال جهانی است تدوين شده و ضامن اجرايش مداخلهی فوری و قهری قوای مرکّب از نیروهای کشورهای همپیمان باشد؛ و بالاخره، يک جامعهی جهانی که در آن آگاهی مستمر از مفهوم شهروندی جهانی جایگزين ملّیگرايی افراطی و ستیزهجو شده باشد. اين است طرحی اجمالی از نظمی که حضرت بهاءاللّه پیشبینی فرمودهاند، نظمی که در آينده به منزلهی اعلی ثمرهی عصری شناخته خواهد شد که تدريجاً رو به بلوغ میرود." (ترجمه(
اجرای اين اقدامات پردامنه را حضرت بهاءاللّه چنین پیشبینی فرمود: "لابدّ بر اين است مجمع بزرگی در ارض برپا شود و ملوک و سلاطین در آن مجمع مفاوضه در صلح اکبر نمايند."
شجاعت، عزم راسخ، خلوص نیّت، محبّتِ بیشائبهی يک ملّت نسبت به ملّت ديگر - همهی صفات معنوی و اخلاقیِ لازم برای برداشتن اين قدم بزرگ تاريخی به سوی صلح جهانی - بر اِعمال اراده استوارند و برای برانگیختن اين اراده، لازم است که توجّهی جدّی به حقیقت انسان يعنی به تفکّر او معطوف گردد. علاوه بر درک اهمّیّت اين حقیقت پرقدرت، بايد به اين ضرورت اجتماعی نیز پی برد که ارزش بینظیر نیروی تفکّر بايد از طريق مشورت صادقانه و صمیمانه و خالی از تعصّب و با عمل بر طبق نتايج مشورت به عرصهی شهود در آيد. حضرت بهاءاللّه توجّه بشر را مؤکّداً به محسّنات مشورت و ضرورت آن در تنظیم امور انسانی جلب نموده میفرمايد: "مشورت بر آگاهی بیفزايد و ظنّ و گمان را به يقین تبديل نمايد. اوست سراج نورانی در عالم ظلمانی، راه نمايد و هدايت کند. از برای هر امری مقام کمال و بلوغ بوده و خواهد بود و بلوغ و ظهور خرد به مشورت ظاهر." نفس کوشش برای حصول صلح از طريق اقدامی مشورتی که آن حضرت توصیه فرموده میتواند چنان جوّ مساعد و مناسبی را در میان مردم جهان به وجود آورد که هیچ نیرويی نخواهد توانست مانع نتیجهی موفّقیّتآمیز نهايی آن گردد.
حضرت عبدالبهاء، فرزند حضرت بهاءاللّه و مبیّن منصوص تعالیم آن حضرت، در بارهی دستورالعمل اين مجمع جهانی چنین میفرماید: "مسئلۀ صلح عمومی را در میدان مشورت گذارند و به جمیع وسايل و وسايط تشبّث نموده عقد انجمن دول عالم نمايند و يک معاهدهی قويّه و میثاق و شروط محکمهی ثابته تأسیس نمايند و اعلان نموده به اتّفاق عموم هیئت بشريّه مؤکّد فرمايند. اين امر اتمّ اقوم را که فیالحقیقه سبب آسايش آفرينش است کلّ سکّان ارض مقدّس شمرده جمیع قوای عالم متوجّه ثبوت و بقای اين عهد اعظم باشد و در اين معاهدهی عمومیّه تعیین و تحديد حدود و ثغور هر دولتی گردد و توضیع روش و حرکت هر حکومتی شود و جمیع معاهدات و مناسبات دولیّه و روابط و ضوابط مابین هیئت حکومتیّهی بشريّه مقرّر و معیّن گردد. و کذلک قوّهی حربیّهی هر حکومتی به حدّی معلوم مخصّص شود چه اگر تدارکات محاربه و قوای عسکريّهی دولتی ازدياد يابد سبب توهّم دول سايره گردد. باری اصل مبنای اين عهد قويم را بر آن قرار دهند که اگر دولتی از دول منبعد شرطی از شروط را فسخ نمايد کلّ دول عالم بر اضمحلال او قیام نمايند بلکه هیئت بشريّه به کمال قوّت بر تدمیر آن حکومت برخیزد. اگر جسم مريض عالم به اين داروی اعظم موفّق گردد البتّه اعتدال کلّی کسب نموده به شفای باقی دائمی فايز گردد."
انعقاد اين مجمع عظیم خیلی به تأخیر افتاده است.
با قلوبی مشتاق، از رهبران تمام کشورها تمنّا مینمايیم که اين فرصت مناسب را مغتنم شمارند و برای تشکیل اين مجمع جهانی گامهای برگشتناپذيری بردارند. تمام نیروهای تاريخ، نوع بشر را به سوی اين اقدام که نشانهی ابدی طلوع صبح بلوغ عالم انسانی خواهد بود سوق میدهد، بلوغی که بشريّت قرنها در انتظار آن بسر برده است.
آيا سازمان ملل متّحد، با پشتیبانی کامل تمام اعضايش، برای تحقّق مقاصد عالیهی اين والاترين مجمع قیام نخواهد کرد؟
سزاوار است که زنان و مردان، جوانان و کودکان در همه جا فوايد جاودانهای را که اين اقدام ضروری برای تمام مردمان در بر خواهد داشت دريابند و بانگ موافقت مشتاقانهی خويش را به گوش جهانیان رسانند. امید وطید ما آنست که نسل حاضر آن نسلی باشد که اين مرحلهی شکوهمند در فرايند تکامل حیات اجتماعی بر روی کرهی زمین را آغاز مینمايد.
سرچشمهی خوشبینی ما بینشی است که از پايان دادن به جنگ و ايجاد سازمانهای همکاری بینالمللی فراتر میرود. حضرت بهاءاللّه تأکید میفرمايند که صلح پايدار در بین ملّتها هرچند مرحلهای مهم و ضروری است امّا هدف غايیِ تکامل اجتماعی نوع انسان نیست. ورای متارکهی اجباری اوّلیّهی جنگ از ترس فاجعه جنگ اتمی، ورای امضای پیمان صلح سیاسی از روی اکراه در بین کشورهای رقیب و مظنون به يکديگر، ورای ترتیبات عملی برای امنیّت و همزيستی، و ورای حتّی آزمونهای بسیاری در زمینهی همکاری که در اثر اين اقدامات میسّر خواهد شد، متعالیترين هدف غايی، اتّحاد اهل عالم در يک خانوادهی جهانی است.