حکایت رهایافته‌ای که زندانی پلید صغیر بود و مردمان نگریست
کوویدنامه ۱۹

حکایت رهایافته‌ای که زندانی پلید صغیر بود و مردمان نگریست

دانلود

حجم مناسب دانلود را انتخاب کنید

اشتراک‌گذاری

مدتی بر این بگذشت و خبری بازنیامد. روی زندگی بر رخم گشاده شد و به حال خویش بازگشتم و احوال مردمان جُستم. یکی از یک حالشان بدحال‌تر. انگشت حیرت بر دهان فکرت گزیدن کفایت نکرد و دست تعجب بر سر شگفتی کوباندم از تبدیل روش مردمان و منش کسان.