لینک کوتاه شده این مطلب:
https://persianbahaimedia.org/?p=41697

پیک یزدان –۷۱– اصول اعتقادی آئین بهائی۲ (رحمانیّت انسانی)

133

موضوع: اصول اعتقادی آئین بهائی ۲ (رحمانیّت انسانی)

سخنران: دکتر نصرت‌الله محمّد حسینی

شما میتوانید متن کامل این برنامه را ازاینجا دانلود کنید
شما می توانید فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

رادیو پیام دوست: شنوندگان عزیز رادیو پیام دوست، آقای دکتر نصرت‌الله محمّدحسینی استاد پیشین دانشگاه طهران و پژوهشگر بهائی، در مسیر شرح تاریخ و تعالیم دیانت بهائی که خود بخشی از بحث کلّی ایشان در بارۀ تاریخ و تعالیم آئین‌های آسمانی به ویژه وحدت اساس ادیان الهی است، امروز به بررسی اصول وقواعد آئین مقدّس بهائی ادامه می‌‌دهند.

دکتر محمّد حسینی: سپاسگزارم، شنوندگان عزیز و پر مهر و باوفای رادیو پیام دوست، پس از درود فراوان، هفتۀ پیش در ادامۀ بررسی اصول آئین مقدّس بهائی پس از اتمام گفتگو در باب اصل وجود و توحید الوهیّت و بررسی دلائل اثبات وجود خداوند به بیان اصل رحمانیّت انسانی پرداختیم و گفتیم که مراد از اصل رحمانیّت انسانی این است که انسان صورت و مثال الهی است. به بیان ساده‌تر همۀ صفات الهی چون عشق، عدالت، رأفت و اصولاْ شفقت در وجود انسانی به ودیعت، به امانت نهاده شده است. شنوندگان عزیز به خاطر دارند که بارها دراین برنامه بیان حضرت بهاءالله نقل گردیده است که می‌‌فرمایند: «علّت آفر ینش ممکنات حبّ بوده»‌. بارها گفته‌ایم که به استناد آثار مقدّس بهائی خداوند عشق مطلق است و جهان آفرینش زادۀ عشق است و جامعۀ انسانی باید آکنده از عشق باشد. این بحث که آدمی صورت ومثال الهی است وعزیز و شریف پای در جهان خاک می‌نهد به نظر بنده از مباحث بسیار مهّمی است که باید به تفصیل کاویده شود. این آرمان که آدمی گناهکار به جهان هستی گام می‌نهد به کلّی با متون کتاب‌های آسمانی مباینت دارد. چون متأسّفانه صدها میلیون از نفوس انسانی بر اثر سوء تفاهم باور کرده‌اند که آدمی گناهکار از مادرزاده می‌شود حضرت بهاءالله به کرّات در آثار مقدّسۀ حضرتشان تصریح فرموده‌اند که آدمی شریف و عزیز خلق گشته است. گناه پدیده‌ای مادرزاد نیست، گناه پدیده‌ای جامعه‌زاد است. گناه عمل و یا ترک عملی است که با احکام الهی مباینت دارد. بر همین اساس است که امروزه برجسته‌ترین جرم شناسان جهان جرم را نیز اصولاْ پدیده‌ای جامعه‌زاد گفته‌اند.

رادیو پیام دوست: آقای دکتر محمّدحسینی، حال که بحث از گناه و جرم است لطفاْ برای شنوندگان عزیز توضیح بفرمائید که فرق است میان گناه و جرم و اصولاً نظر دیانت بهائی در خصوص میزان اختیار انسان در ارتکاب جرائم چیست.

دکتر محمّد حسینی: حتماْ، گناه همان طور که عرض کردم انجام فعل و یا ترک فعلی است بر خلاف احکام الهی. این تعریف را در کتاب‌های آسمانی نیز می‌توان یافت. در انجیل جلیل مذکور است که:
«هر که گناه را به عمل می‌آورد بر خلاف شریعت عمل می‌کند. زیرا گناه مخالفت شریعت است»
بدیهی است که مخالفت با شریعت الهی پس از تولّد آدمی و به حقیقت پس از وصول به سّن بلوغ میسّر است. لذا آدمی مادرزاد گناهکار نیست. در طول زندگی آلوده به گناه می‌شود. این حقیقتی است که آثار مقدّس بهائی به جهانیان تعلیم می‌دهد. بدیهی است که همۀ مظاهر الهیّه‌، پیامبران الهی، برای تربیت نوع انسان و تطهیر آدمیان از گناهان ظاهر گشته‌اند. تربیت روحانی یقیناْ مانع از ارتکاب گناه است و یا بار گناهان را کاهش می‌دهد. گناه یک مفهوم عامّ و شامل است و تخلّف از مقرّراتی است که مظهر الهی به ارادۀ ربّانی به جهت سعادت فردی و رفاه اجتماعی وضع می‌نماید. مفهوم جرم با مفهوم گناه از چند جهت شباهت و ارتباط دارد ولیکن از لحاظ حقوق‌شناسی و جرم‌شناسی، جرم عمل یا ترک عملی است که بر پایۀ عنصر عمد و یا شبه‌عمد بر خلاف مقرّرات جزائی یک نظام حکومتی خاصّ انجام می‌یابد. در بسیاری از موارد عمل یا ترک عمل خاصّی جرم محسوب نمی‌شود ولیکن گناه است. در کدام مجموعۀ قانون جزاء، ریاء و غرور مجازات دارد. درکدام مجموعۀ قانون جزاء نفوس انسانی به خضوع، سخاوت و بخشش بر فقیران تشویق گردیده‌اند و بخل و خسّت خلاف تلقّی گردیده است. ملاحظه می‌شود که مفهوم گناه مفهومی وسیع است و ضمانت اجرای مقرّرات الهی بیشتر خشیت‌الله ومحبّت‌الله است حال آن که ضمانت جزائی نظام‌های سیاسی موجود صرفاْ مجازات‌های ظاهری است. در این خصوص در مبحث جزائیّات شریعت مقدّس بهائی به تفصیل گفتگو خواهیم داشت. بحث میزان اختیار انسان در ارتکاب جرائم نیز بحثی است بسیار مفصّل که به هنگام توضیح مقرّرات جزائی آئین بهائی جزئیات آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت. امروز تنها می‌گوئیم که در اندیشۀ فلسفی بهائی اصولاْ آدمی در ارتکاب خیر و شرّاختیار دارد. از سوی دیگرعوامل جغرافیائی، زیستی، روانی و اجتماعی می‌تواند در میزان اختیار انسان اثر گذارد. پویش تربیت روحانی قادر است تأثیرعوامل نا مطلوب جغرافیائی، زیستی، روانی و اجتماعی را خنثی نماید و یا به کلّی کاهش دهد. به هر حال نقش عوامل به اصطلاح جرم‌زا مسؤولیّت جزائی آدمی را نفی نمی‌نماید. در مبحث جزائیّات شریعت بهائی به موضوع هدف مجازات نیز اشاره خواهیم کرد و بیانات حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء را در این باب زیارت خواهیم نمود.

رادیو پیام دوست: در مبحث اصول عقائد بهائیان تا کنون از میان دهها اصل به دو اصل، نخست: اصل وجود و توحید الوهیّت، به عبارت ساده‌تر اصل اعتقاد به وجود خداوند واحد و دوّم: اصل رحمانیّت الهی اشاره فرموده‌اید. اصلی که به استناد آن آدمی صورت و مثال الهی است و صفات الهی چون عشق، عدالت و شفقت در وجود او به ودیعت، یعنی به امانت نهاده شده است. می‌خواستم خواهش کنم برای شنوندگان عزیز بفرمائید که به استناد آثار مقدّس بهائی میان خالق و مخلوق، میان خداوند و انسان چگونه ارتباط بر قرار می‌گردد؟

دکتر محمّد حسینی: به استناد آثار مقدّس بهائی، حقّ غیب منیع لایدرک لایوصف است. حقّ منقطع وجدانی است. به عبارت ساده‌تر، توان وسائل احساس و ادراک و توصیف آدمی در حدّی نیست که خداوند را مشاهده نماید، ادراک نماید و یا توصیف نماید. راه شناخت ذات خداوند بسته است، این راه قطع گشته است. خداوند در هر دور یکی از مظاهر الهی را، یکی از پیامبران آسمانی را مأمور می‌فرماید که تعالیم و اوامر الهی را به نفوس انسانی ابلاغ نماید . در این دور نورانی حضرت بهاءالله مظهر الهی‌اند و اوامر الهی را به ما ابلاغ فرموده‌اند. به استناد بیانات حضرت بهاءالله و نیز بیانات حضرت عبدالبهاء مبیّن آثار حضرت بهاءالله ما آدمیان از حقّ صادر گشته‌ایم. صدور از حقّ بدین معنی است که ما شعاعی، پرتوی از حقّیم. ما به ظاهر از حقّ گسسته‌ایم یعنی از حقّ در آمده‌ایم ولیکن در حقیقت همواره به حقّ پیوسته‌ایم. اگر بخواهیم قدری دقیق‌تر بیان کنیم باید بگوئیم اگر چه به ظاهر فصل دیده می‌شود یعنی آدمی جدا از خداست، آدمی جز خداست ولیکن به حقیقت همواره نوعی وصل، نوعی وصال در میان است. میان آدمی و خداوند، میان عاشق روحانی و معشوق حقیقی راز و نیاز عاشقانه جاودانه است. این راز ونیاز همان دعا و مناجات به سوی خداوند بی‌انباز است. مظهر الهی در هر دور به ما می‌آموزد که چگونه دعا نمائیم، مناجات کنیم. این طریق ارتباط میان خالق و مخلوق است. این راز و نیاز عاشقانه میان عاشق روحانی و معشوق حقیقی اگر چه به ظاهر به زبان است ولیکن به حقیقت از راه دل و وجدان است. دل منزل حضرت یزدان است. آنجا است که نور محبّت او می‌تابد. مظهر الهی حضرت بهاءالله در آثار مقدّس حضرتش به ویژه هفت وادی و چهار وادی به ما می‌آموزد که چگونه به شهربند دل واصل شویم، چگونه وادی‌ها طیّ شود. عارف سالک چگونه طوق طلب بندد، به وادی عشق و شوق رسد و وادی‌ها طیّ کند تا به مرحلۀ ذوق رسد و از شربت وصال حقّ نوشد. از طلب تا وصال قدمی فاصله است و چه بسیار کسان که در یک آن این وادی‌ها طیّ نمایند و به مرحلۀ وصال رسند. برای وصول بدین مرتبه صفاء دل شرط اصلی است. صفاء دل را بارها مورد گفتگو قرار داده‌ایم. صفاء به ما مشعر فوأد می‌بخشد. فوأد عواطف روحانی قلب است. مشعر به معنای ادراک یا قوّۀ ادراک است. صاحب مشعر فوأد اگر چه از عقل خویش مدد می‌گیرد و خرد خویش را ارج می‌نهد ولیکن میزان و معیار اصلی او تعالیم و احکام الهی است. مشعر انسان، ادراک انسان متأثّر از ادراک روحانی است. او خرد خویش را از طریق بینش روحانی صیقل می‌دهد، پاک و منزّه می‌نماید.
باری اصل دوّم از اصول عقائد بهائیان به شرحی که بیان گردید اصل رحمانیّت انسانی است. خداوند عشق مطلق است، شفقت مطلق است. آدمی که صورت و مثال الهی است باید مظهر این عشق و شفقت باشد. شفقت خورشید رخشان آسمان حکمت الهی است. حضرت بهاءالله به عین عبارت می‌فرمایند:
«آسمان حکمت الهی به دو نیّر روشن و منیر، مشورت و شفقت».
در این بیان مبارک مشورت و شفقت را دو ستارۀ بسیار درخشان آسمان حکمت الهی فرموده‌اند. به هنگام گفتگو در باب مشورت در نظام بدیع بهائی به جزئیّات مربوط به آن اشاره خواهیم نمود. آنچه در بحث امروز باید بر آن تأکید نمود این است که به استناد بیانات حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء اصحاب شور، اعضاء محافل و مجامع بهائی به هنگام شور باید با نهایت شفقت با یکدیگر معامله نمایند. حضرت عبدالبهاء در لوح مبارکی پس از صدور دستور مبنی بر لزوم شور در همۀ «امور کلّی و جزئی» به عین عبارت می‌فرمایند:
«انوار حقیقت از رخ اهل شور طالع گردد و معین حیات در چمنستان حقیقت انسان جاری گردد»
«معین حیات» یعنی چشمۀ زندگی پس از آن به عین عبارت می‌فرمایند:
«ولی باید اعضای مشورت در نهایت محبّت و الفت و صداقت با یکدیگر باشند».
ملاحظه می‌فرمائید که در مشورت نیز که پایۀ نظام اداری بهائی است رعایت شفقت تصریح گشته است. در این بیانات مبارکه اصل رحمانیّت انسانی در نظم بدیع حضرت بهاءالله به وضوح مشاهده می‌گردد.

رادیو پیام دوست: اگر چه وقت امروز ما رو به اتمام است اما می‌خواستم خواهش کنم برای شنوندگان عزیز بفرمائید که لفظ «شفقت» در لغت چه معنی دارد؟ زیرا غالباً این لفظ را بکار می‌برید.

دکتر محمّدحسینی: تصدیق می‌فرمائید که از آنچه تا کنون گفته‌ایم مفهوم لفظ شفقت روشن است. امّا شفقت در لغت به معنای میل شدید به کار نیک است. به معنای دلسوزی نیز آمده است. از نحوۀ کار برد این لغت در آثار مقدّس بهائی و حتّی آثار شاعران و ادیبان ایران زمین بر می‌آید که شفقت عنوانی عامّ است و شامل هر احساس و عمل خیر چون رحمت، عطوفت، احسان و مدارای با مردم است. برای درک بهتر معنای شفقت به عنوان مفهومی عامّ از هر احساس و عمل خیر اجازه بفرمائید بیانی از حضرت عبدالبهاء مبیّن آثار حضرت بهاءالله زیارت گردد. در این بیان حضرت عبدالبهاء جوهر شفقت مشهود است، دیده می‌شود. خطاب به بهائیان عالم می‌فرمایند:
«هر مریضی را طبیب حاذق باشید و هر مجروحی را مرهم فائق شوید. هر خائفی را پناه امین گردید و هر مضطربی را سبب راحت و تسکین. هر مغمومی را مسرور نمائید و هرگریانی را خندان کنید. هر تشنه را آب گوارا شوید و هر گرسنه را مائدۀ آسمانی گردید. هر ذلیلی را سبب عزّت شوید و هر فقیری را سبب نعمت گردید. زنهار زنهار از اینکه قلبی را برنجانید. زنهار زنهار از اینکه نفسی را بیازارید. زنهار زنهار از اینکه با نفسی به خلاف محبّت حرکت و سلوک کنید. زنهار زنهار از اینکه انسانی را مأیوس کنید. هر نفسی که سبب حزن جانی و نومیدی دلی گردد اگر در طبقات زمین مأوی جوید بهتر از آن است که بر روی زمین سیر وحرکت کند». سپاسگزارم ش


برای شنیدن این برنامه در ساندکلاد اینجا را کلیک کنید.