یک اشتهای سیریناپذیر در ما هست؛ میلی به داشتنِ بیشتر، تجربه بیشتر، خریدنِ بیشتر. به ما باوراندهاند که خوشبختی همیشه یک قدم آنطرفتر است، در چیزی که هنوز نداریم. اما این ولع، صورتحسابی دارد که جهان بیصدا میپردازد: حیوانهایی که رو به انقراض میروند، کوهی از زباله، زمینی که خسته میشود، و فاصلهای که میان آنها که زیاد دارند و آنها که هیچ ندارند هر روز عمیقتر میشود. پرسشِ ناراحتکننده این است: ما وسیلهای شدهایم برای چرخاندنِ اقتصاد، یا قرار بود اقتصاد در خدمت زندگیِ ما باشد؟ شاید رهایی، نه در داشتنِ بیشتر، که در خواستن کمتر باشد.
از دل گفتوگو