رسالۀ هفت وادی نازله در بغداد

پیک یزدان
رسالۀ هفت وادی نازله در بغداد
مرداد ۱۳, ۱۳۹۸

موضوع: آثار حضرت بهاءالله- رسالۀ هفت وادی نازله در بغداد۲

سخنران: دکتر نصرت‌الله محمّد حسینی

شما میتوانید متن کامل این برنامه را ازاینجا دانلود کنید شما می توانید فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

رادیو پیام دوست: شنوندگان عزیز رادیو پیام دوست، در برنامۀ امروز آقای دکتر نصرت‌الله محمّدحسينی استاد پيشين دانشگاه طهران و پژوهشگر بهائی، در پی گفتارهای هفته‌های گذشته در بارۀ تاریخ و تعالیم آئین‌های آسمانی به ویژه وحدت اساس ادیان الهی، شرح تاریخ و تعالیم دیانت بهائی را با ادامۀ مبحث هفت وادی پی می‌گیرند.دکتر محمّد‌حسینی: بسیار سپاسگزارم، شنوندگان عزیز و پرمهر و باوفای رادیو پیام دوست، پس از درود فراوان، از جمله نکاتی که در هفتۀ پیش در مقدّمه بحث مربوط به هفت وادی به عرض رسید این بود که طول زمان طیّ وادی‌ها وابسته به میزان عشق سالک و فضل الهی است. ای بسا سالکی که به فرمودۀ حضرت بهاءالله در رسالۀ هفت وادی: «این هفت رتبه را در هفت قدم طیّ نماید... (یا) در هفت نَفَس بلکه در یک نَفَس». به فرمودۀ حضرت بهاءالله در کلّمات مبارکۀ مکنونه و خطاب به سالک عاشق: «قَدم اوّل بردار و قَدم دیگر بر عالم قِدم گذار» و در کتاب عظیم ایقان خطاب به شخص جویای حقّیقت می‌فرمایند: «...ای برادر من قَدم روح بردار تا بادیه‌های بَعیدۀ بُعد و هجر را به آنی طیّ فرمائی و در رضوان قرب و وصل در آئی و در نَفَسی به انفس الهیّه فائز شوی و به قدم جسد هرگز این مراحل طیّ نشود و مقصود حاصل نیاید». البتّه در باب کتاب مبارک کلّمات مکنونه و کتاب مقدّس ایقان بعداً گفتگو خواهیم داشت. در این بیانات مبارکه حضرت بهاءالله می‌فرمایند که هفت وادی یا هفت مرتبه و یا هفت مرحله را می‌توان حتّی در آنی طیّ نمود. خصائص چنین سالکی در رسالۀ هفت وادی و طیّ ویژگی‌های هر وادی به اشاره و یا به تصریح آمده است. وادی در لغت به معنای دَرَه یعنی زمین میان دو کوه است که آن را عموماً درّه می‌گوئیم. گوئی این سفر روحانی بر فراز هفت درّه است. بر فراز هفت سرزمین است. نخستین وادی، وادی طلب است. طلب در لغت به معنای درحول چیزی چرخیدن است به قصد وصول حتمی‌به آن. به معنای خواستن در تمام حالات و اوقات است. جستجوی سالک به منظور وصول به حقّ است. وصول به حقّیقت است. به فرمودۀ حضرت بهاءالله مرکب سالک در این وادی صبر است. می‌فرمایند‌: «و مسافر در این سفر بی صبر به جائی نرسد و به مقصود واصل نشود و باید هرگز افسرده نگردد و اگر صد هزار سال سعی کند و جمال دوست نبیند پژمرده نشود». پس از آن بدین مضمون اشاره می‌فرمایند که چون خداوند در کتاب‌های آسمانی فرموده است شخص اهل جستجو در راه حقّ را البتّه البتّه هدایت خواهد فرمود یقیناً سالک صادق بدین وعده و امید بسیار مسرور است. درخصوص جستجوکنندگان حقّیقت می‌فرمایند: «هیچ بندی ایشان را منع ننماید و هیچ پندی سّد نکند و شرط است این عباد را که دل را که منبع خزینۀ الهیّه است از هر نقشی پاک کنند و از تقلید که از اثر آباء و اجداد است اعراض نمایند» در این بیان مبارک حضرت بهاءالله تصریح می‌فرمایند که جستجو گر حقّیقت باید از تقلید بپرهیزد و کورانه از عقاید پدر و مادر خویش پیروی ننماید. در جریان تحقّیق صرفاً خواهان کشف حقّیقت باشد و پیش از کشف حقّیقت به هیچ سوی تمایل نیابد. چون چنین شود به راستی عاشق حقّیقت گردد و از غیر حقّیقت بگسلد و چون به اطراف خویش نظر نماید به فرمودۀ حضرت بهاءالله: «دراین سفر به مقامی می‌‌رسد که همۀ موجودات را در طلب دوست سرگشته بیند... در هر ساعتی بر سرّی مطلع گردد... و جوش طلبش زیاده گردد». سپس می‌فرمایند: « طلب را باید از مجنون عشق اندازه گرفت. حکایت کنند که روزی مجنون را دیدند خاک می‌بیخت و اشک می‌ریخت گفتند چه می‌کنی؟ گفت لیلی را می‌جویم. گفتند وای بر تو، لیلی از روح پاک و تواز خاک طلب می‌کنی؟ گفت همه جا در طلبش می‌کوشم شاید در جايی بجویم». پس از آن حضرت بهاءالله می‌فرمایند: «طالب صادق جز وصال مطلوب چیزی نجوید و حبیب را جز وصال محبوب مقصودی نباشد ... وسالک در این سفر بر هر خاکی جالس شود و در هر بلادی ساکن گردد. از هر وجهی طلب جمال دوست کند و در هر دیار طلب یار نماید. با هرجمعی مجتمع شود و با هر سری همسری نماید که شاید در سری سّر محبوب بیند و یا از صورتی جمال محبوب مشاهده کند». این توصیف وادی طلب است که در کتاب هفت وادی از قلم حضرت بهاءالله نازل گردیده و مرکب آن صبر است و شرط اصلی آن جستجوی بی‌غرضانهً روزان و شبان سالک است تا بکوشد که به حقّیقت راه یابد. حضرت بهاءالله در این بخش از هفت وادی به توضیح یکی از تعالیم اساسیّۀ ظهور حضرتشان تحت عنوان «تحرّی حقّیقت» پرداخته‌اند. لفظ تحرّی در معنای جستجوی مدام و کاوش مجدّانه برای کشف حقّیقت است. حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء مبیّن کلّمات آن حضرت در صدها لوح بر لزوم تحرّی حقّیقت تأکید ورزیده‌اند. و ما بعداً ضمن توضیح تعالیم کلّی حضرت بهاءالله در این خصوص به تفصیل گفتگو خواهیم داشت و به عرض خواهد رسید که طیّ این وادی به اعتباري یک پویش دائم، پایا و پویاست و نه امری گذرا و ایستا. رادیو پیام دوست: آقای دکتر محمّدحسینی اگر ممکنه در خصوص طبع پویای این جستجو توضیحی به اختصار برای شنوندگان عزیز به فرمائید . دکتر محمّدحسینی: جان کلام این است که سالک به هر وادی گام گذارد عطش سلوکش افزوده گردد. حتّی در وادی حیرت خواهان حیرت بیشتراست که شرحش البتّه در آینده بیاید. جستجوی مجدّانۀ سالک کیفیّتی نیست که از او منفصل شود. خواهان علم هماره در صدد افزایش علم خویش است. البتّه خواهان علم به معلوم می‌رسد ولیکن هر چه بیشتر بکاود بر علمش از معلوم افزوده می‌گردد و همین طبع پویای جستجو است که در عالم علم، هنر و فلسفه موجب انباشتگی فرهنگ انسانی می‌شود. در عالم عرفان نیز چنین است. به هر حال این طبع پویای جستجوی سالک است که درهای بسته را می‌گشاید چشم‌های بسته را باز می‌نماید، چه در علم چه در عرفان همۀ راه‌ها را در برابر دیدگان می‌نهد، بهتر بگوئیم او را مدد می‌نماید که راه را از چاه باز شناسد. البتّه فضل الهی هماره شامل سالک جستجوگر صادق است. سایۀ حقّ بر سر بنده بود عاقبت جوینده یابنده بودباری وادی طلب به سالک خضوع و خاکساری می‌آموزد. سالک در این وادی بر هر خاکی می‌نشیند و با هر جماعتی مأنوس می‌شود. نفرت از هر جماعتی را در خود نابود می‌سازد. در این وادی سالک از همۀ بندها می‌گسلد و طوق وفاء به حقّیقت در گردن می‌کند. در این حین به وادی عشق قدم می‌نهد. در این مرتبه به فرمودۀ حضرت بهاءالله در کتاب هفت وادی آفتاب جهان‌تاب شوق طالع می‌شود. مراد از این شوق به حقّیقت اشتیاق است. زیرا آتش شوق به دیدار فرو نشیند ولیکن آتش اشتیاق هرگز فرو ننشیند. این اشتیاق نیز چون جستجو طبعی پویا دارد. این شوق (اشتیاق) سرانجام سالک را به رتبۀ «ذوق» می‌کشاند. به فرمودۀ حضرت بهاءالله در کتاب هفت وادی «ذوق» چشیدن خمر باقی است و نوشیدن از چشمۀ روان الهی، در مرحلۀ «ذوق» است که سالک به رتبۀ فناء یعنی فناء فی الله و سپس بقاء بالله می‌رسد. باری جان کلام آنکه تا سالک طوق جستجو و پژوهش در گردن نکند به فضای شوق و ذوق قدم نگذارد. این است که جستجوی سالک حائز اهمیّت بسیار است. آن کس که در این وادی حرکت ننماید برکت نیابد. این وادی همانگونه که قبلاً نیز مذکور گردید. به تصریح حضرت بهاءالله در رسالۀ هفت وادی و دیگر آثارشان چون کتاب عظیم ایقان، رتبه قدس و یا تقدیس است. در آغاز کتاب ایقان شرط اصلی آمادگی برای وصول به حقّ و حقّیقت را تقدیس نَفس فرموده‌اند و می‌فرمایند جوهر مطلب این است که سالک صادق باید از جمیع شئونی که او را از تحقّیق باز می‌دارد مقدّس شود و گوش و قلب و روح خویش را از تعلّق به اسباب و اموری که مانع وصول به حقّیقت می‌گردد منع نماید. تا انوار خورشید حقّیقت در دلش بتابد و شایستۀ عرفان الهی شود. در جای دیگری از کتاب ایقان در خصوص شرایط جستجوی سالک بیانات مفصّلی می‌فرمایند که مفاد بخش‌هائی از آن این است که جستجوگر باید قلب خویش را از غبار تیرۀ شنیده‌ها و آموخته‌های نادرست پاک و منزّه نماید به نوعی که آثار نفرت به کلّی از دلش بیرون رود. وی باید در همۀ احیان توکلّ به حقّ نماید و در راه یافتن حقّیقت جوهر فروتنی و خاکساری باشد. نفس خویش را بر احدی ترجیح ندهد و فخر و غرور جاهلانه به فرمودۀ مبارک از لوح قلب بشوید و به صبر دل بندد. به فرمودۀ مبارک: «از تکلّم بی‌فائده احتراز کند». می‌فرمایند: «غیبت را ضلالت شمرد و به آن عرصه هرگز قدم نگذارد» زیرا غیبت «چراغ منیر قلب را خاموش نماید و حیات دل را بمیراند». می‌فرمایند: «مصاحبت منقطعین را غنیمت شمارد». در سحرها می‌فرمایند: «به اذکار مشغول شود و به تمام همّت و اقتدار در طلب آن نگار کوشد». سپس می‌فرمایند: « بر بی نصیبان نصیب بخشد و از محرومان عطاء و احسان دریغ ندارد و از شماتت خلق از حقّ احتراز نجوید و آنچه را برای خود نمی‌پسندد برای غیر نپسندد و نگوید آنچه را وفا نکند». در مثنوی مبارک حضرت بهاءالله که بخشی از آن در شهر بغداد نازل گردیده و اتمام آن در شهر استانبول انجام یافته است به سالک صادق توصیه می‌فرمایند که تقدیس نَفس کند. به فضای قدس پرواز نماید. می‌فرمایند منی یعنی انانیّت خود را که عامّه منیّت گویند یعنی اوج خودپسندی جاهلانه خویش را فراموش نماید. می‌فرمایند میم منی را بسوزاند تا از لفظ «منی»، «نی» یعنی «نِیْ» باقی ماند. نی ‌شود که در او حقّ یعنی نائی حقّیقت بدمد. می‌فرمایند: از منی چون میم سوزد در جهــــــان چونکه گردد چشمت از نورش بصیر پس ز نائی بشنو این اسرارهـــا غیر نی باقی نماند در مـــــیان غیر نائی خود نبینی ای خبیــر تا بری بوئی از این گلزارهارادیو پیام دوست: چه زیبا تشریح فرمودید مراتب جستجو و عشق و شوق و اشتیاق را که سالک حقّیقی را در مسیری قرار می‌دهد که آن چنان مدهوش خمر الهی می‌شود که دیگری را بر خود ترجیح می‌دهد و راهی جز صلح و صفا و مودّت نمی‌پیماید.

ثبت نام در خبرنامه