بدیع (فیروزه نیشابور)
خرداد ۷, ۱۳۹۹

تا به حال فیروزه اصل نیشابور را از نزدیک دیده اید؟ گویی تکه هایی صیقل داده شده از دل آسمان را در پیش چشم می بینید و لمس می کنید. حکایت غریبی است که گاه بین معادن یک سرزمین و معادن روح و جان ساکنین آن، این همه شباهت وجود دارد. آقا بزرگ اهل نیشابور بود. کسی که مقدر بود در کتاب تاریخ آئین بهائی، فصلی ممتاز را به خود اختصاص بدهد. کسی که از جانب حضرت بهاءالله ، شارع این آئین به لقب "بدیع" ملقب و مسئولیتی بسیار خطیر بر عهده اش گذاشته شد. بخش آسمانی و قیمتی وجودش درست مثل سنگ های فیروزه نیشابور در اعماق معدن جانش، پنهان بود و برای آشکار شدن نیاز به یک استادکار ماهر داشت. و سرانجام این اتفاق افتاد. او که حتی در برابر پدر، نافرمان و سرکش بود، تنها در یک ملاقات با مورخ شهیر بهائی ، نبیل زرندی و مطالعه تنها یک اثر از حضرت بهاءالله ، به ناگهان ناخالصی های وجودش زدوده شد و نور آسمانی روح و جان و وجدانش به تلالو درآمد. او با کلام حضرت بهاءالله دیگر بار خلق شد. خلقی بدیع. اما خبر نداشت که در آینده ای نزدیک امانتی به دستانش سپرده خواهد شد که او را مصداق این بیت از حافظ شیراز خواهد کرد: آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند

ثبت نام در خبرنامه