پدرام همیشه به این فکر میکنه که کار درست کدومه. یا دست کم سعی میکنه فکر کنه و تصمیم بگیره که کار درست کدومه.
گاهی وقتها فشار اطرافیان و جامعه به طور کلی به شکلیه که به باورهامون، ارزشهامون، و درست بودنشون شک میکنیم. آیا همچنان باید سعی کنم بدون تقلب پیشرفت کنم؟ آیا من که سعی میکنم حق کسی رو نخورم، سادهلوحم؟ آیا حتما باید پا رو بقیه بذارم که برم بالا؟
اگر هیچ کدوم از این سوالات برای شما هم پیش اومده، داستان پدرام احتمالا براتون جالب باشه.