اکسیر معرفت

قسمت ۱۷۷- قسمت پايانى: امواج هستى
برخى مطالب معضل كه در متون اديان قبل وارد شده در واقع منبعى بودهاند تا بينش عميقى به دست بدهند، نه مشكلى كه با انديشيدنهاى فراوان در پرتوى آيين جديد برطرف گردند و به زحمت توضيح داده شوند. هر يک از اديان كوشيدند تا جنبهاى از حقيقت را به گونهاى برجسته نمايند كه از نظر

قسمت ۱۷۶- نقشی نو: ديدار پروردگار
برخى انديشمندان همچون اسپينوزا و زير تاثير همان افكار يكى مثل انيشتن تصورى از پروردگار به دست میدادند كه وجود او را با سرتاسر جهان هستى يكى میكرد. نيرويى، وجودى، يا هوشيارىاى كه در سرتاسر هستى موج میزند. بيرون از اين هستى نيست، بلكه با خود او يكى است. اين كه قوانين فيزيكى در همه

قسمت ۱۷۵- نقشی نو: حكمت بودا
آن حقيقت كلى كه در پس پشت ظواهر اين عالم موج ميزند، هرگاه بخشهايى از وجود ما با آن يكى بشود، به خاطر همان يكى شدن ميتوانيم او را درك كنيم، او را دريابيم. چون در آن صورت ديگر از ما جدا نيست. من شناخت نسبت به خودم دارم و اگر گوشهاى از من با

قسمت ۱۷۴: نقشی نو: مقام فؤاد
حقيقتى در جهان هستى موج میزند كه هم در علم مورد گفتگو بوده، هم در فلسفه و عرفان، هم در متون مقدسه اديان. آنگونه كه در متون اديان بيان شده ظهور پيامبران الهى، خود تجسمى و نمود و بروزى از آن حقيق ت جامع است كه در سراسر هستى بسط يافته و به عبارت دقيقتر هستى

قسمت ۱۷۳: نقشی نو: گوهر معرفت
اين طعن شديد را زياد میشنويم كه درباره فردى گفته شود كه سخن او به هيچ نميارزد چون داراى تحصيلات رسمى نيست و سوادى ندارد. بازتعريف انسان در كتاب ايقان آدمى را هشيار میكند كه چه بسا اين فرد، پيوندى با حقيقت يافته باشد كه ديگرى از آن محروم بوده باشد.

قسمت ۱۷۲: نقشی نو: تصادم افكار
در فيلم سينمايى اوپنهايمر گروهى از دانشمندان را میبينيم كه میكوشند از دانشى كه درباره شكافتن هسته اتم در اختيار بود استفاده ببرند تا بمب اتم را بسازند. فيزيكدان مجارستانى ادوارد تلر نظرى بر زبان میآورد كه با ديدگاه سايرين كاملا در تعارض است. گرداننده گروه، اوپنهايمر، نپذيرفت كه نظر او را هيچ بينگارند. از

قسمت ۱۷۱ - نقشی نو: خشتى از يک ديوار
میشود به نقش يک انسان در اين جهان هستى مانند قطعهاى از يک پازل نگاه كرد كه قابل جايگزينى نيست. فقط و فقط همان يک قطعه میتواند آن يک جا را پُر كند. میشود هم به آفتى معرفتى متبلا شد و او را همچون خشتى در يک ديوار نگريست، يكى مثل آن هزاران هزار خشت

قسمت ۱۷۰: نقشی نو: كيمياى هستى
اين نكته زيبايى بود از سوى يكى از انديشمندان كه سقراط به ما آموخت كه در عُرف ميبايست انديشيد و آن را در ترازو گذاشت. اين كه كسى همه زندگى را زير فشار عُرف پيش ببرد وجود او را از اختيار خالى ميكند. اختيارى كه و الاترين گوهر در وجود انسان است.