۱۴- حقیقت از پشت حجاب رخ نمود

Program Picture

طاهره قرة العین

۱۴- حقیقت از پشت حجاب رخ نمود
۲۱ شهریور ۱۴۰۲

بدشت بود و اصحاب حضرت باب و ایامی که می‌بایست استقلال آیین حضرت باب به یاران جمع شده، ابلاغ شود. این مسئولیت سنگین را قر‌ه‌العین بر عهده گرفته بود. با اجازه میرزا حسینعلی نوری و مشورت با جناب قدوس اولین قدم را که کشف حجاب‌اش در میان اصحاب بود برداشت. همهمه و آشوبی شد و به هتاکی وناسزاگویی کشیده شد. اصحاب برآن شدند که از قدوس یاری بطلبند تا این ادعای قره‌العین بر نسخ قرآن را دفع کند.

***

راوی: طاهره بنا بر معمول، برای گفتگو با عده‌ای از اصحاب و  قدوس و همچنین حضرت بهاءالله در خیمه ایشان خود را آماده می‌کرد، در آن روز بهترین لباس خود را پوشید … نفیس‌ترین جواهراتی که همراه داشت را زیبنده پیکر خود ساخت و به سمت خیمه حضرت بهاءالله به راه افتاد … زمانی که به خیمه رسید اصحاب و قدوس در خیمه حضرت بهاءالله حضور داشتند.

اصحاب: چه کردی ای زن …

. چشم‌ها را بپوشانید.

. دیدن تو حرام است.

. خود را بپوشان.

طاهره: برادران من … آرام باشید … به یاد بیاورید منکرین رسول الله را، هنگامی رسول خدا با آیاتی از جبرئیل مردم را هدایت می‌کرد و بیانی تازه آورده بود … همه می‌گفتند که موافق با قواعد و قوانین ما نیست و منکرش شده بودند … اینک همان لحظه و همان وعده خداست … شما نیز باید امروز بدانید که پیامبر خداوند ظهور کرده است، قرآن دیگر منسوخ شد، کتاب جدیدی از آسمان برای ما نازل شده و قوانین جدیدی برای ما مقرر گردیده است، مانند وقتی که حضرت عیسی کتاب حضرت موسی را نسخ کرد … هم چون حضرت محمد که کتاب حضرت عیسی را نسخ کرد.

. چه می‌گویند … کتاب جدید … منظورشان چیست؟

اصحاب: هرگز این نمی‌شود.

. نسخ قرآن امکان ندارد.

طاهره: برادران این قضیه چه اهمیت دارد … نباید با نظر اعتنا به آن نگاه کرد آیا من خواهر شما نیستم؟ آیا شما برادران من نیستید؟ کدام خواهری صورتش را از برادرانش می‌پوشاند؟

. خودتان را بپوشانید.

راوی: طاهره نتوانست کاملا به مقصود موفق شود … عده قلیلی آن هم به ندرت به او نگاه می‌کردند … بعد از مدتی، اصحاب حضرت باب که در خیمه حضرت بهاءالله حضور داشتند بیرون آمدند.

1: چرا این زن بر خلاف قوانین مذهبی صورت خود را به مردان نشان می‌دهد.

2 : قطعا دچار جنون شده.

3: این اقدام هرزه‌گردی ست.

4: چه می‌گویید او حضرت طاهره است، حروف حی است خاموش شوید.

1: دفاعِ بی خود نکن عملش حرام بود حرام … جناب قدوس کجا تشریف بردند؟

2: باید نزد ایشان برویم برخیزید این عمل قبیح را باید مجازاتی باشد … ایشان می‌دانند.

راوی: بدشت بود و اصحاب حضرت باب و ایامی که می بایست استقلال آیین حضرت باب به یاران جمع شده ابلاغ شود و این مسئولیت سنگین را قره العین بر عهده گرفته بود، با اجازه میرزا حسنیعلی نوری و مشورت با قدوس اولین قدم که کشف حجابش در میان اصحاب بود را برداشت، همهمه و آشوبی که به هتاکی و ناسزاگویی کشیده شد، اصحاب بر آن شدند که از قدوس یاری بطلبند تا این ادعای قره العین بر نسخ قرآن را دفع کند، باری همگی به خیمه قدوس رفتند.

اصحاب:

1: این که نمی‌شود حکم حجاب نسخ شود کشور به هم می‌ریزد استغفرالله.

2: آن که جای خود، قرآن مجید را مگر می‌توان کنار گذاشت استغفرالله … چه می‌گوید این زن؟

3: جناب قدوس؟ اجازه می‌فرمایید؟ عرضی داشتم.

قدوس: بفرمایید برادران، سلام علیکم … سلام.

2: جناب قدوس دیدید که چه پیش آمد … چشممان به دیدن حرام آلوده شد … ما تابع قرآن مجیدیم.

1: تعصب داریم … مسلمانیم و تسلیم اوامر کتاب.

3: مگر می‌شود جناب طاهره بی‌پرده و ناگهان در جمع حضور بیابد … بدون حجاب … مگر می‌شود … خواهشمندیم کاری بکنید.

قدوس: مسئله در حد خود پیچیده و سخت است و مرا به اشتباه می‌اندازد، شاید در این اعمال و رفتار معمایی باشد که معنی آن بر من هم پوشیده است.

1: معما؟؟ یعنی شما باور دارید که معمایی در پس این عمل بوده؟

قدوس: باید به تجسس معنای این رفتار اسرارآمیز برآئیم … جز با گفتگو با او این مسئله حل نمی‌شود.

2: شاید برادران، چون تا پیش از این چنین عملی از ایشان ظاهر نشده بود.

3: برویم برادران، جناب قدوس ما را از بیاناتتان محروم نفرمایید … سلامت باشید.

قدوس: سرتان سلامت … بروید و آرام باشید … رازش آشکار خواهد شد … به سلامت.

قدوس: جناب طاهره تا اینجا عمل شما کمی جواب داده من با اصحاب به کرات صحبت کردم و به آنها یادآور شدم که محقق است  که حجاب بیشتر به واسطه عادت معمول شده نه به واسطه قانون.

news letter image

ثبت نام در خبرنامه