زيرا بررسی منصفانهای از اصل کلامِ مؤسّسین اديان بزرگ و اوضاع اجتماعی محیطی که در آن هر يک از اين مظاهر الهی موظّف به اجرای رسالت خويش بودند نشان میدهد که هیچ مطلبی در تأيید مشاجرات و تعصّباتی که سبب انحراف جوامع دينی و در نتیجه، تدنّی جمیع شئون انسانی گردد وجود ندارد.
آموزۀ "آنچه به خود نمیپسندی به ديگران مپسند" که در تمام اديان بزرگ به اشکال گوناگون و به طور مکرّر آمده است، از دو جهتِ خاصّ مؤيِّد اين نظر میباشد: يکی آنکه جوهر و چکیدهی مفاهیم اخلاقی و جنبهی صلحآفرين همهی اديان را، فارغ از زمان و مکانی که در آن ظاهر شدهاند، نشان میدهد و ديگر آنکه بر جنبهای از وحدت دين دلالت میکند که فضیلت ذاتی تمام اديان است، فضیلتی که نوع بشر در چشمانداز غیر منسجم خود از تاريخ، از درک آن قاصر مانده است.
اگر بشريّت مربّیان روحانی عصر طفولیّتِ جمعی نوع بشر را طبق خصوصیّت واقعی آنان، در مقام عاملین يک فرايند تمدّنساز مشاهده مینمود، يقیناً از اثرات تکاملی ظهورات پی در پیِ آنان بهرهای صدچندان میگرفت. افسوس که در اين مورد قصور نمود.
بازگشت التهابات افراطی مذهبی در بسیاری از نقاط جهان را نمیتوان جز تلاشی مذبوحانه به شمار آورد. نفس خشونت و اخلالگری، پديدههايی که با اين التهابات همراه است، خود نمايانگر ورشکستگی روحانی عقايد وابسته به آنها است. به راستی يکی از عجیبترين و غمانگیزترين خصوصیّات شیوع تعصّبگرايی مذهبی کنونی آنست که تا چه حدّ در تمام موارد نه تنها موجب تضعیف موازين روحانی لازم برای وحدت نوع انسان میشود بلکه همچنین باعث بیارزش نمودن موفّقیّتهای بینظیر اخلاقی همان دينی میگردد که مدّعی ترويج آن است.
هرچند دين نیروی حیاتی و مهمّی در تاريخ بشری بوده و هرچند بازگشت التهابات ستیزهگر مذهبی شديد است، با اين حال مدّتهاست که دين و مؤسّسات دينی، از جانبِ عدّهی روزافزونی از مردم، پديدهای بیربط با مسائل مهمّ دنیای مدرن انگاشته شدهاند. به جای تمسّک به دين، مردم يا به ارضای شهوات مادّی روی آوردهاند و يا ايديولوژیهايی را دنبال میکنند که به دست بشر ساخته شده و برای رهايی اجتماع از بلاهای آشکاری که از آنها رنج میبرد طرحريزی گرديدهاند. متأسّفانه بسیاری از اين ايديولوژیها به جای آنکه مفهوم وحدت نوع انسان را در بر گیرند و توافق و هماهنگی بیشتری را در میان مردم مختلف ترويج دهند، گرايششان بر آنست که حاکمیّت ملّی را خدايگون سازند، بقیّهی نوع بشر را تابع و فرمانبردار يک ملّت، يک نژاد و يا يک طبقه قرار دهند، در سرکوب کردن هر نوع مباحثه و تبادل افکار بکوشند، و يا بیرحمانه میلیونها مردم گرسنه را رها نمایند تا قربانی عملیّات يک سیستم بازار اقتصادی گردند، سیستمی که به وضوح باعث تشديد مصائب اکثريّت نوع بشر گشته و در عین حال عدّهی قلیلی را قادر ساخته است که در چنان وفور نعمتی غوطهور شوند که نسلهای پیشینِ ما آن را حتّی در خواب هم نمیديدند.
چه اسفبار است کارنامهی مرامهايی که عقلایِ دنیابینِ عصر حاضر آنها را به عنوان جایگزين دين خلق کردهاند. قضاوت قطعی تاريخ در بارهی ارزش اين مرامها را میتوان در يأس و سرخوردگی گستردهی انبوه مردمانی مشاهده نمود که تعلیم يافتهاند تا در محراب آنها به پرستش پردازند. ثمرات اين مکتبها – پس از دهها سال اِعمال قدرتِ روزافزون و بلامانع از طرف کسانی که برتری قدرت و مقامشان در امور بشری را مديون اين عقايد میباشند – امراض اقتصادی و اجتماعی کشندهايست که در واپسین سالهای قرن بیستم هر گوشهی جهان را مبتلا ساخته است.
برای دسترسی به متن کامل بیانیه بیت العدل اعظم خطاب به اهل عالم با نام "وعده صلح جهانی" اینجا کلیک کنید.