نمایش باران و فاران
امیدواری
در این قسمت مادربزرگ بچهها به دیدنشون اومده. شب، قبل از خواب، برای بچهها قصهای در مورد این که حتی در بدترین شرایط هم باید امیدوار بود تعریف میکنه.
***
مادر: الان کاراتونو کردین دیگه وقت خوابه!
فاران: مامان من هنوز مسواک نزدم، یکم دیگه بشینیم دیگه.
باران: راست میگه دیگه مامان! مامانبزرگم آمده یکم بیشتر بیدار بمونیم.
پدر: بچهها