الواح نازله در ادرنه

پیک یزدان
الواح نازله در ادرنه
شهریور ۶, ۱۳۹۸

۲موضوع:آثار حضرت بهاءالله- الواح نازله در ادرنه

سخنران:دکتر نصرت‌الله محمّد حسینی

شما میتوانید متن کامل این برنامه را ازاینجا دانلود کنید شما می توانید فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

رادیو پیام دوست: شنوندگان عزیز رادیو پیام دوست، آقای دکتر نصرت‌الله محمّدحسينی استاد پيشين دانشگاه طهران و پژوهشگر بهائی، در مسیر شرح تاریخ و تعالیم دیانت بهائی که خود بخشی از بحث کلّی ایشان در بارۀ تاریخ و تعالیم آئین‌های آسمانی به ویژه وحدت اساس ادیان الهی است، در برنامۀ امروز شرح آثار نازله از قلم حضرت بهاءالله شارع دیانت بهائی در شهر ادرنه را پی‌ می‌گیرند. دکتر محمّد حسینی: سپاسگزارم، شنوندگان عزيز و پر مهر و باوفای رادیو پیام دوست، پس از درود فراوان، هفتۀ پیش به عرض رسید که از قلم حضرت بهاءالله صدها لوح به عربی و فارسی در شهر ادرنه نازل گردیده است که حجم برخی از آنها از صدها صفحه تجاوز می‌نماید. در میان الواحی که در ایّام ابلاغ عمومی امر الهی در ادرنه از قلم حضرت بهاءالله نازل گشته است سورۀ ملوک مقام مخصوص دارد. در این سوره پس از توصیف شخصیّت و مقام مبارکشان و مأموریّت و رسالت حضرتشان همۀ پادشاهان و رؤساء عالم را نصیحت می‌فرمایند که خود را از این فضل اعظم محروم ننمایند و به ظهور بدیع مؤمن شوند. آنان را به خاطر عدم توجّه به ظهور حضرتشان و ظهور حضرت باب سرزنش می‌نمایند. به آنان می‌فرمایند که از مظلومان حمایت ننموده‌اند و در نتیجه حضرت باب و اصحاب بزرگوارشان جام فداء نوشیده‌اند. مجدّداً به آنان می‌فرمایند اکنون که نسائم وحی الهی می‌وزد جبران مافات کنند و خویشتن را محروم ننمایند. از بلایای وارده بر حضرتشان و اصحابشان طیّ سال‌ها سخن به میان آورده‌اند. بدانان می‌فرمایند هر روز بر مصارف شخصی خویش نیافزایند ومخارج سنگین آن را بر مردم بی‌گناه تحمیل ننمایند. می‌فرمایند این عمل ستمی است آشکار بر مردمان. به پادشاهان و رؤساء عالم می‌فرمایند که اصول عدالت را مراعات نمایند. می‌فرمایند افتخار پادشاهی شما به عدالت است. اگر مراعات عدالت ننمائید پس به چه چیز افتخار می‌نمائید. سفارش فقیران و بی نوایان را به پادشاهان می‌فرمایند. به آنان می‌فرمایند که انبوه سپاه جنگی خویش را تقلیل دهند (کاهش دهند). به آنان به تصریح می‌فرمایند که پیروزی حضرتشان در هدایت عالمیان حتم است (مسّلم است) ولو احدی از سلاطین به نصرت آن حضرت قیام ننماید. در سورۀ ملوک خطاب به پادشاهان مسیحی عالم می‌فرمایند که به ظهور حضرتشان که همان ظهور مجدّد حضرت مسیح است مؤمن شوند و آنان را به خاطر قصور در تحقیق و انهماک (غرق شدن) در دریای لذّات و شهوات دنیوی سرزنش می‌فرمایند. در این سورۀ مبارکه حضرت بهاءالله به سلطان عبدالعزیز پادشاه عثمانی خطاب نموده می‌فرمایند که به نداء الهی حضرتشان گوش فرا دهد. به او می‌فرمایند که ادارۀ امور را خویشتن در دست گیرد و به وزیرانش که بی‌وفا و ستمکارند اعتما د ننماید. به او می‌فرمایند که به گنجینه‌های عالی خود مغرور نشود و از حدّ اعتدال خارج نگردد. او را به رعایت عدالت در خصوص رعیّت سفارش می‌فرمایند. به او می‌فرمایند با آنکه حضرتشان بی‌گناه‌اند سلطان آن حضرت را از استانبول به ادرنه تبعید کرده است. می‌فرمایند اگر چه او به آن حضرت ستم آشکار نموده است ولیکن حضرتشان در حقّ سلطان و همگان دعا می‌فرمایند. در این سوره همچنین به وزیران سلطان عبدالعزیز عثمانی خطابات نموده و به آنها می‌فرمایند که از راه راست منحرف نشوند. می‌فرمایند چه نفوس پر جلال و صاحب مقامی در این عالم که اعظم از آنان بوده‌اند و سرانجام به خاک راجع گشته‌اند. می‌فرمایند دنیا و زینت ظاهرۀ آن فانی است و آنچه باقی است کلمۀ امرالهی است. در سورۀ ملوک به سفیر ایران در دربار عثمانی و مقیم استانبول خطاب فرموده اعمال نادرست او را گوشزدش می‌فرمایند و او را به پیروی از حقیقت فرا می خوانند. به هموطنان ایرانی حضرتشان نیز خطاب نموده می‌فرمایند که از ستم کاری بپرهیزند. به سفیر فرانسه در دربار عثمانی خطاب نموده پرسش می‌فرمایند که چرا با سفیر ایران علیه آن حضرت متّّحد شده است. می‌فرمایند این عمل سبب گشته که ستم های بسیار بر آن حضرت و اصحابشان وارد گردد. می‌فرمایند این ستم‌ها دیدۀ اهل بقاء را گریان نموده و دلهای مقربان بارگاه کبریاء را به ضجّه آورده است. می‌فرمایند اگر در امر آن حضرت تحقیق نموده بود این همه ستم بر حضرتشان و اصحابشان وارد نمی‌گردید. در سورۀ ملوک همچنین به مشایخ و بزرگان شهر استانبول و دانشمندان و اندیشمندان ساکن آن شهر نیز خطاباتی نموده می‌فرمایند که در امر حضرتشان تحقیق نمایند تا دریابند که چه بلایا و ستم‌هائی بر آن حضرت و اصحابشان وارد گشته است. به آنان می‌فرمایند که ریاست و مقامات ظاهری آنان را مغرور ننماید و دست خویش به ظلم آلوده نسازند. می‌فرمایند چه که زود است که دوران همۀ جلال‌های ظاهری سپری گردد و در روزگاران حکایت عاقبت ستم کاران درس عبرت همگان شود. از میان صدها لوح دیگر که از قلم حضرت بهاءالله در ادرنه و یا حوالی آن شهر نازل گردیده علاوه بر سورۀ ملوک و لوح احمد (یعنی لوح احمد عربی) که قبلاً به آنها اشاره کرده‌ایم لوح احمد فارسی، لوح امر، الواح صیام (یعنی روزه) لوح اصحاب، لوح سّیاح، لوح دم، سورۀ نقطه، سوره‌های حج، لوح روح، لوح تُقی، کتاب بدیع، لوح اشرف، سورۀ غصن، سورۀ عباد، سورۀ ذبح، الواح سلمان، سورۀ احزان، لوح رضوان الاقرار، لوح سراج، لوح اوّل ناپلئون سوّم امپراتور فرانسه، لوح خطاب به ناصرالدّین شاه سلطان ایران، لوح نصیر، لوح لیلة‌القدس و سورۀ رئیس را توان نام برد. لوح اوّل ناپلئون سوّم و لوح سلطان ایران ضمن وقایع ایّام اقامت حضرت بهاءالله در عکّا مورد بررسی قرار خواهند گرفت. البتّه بررسی محتوای دیگر الواحی که نام برده شدند با توجّه به وقت محدود ما میسّر نیست لذا برای نمونه تنها به بیان محتوای کتاب بدیع خواهیم پرداخت. کتاب بدیع که بیش از چهار صد صفحه به قطع معمول است پاسخ اعتراضات شخصی بنام میزرامهدی گیلانی است که در آن ایّام ساکن استانبول بوده و سمت قاضی ایرانیان را در آن شهر داشته است. میرزا مهدی که نزد آقا محمّدعلی اصفهانی به ایمان به حضرت باب تظاهر می‌کرده تحت تأثیر القائات دو تن از مخالفان سرسخت حضرت بهاءالله، یعنی میرزا یحیی ازل و سید محمّد اصفهانی تلاش نموده که ذهن او را (یعنی آقا محمّدعلی را) که از مؤمنان و عاشقان دلخستۀ حضرت بهاءالله بوده منحرف نماید لذا نامه‌ای به آقامحمّدعلی نوشته و بالحنی بی‌ادبانه اعتراضات و ایراداتی به حضرتشان یعنی حضرت بهاءالله وارد کرده است. آقا محمّدعلی نیز نامه را خدمت حضرت بهاءالله برده و استدعای صدور پاسخ کرده است. حضرت بهاءالله از زبان آقا محمّدعلی به اعتراضات و ایرادات میرزامهدی کتباً پاسخ فرموده‌اند. این پاسخ نامه کتاب بدیع نام گرفته است. رادیو پیام دوست: به طوری که مدارک تاریخی نشان می‌دهد آقا محمّدعلی اصفهانی مرد بسیار جالبی بوده و در ایّام تبعید حضرت بهاءالله، حضرت عبدالبهاء و اصحاب در ادرنه و عکّا و همۀ مصائب و مشکلات آن روزها بسیار سبب شادی ایشان می شده است. می خواستم خواهش کنم اشارتی به احوال او بفرمائید. با توجّه به اینکه برخی از آثار مهّم حضرت بهاءالله و از جمله کتاب بدیع که بدان اشاره خواهند فرمود به حقیقت به خواهش او و یا به افتخار او نازل گردیده است. دکتر محمّد حسینی: چشم، آقا محمّدعلی اصفهانی مردی عارف و حکیم و از ثروتمندان بنام شهر اصفهان بود و چون با امام جمعۀ شهر که بزرگترین مرجع مذهبی ایران در آن زمان بود خویشی نزدیک داشت بسیار مورد احترام مردم بود. وی به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء در کتاب تذکرة الوفاء به نهایت درجه خوشگذران بود. تا آنکه به حضرت باب مؤمن گشت و سر از پای نشناخت. همۀ ثروت و زندگی خویش را صرف خدمت به امر جدید نمود. چنان در ایمان شهرۀ شهر گشت که سرانجام امام جمعه نیز با شنیدن این سرگذشت از وی گذشت. عرصه بر او چنان تنگ گشت که از سر همه چیز گذشت. از اصفهان عازم کوی جانان شد و در عراق عاشق بی قرار حضرت بهاءالله گشت. در بغداد، در استانبول، در ادرنه و در عکّا بلایای بسیار تحمّل نمود. در دریای بلا بود ولیکن شاکر بود و شادی می نمود و همه را شاد می‌فرمود در عکّا کسب ضعیفی داشت ولیکن برکت عجیب می‌یافت. هر روز صبح زود به دکّان خویش می‌رفت و تا ظهر سخت به کار اشتغال داشت. بعد از ظهرها هفته‌ای چند بار به حضور حضرت بهاءالله می شتافت و کسب فیض آسمانی می‌نمود. آن روزها که افتخار تشرّف به حضور حضرت بهاءالله نداشت سماور و چای را بر ترک الاغ خویش که او را شبدیز نامیده بود می‌نهاد و به باغ و یا صحرا می‌شتافت. بساط خویش را پهن می نمود و هر کس می گذشت پذیرائی می‌فرمود. اگر گلی را بو می نمود با همۀ وجود بود. به به او به اوج آسمان می رسید. همیشه می گفت به به! این چای چه خوش طعم و بوی و رنگ است. این صحرا چه دلنشین است و این گلها چه رنگین. باور داشت که همۀ اشیاء بوی خوش دارند و به استناد بیانات حضرت بهاءالله همۀ آدمیان روی خوش. حضرت عبدالبهاء در کتاب تذکرةالوفاء در حقّ او به عین عبارت می‌فرمایند که: «فی الحقیقه به سروری وقت می گذراند که وصف ندارد. هرکس می گفت که پادشاهان عالم را چنین فرح عظیم میسّر نَه. این پیر مرد در نهایت فراغت است و غایت مسرّت...» باری آقا محمّدعلی اصفهانی در عشق و جانفشانی و نیز شادمانی نمونۀ جاودانی بود. یک روز در عکّا از حضرت بهاءالله در خواست نمود که در محفل یاد بود او شرکت فرمایند. همۀ یاران را بدان محفل دعوت نمود. حضرت بهاءالله نیز تشریف آوردند و در آن محفل شرکت فرمودند و در خصوص مراتب ایقان و عرفان آقا محمّدعلی بیانات متینه فرمودند. آقا محمّدعلی به وسع خویش از آن حضرت و اصحاب پذیرائی شایان نمود. او گمان می نمود که حضرت بهاءالله پیش از او از این عالم می روند. لذا محفل یاد بود خود را در آن ایّام منعقد نمود. امّا به سالی نکشید که از این جهان به جهان بالا شتافت. آن سال، سال1305 هجری قمری برابر با سال 1888 میلادی بود و چهار سال پیش از صعود حضرت بهاءالله یعنی درگذشت آن حضرت. پس از درگذشت آقا محمّدعلی اصفهانی به امر حضرت بهاءالله مجدداً محفل مجلّلی به یادش منعقد گشت و آن حضرت در آن محفل به ذکر مکارم اخلاقی آن مرد جاودانه پرداختند، ابراز رضایت و برایش طلب ارتقاء درجات در عالم بالا فرمودند. آقا محمّدعلی اصفهانی از جاودانه‌های تاریخ امر بهائی است. مطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد عالم از نالۀ عشّاق مبادا خالی ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق نقش هر نغمه که زد راه به جائی دارد که خوش آهنگ و فرح بخش هوائی دارد هر عمل اجری و هر کرده جزائی دارد باری چنین عاشق شادمانۀ جاودانه‌ای مورد اعتراض میرزامهدی از حقیقت بیگانه بود. این بود که مورد عنایت مظهر خداوند یگانه قرار گرفت و از زبان او بدان معتَرض جواب فرمودند. جمع این پاسخ‌ها گنجینه‌ای از معارف الهی است که تحت عنوان کتاب بدیع در میان آثار حضرت بهاءالله می درخشد. هفتۀ آینده به بررسی محتوای کتاب بدیع می پردازیم. سپاسگزارم ش

ثبت نام در خبرنامه