آهنگ "اومدی" به مناسبت دویستمین سالگرد تولد حضرت باب.
***
اومدی مرد سوار قصهها با کلامی مثل شمشیر مثل نور تا که کابوس سیاه دشمنی، رد بشه از دل عالم بشه دور اومدی سوار ابری که تو رو خیلیا وقت سحر ندیدنت خیلیا پشت حجاب نفسشون گم شدن از خبر رسیدنت تویی آرامش دنیا توی قرنای اخیر تویی مژده جلوس پادشاه بینظیر رو به سرزمین تازه تویی دروازه نور تویی خالق مسیح تو جادههای بیعبور نیمههای شب رسیدی به افق دستای تو حامل ستاره بود توی شورهزار بیدرخت ما دست بارونی تو یه چاره بود «حالا بعد این همه سال نفست زندگیبخش دلای مرده است راهی از اینور سردرگمیها سمت عاشقای دل سپرده است» 2 «تویی آرامش دنیا توی قرنای اخیر تویی مژده جلوس پادشاه بینظیر رو به سرزمین تازه تویی دروازه نور تویی خالق مسیح تو جادههای بیعبور» 2