من اینجا هستم

ماههای آخر بارداری و زایمان
قراردادم دیگه داره تموم میشه. نمیدونم بعد از اون چیکار بکنم. میشه اونو نه ماه دیگه هم تمدید کنم؟ وقتی دلم شور میزنه و نگران میشم، شستم رو محکمتر میمکم. احساس میکنم همه چی در هم و برهم شده. مثل مهای سرم که بلند و درهم ریخته ست. مامان زود خسته میشه، آخه من هفت

پدر و مادر هر دو مسئول تربیت فرزند هستند
آخی، چقدر خوبه که آدم راحت باشه. احساس میکنم خیلی راحت و سرحالم. مامانم هم همینطور. حالش خیلی بهتره، آرومتر شده. بابام خوش اخلاق و سرحاله. یواشکی یه چیزی بگم؟ فکر کنم کلاسی که بابا و مامان رفته بودند کار خودش رو کرد. کاش همیشه اینطوری باشه. بابام شبا با من حرف میزنه. البته از

وظایف پدران در تربیت فرزندان
مامان غلغلکم نده! مامانم خیلی شیطون شده. هیچ کاری رو جدی نمیگیره! چند روز پیش دکتر به مامان گفته بود که ورزشهای مخصوص قبل از زایمان رو شروع کنه. مثلا بره استخر و به جای شنا کردن نرمش کنه، یا ورزشهای مناسب دیگه. بعضی وقتا میبینم کارای عجیب و غریب میکنه. اسمش رو میذاره ورزش

کلاسهای مشاوره برای تربیت کودک