لینک کوتاه شده این مطلب:
https://persianbahaimedia.org/?p=9746

مثل نسیم – باربارا تالی ق۲

137

میگفتم بابام میاد دنبالمون! خانمه میگفت بابات نمیاد… یادمه میرفتم زیر یه درخت بید مجنون و دعا میکردم که بمیرم… عمه ام بچه نداشت، گفت یکی از بچه هاتو بده من. میدونی بابام چی گفت؟… هیچ کس بابام رو دوست نداشت ولی من نمیتونستم ازش متنفر باشم…. این شعر رو نوشتم که به زنها بگم شما قهرمان نیستید. یه وقتایی استراحت کنید، نه بگید، دعا کنید… این هفته قسمت دوم از تجربه باربارا تالی.

To watch this program in English Click here