نجنگیدن، یعنی صلح؛ اما آیا صلح بهتنهایی کافی است؟ آدمها میتوانند کنارِ هم زندگی کنند، به هم کاری نداشته باشند، و باز هم غریبه و تنها بمانند. فاصلهای هست میانِ «با هم نجنگیدن» و «واقعاً با هم بودن». شاید چیزی که دنیا کم دارد فقط آرامش نیست، بلکه اتحاد است: اینکه آدمها، با همهی تفاوتهایشان، مثلِ سازهای یک ارکستر یا سلولهای یک بدن، در خدمتِ یک کل باشند. و شاید ریشهی بسیاری از جداییها همین باشد که یاد نگرفتهایم حرفِ هم را بفهمیم؛ اینکه گفتوگو برای بُردن نیست، بلکه برای نزدیکتر شدن است.
از دل گفتگو