چیزی که مالِ همه است، اغلب مالِ هیچکس میشود. در یک فضای مشترک، وقتی هرکس فکر میکند رسیدگی به مشکلات وظیفه دیگری است نه خودش، کارها رفتهرفته میخوابد؛ تا این که یک روز یک اتفاقِ ناخوشایند زنگِ خطر را به صدا درمیآورد. این قسمت یک ساختمانِ کوچک را مثلِ نمونهای از خودِ جامعه نشان میدهد: جایی که تا وقتی مشکل بزرگ نشده کسی پیگیرش نیست و وقتی هم بزرگ شد، همه به جای حلکردن، دنبالِ مقصر میگردند. شاید سلامتِ هر جمع، از همین جا معلوم شود که آیا حاضریم بارِ آنچه را مالِ همه است، خودمان هم به دوش بکشیم؟
از دل گفتوگو