گاهی آدمها از بیرون آنقدر با هم فرق دارند که فکر میکنیم هیچ ربطی به هم ندارند. اما زیرِ همین ظاهرهای ناهمگون، شاید یک حقیقتِ ساده پنهان باشد: این که هیچکداممان جدا و مستقل نیستیم؛ هر کسی تکهای از یک کل است. مثلِ سازهای یک ارکستر که با همه تفاوتشان یک آهنگ میسازند، یا سلولهای یک بدن که هر کدام تنها بهاندازه نیازش برمیدارد و بقیه را به کل میسپارد. وقتی خودت را بخشی از یک کل ببینی، رقابت جایش را به همکاری میدهد و دیگر سخت میتوانی به خاطرِ منفعت خودت به طبیعت یا به آدمهای دیگر آسیب بزنی. شاید کلید بسیاری از گرههای امروز ما همین باشد.
از دل گفتوگو