۲۳ - مشاهیر زمان دوران
ملک تا ملکوت

۲۳ - مشاهیر زمان دوران

دانلود

حجم مناسب دانلود را انتخاب کنید

اشتراک‌گذاری

حضرت عبدالبهاء در واشینگتن دی‌سی پایتخت ایالات متحده که وطن بسیاری از رهبران اجتماع بود، تعداد زیادی از افراد مهم و مشهور، کاوشگران، سناتورها، رهبران تجاری، دانشمندان و خبرنگاران تمام مطبوعات را تحت تاثیر تعالیم الهی قرار می‌دادند و با روی خوش می‌پذیرفتند. تقاضای دیدار ایشان بسیار بود و با آن حجم ملاقات‌ها و جلسات، هرگز ابراز خستگی نکردند... از جمله افرادی که در آنجا ملاقات نمودند لوئیس جری گرگوری بود. *** راوی: ۲۰ آوریل ۱۹۱۲ میلادی... تمام نشریات از تصاویر حضرت عبدالبهاء و جزئیات اماکنی که محل سخنرانی و دیدارهای ایشان است اطلاع‌رسانی می‌کنند. از تمام ایالات تقاضای دیدار می‌شود، ایشان به واشنگتن دی سی می‌رود... اِلبرت هابرد ناشر، نویسنده و فیلسوف آمریکائی در مجله‌اش رویکرافت پرس تعریفی شایان از ایشان می‌کند: مردی بزرگ اخیرا به آمریکا سفر کرده است... عبدالبهاء از سرزمین ایران می‌آید، خود را خادم خداوند می‌نامد... او مسیحای نوین است... با تمام طبقات مردم ملاقات می‌کند... بگذارید به هر بانک، کارخانه، ساختمان اداری و کلیسا قدم بگذارد تا ببینید همه چیز کنار گذاشته می‌شود و چشم‌ها و گوش‌ها تا زمانی که محل را ترک نکرده فقط متمرکز و جذب او می‌شود... ... خبرنگار: از همین فاصله عکس بگیر که مردم در حال داخل شدن به منزل خانم اَگنِس پارسِنز هستند. عکاس: چه منزل بزرگی هم دارند... چقدر زیباست و چه خوب ثروتش را خرج می‌کند. خبرنگار: خانه‌اش گنجایش ۱۵۰ مهمان را دارد... در یک مهمانی ایشان شرکت داشتم... حال میزبان عباس افندی ملقب به عبدالبهاء شده‌اند... بیشتر هنرمندان و نویسندگان و اساتید دانشگاهی، حتی سیاستمداران، همه را با عبدالبهاء آشنا کرده. عکاس: از آنجایی که گفتید در سال ۱۹۱۰ میلادی با جمعی از دوستان صاحب نامش به عکا سفر کرده بود و قبلا ایشان را دیده و بیاناتشان را شنیده، معلوم بود می‌خواهد از محضر پر فیض ایشان بهره ببرد. خبرنگار: آنجا را ببین... زود باش عکس بگیر... وزیر خزانه‌داری آمریکا لی مَک کِلانگ است. زودباش دیگر باید داخل شویم تا از عبدالبها در حال سخنرانی گزارش تهیه کنیم... عکس گرفتی؟ عکاس: بله قربان برویم. ... - صحبت‌هایشان بی‌نظیر بود. - تا کنون نشنیده بودم. - چه مقام روحانی داشتند. - هر چه شنیدم درست بود. خبرنگار: عکس گرفتی؟ عکاس: بله قربان... آمدند وزیر خارجه. آنجاست برویم. خبرنگار: جناب لی مک کلانگ چند لحظه وقت می‌دهید؟ لی: بفرمایید. خبرنگار: نظرتان در مورد عبدالبهاء چه بود؟ لی مک: احساس می‌کردم در محضر یکی از انبیای بزرگ هستم... اسحاق... ایلیا... نه اینها نبودند... در کنار مسیح!! نه انگار در محضر پدر آسمانی‌ام بودم. خبرنگار: ممنون جناب مک گلانگ. مک کلانگ: موفق باشید. عکاس: چه تعبیر حیرت‌انگیزی بود قربان... پدر آسمانی. خبرنگار: همینطور است... خب برویم دیگر. راوی: حضرت عبدالبهاء در کلیسا و سپس در تالار کُنتینانتالِ دختران انقلاب آمریکا در مقابل ۳۰۰۰ نفر و زنان جوانِ خواهان حق رای از اهمیت حقوق زنان فرمودند، در حالیکه در پایان سخنرانی ایشان همگی به احترامشان برخاستند ... ... عکاس: قربان این جلسات که برای گزارش می‌رویم عجیب روی من که به عنوان عکاس می‌روم اثر می‌گذارد. خبرنگار: می‌دانم... من هم همینطور در سالن کُنتینانتال آن سه هزار نفر که به احترامشان برخاستند عجیب مرا دگرگون کرد و پیامشان که فرمودند در پیشبرد تساوی حقوق زن و مرد بکوشند و وقتی لزوم آموزش برابر زنان و مردان را مطرح کردند بر جمعیت اثر عجیبی گذاشت. عکاس: امروز چه ها که نخواهیم دید... جناب الکساندر گراهام بل مخترع تلفن دانشمند و مبتکر اسکاتلندی آمریکایی و مربی ناشنوایان شیفته عبدالبهاء شده است و ایشان را برای سخنرانی در انجمن خود دعوت کرده قربان . خبرنگار: به انجمنش رفته‌ام... آنجا با اعضایی با هم به طرح و بررسی اکتشافات خود می‌پردازند... خب رسیدیم... آه شروع شده... داخل شو زودتر. راوی: حضرت عبدالبهاء که به اقتضای مجالسی که در آن سخنرانی می‌نمایند موضوعات را انتخاب می‌کنند، در انجمن الکساندر گراهام بل از اهمیت علم و عقل فرمودند و علم را اعظم مَنقَبت عالم انسانی بیان فرمودند و همگان را به تحصیل علوم و معارف سودمند به حال بشر تشویق و ترغیب نمودند. ... عکاس: قربان! دیدید در انجمن چه جو عجیبی بود... حتی سخنران بعدی گفت: سخنان این استاد شرقی چنان زیبا و بی‌نظیر بود که من زبانم برای هر سخنی قاصر است و همه حضار سر تایید تکان دادند، چقدر آقای گراهام بل لذت بردند. خبرنگار: خبر نداری قرار است در مجامع مهم گردهمایی گراهام بل که معروف به گردهمایی عصر چهارشنبه است عبدالبهاء سخنرانی کند... خانم اگنس با هنرمند معروف طراح تئودور اِسپای سِر هماهنگ کرده تا از چهره عبدالبهاء مدال تهیه کند... اول باید طرح چهره ایشان را بکشد... می‌خواهد اجازه بگیرد... امیدوارم قبول کنند. ...