چه میشود وقتی کسی کمی قدرت به دست میآورد؟ خیلی وقتها، به جای آن که آن را در خدمتِ دیگران بگذارد، با آن عقدههایش را سرِ زیردستاناش خالی میکند. کسی که زیر فشار بیماری و بدهی و خستگی کمر خم کرده، بهجای دستگیری، تنبیه میشود و در سطح بزرگتر همان منطق تکرار میشود: صاحبان قدرت حقیقت را پنهان میکنند، آمار را دستکاری میکنند و سیستم را به نفع خودشان میچرخانند، حتی اگر بهایش را ضعیفترین آدمها بپردازند. پرسش این است: قدرت قرار است وسیلهای برای خدمت باشد، یا ابزاری برای سلطه؟ و تا کِی باید چوب زیادهخواهیِ عدهای را بقیه بخورند؟
از دل گفتوگو