قسمت ۳ – عدالت

Program Picture

پادکست سفید

قسمت ۳ – عدالت
۲۲ فروردین ۱۴۰۲

عدالت واژه‌ آشناییه، ما اغلب در زندگی‌مون با بی‌عدالتی مواجه می‌شیم؟ اما آیا خودمون هم عادل هستیم؟ یا عدالت فقط باید توسط دولت‌مردان رعایت بشه؟

***

از نظر شما جهان توسعه یافته‌ای از نظر اجتماعی و اقتصادی و مادی و روحانی، چه جور جهانیه؟ چه شکلیه؟ چه چیزی به شما آرامش میده و میگین اینه اون جهانی که من می‌خوام و دوستش دارم؟

وقتی چنین جهان توسعه یافته‌ای رو تصور می‌کنیم انگار یه واژه بارها داره تکرار میشه. عدالت، عدالت، عدالت. در بین حیوانات عدالت قابل اجرا نیست. عدالت مختص انسان‌هاست. از حقوق حیوانات حرف نمی‌زنم، منظورم روابط بین خود حیواناته. برای حیوانات داشتن عدالت بی‌معنیه. از وجود حیوانی فراتر میره و جزء جدانشدنی زندگی انسانه. چیزی بیشتر از توجه صرف به مسائل اجتماعیه. بیشتر از توضیع عادلانه‌ی درآمد، دموکراسی و نظام مردم سالار. عدالت در عمق وجدان فرد جای داره. یک اصل روحانی و یک ضرورت برای روح انسانیه.

عدالت از نظر فردی، همون نیروی روح انسانه که باعث میشه حقیقت رو از غیر حقیقت تشخیص بده. انسانی که با چشم خودش می‌بینه، نه با چشم دیگران. با گوش خودش می‌شنوه، نه با گوش دیگران. در این که حکومت باید عادل باشه شکی نیست، ولی اگر هر یک از ما در درونمون عادل باشیم و با چشم و گوش خودمان جستجو کنیم نه از دید و نظر دیگران، چه اتفاقی میفته؟

رشد و پرورش این قوۀ روحانی در فرد ایجاد مسئولیّت می‌نماید تا آزاد از قید و بندهایی که بر اثر تقلید در انسان به وجود آمده، حقیقت را جستجو کند. برای مشارکت در امور و دنبال کردن مسیر پیشرفت جمعی انگیزه پیدا می‌کنه. اگر عدالت به اندازه‌ی کافی در انسان رشد کنه دیگه کسی قربانی ساده‌لوح تبلیغات بازار نمیشه. همون تبلیغاتی که مرتب خرید اشیاء، خدمات و ایدئولوژی‌ها را تلقین می‌کند. باعث میشه در قضاوت‌هامون انصاف داشته باشیم و در رفتار با دیگران بی‌طرفی رو بیشتر رعایت کنیم. یه جورایی این عدالت یار سخت‌گیر زندگی روزانمونه.

در جمیع امور مظهر عدل باشید؛ عدل، مختص به ارباب حکومت نیست. تاجر نیز باید در تجارت عادل باشد. اهل صنعت باید در صنعت خویش عادل باشد. جمیع بشر از کوچک و بزرگ باید به عدل و انصاف پردازند. عدل این است که باید از حقوق خود تجاوز نکنند و از برای هر نفسی آن را بخواهند که برای خویش خواسته‌اند. این است عدل الهی.

از نظر گروهی، عدالت در روابط انسانی فضای مشورت و مذاکره‌ی بیشتری فراهم می‌کند. از مذاکره‌ای حرف نمی‌زنیم که بخوایم درش پیروز بشیم و حرف خودمون رو به کرسی بنشونیم. ما از فضای مشورتی صحبت می‌کنیم که عدالت و انصاف در ان حاکمه و با چشم و گوش خودمان تحقیق می‌کنیم و کاملا بی‌غرضانه و بدون جانبداری بررسی می‌کنیم و مسیر درست و مناسبی رو که به نفع عموم افراد بشر هست رو انتخاب می‌کنیم.

فکرش رو بکنید وقتی چنین جوی حاکم باشه. چقدر زیباست، دیگه تمایلی به تزویر و ریا وجود نداره، افراد رو به دسته‌های مختلف تقسیم نمی‌کنیم. واقعا همه رو یکی می‌بینیم. در چنین جوی، منافع فرد و اجتماع، در راه پیشرفت بشریت از هم جدا نیستن، به هم مرتبطن. اگر بی‌عدالتی وجود داشته باشه رفاه همگانی بشر و حتی کره‌ی زمین فدای منافعی  میشه که ممکنه از پیشرفت‌های فنی و صنعتی، نصیب اقلیت مرفه بشه. اما رعایت عدالت باعث توسعه و عمران واقعی میشه. نیازها و منافع جامعه از نظر اقتصادی و اجتماعی اولویت‌بندی میشه و اون منابع محدود صرف اولویت‌های جامعه میشه.

در همین رابطه سفری می‌کنیم به یکی از مناطق هند.

می‌خواهم این منطقه را به شما نشان دهم. اینجا هند، دهکده‌ای در پنچایات با خانه‌هایی کاه گلی، سقف‌هایی حلبی و کوچه‌های باریک و تنگ، بوی تند ادویه‌ی هندی و زباله‌هایی که در کنار کوچه‌ها ریخته به مشام می‌رسد. همین طور که قدم می‌زنم، صدایی می‌شنوم. به نظر صدای جشن و پایکوبی است. کمی جلوتر همه دور کسی یا چیزی حلقه زده‌اند، هنوز درست مشخص نیست. با هماهنگی هندی میخوانند و دست می‌زنند. باید برم ببینم چه خبره؟ خودم رو با به زور توی جمعیت جا می‌کنم. از میان جمعیت لباس ساری نارنجی پابند و النگوهای طلایی می‌بینم. هنوز نمی‌توانم چهره‌اش را ببینم. یه حلقه گل گردنشه. ساری هم کامل صورتش پوشونده.

news letter image

ثبت نام در خبرنامه