لینک کوتاه شده این مطلب:
https://persianbahaimedia.org/?p=40725

۱پیک یزدان –۴۶ – حضرت بهاءالله- ایّام اقامت در ادرنه

44

۱موضوع: حضرت بهاءالله- ایّام اقامت در ادرنه

سخنران: دکتر نصرت‌الله محمّد حسینی

شما میتوانید متن کامل این برنامه را ازاینجا دانلود کنید
شما می توانید فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

رادیو پیام دوست: شنوندگان عزیز رادیو پیام دوست، در برنامۀ امروز آقای دکتر نصرت‌الله محمّدحسینی استاد پیشین دانشگاه طهران و پژوهشگر بهائی، در مسیر شرح تاریخ و تعالیم دیانت بهائی که خود بخشی از بحث کلّی ایشان در بارۀ تاریخ و تعالیم آئین‌های آسمانی به ویژه وحدت اساس ادیان الهی است، گفتارشان دربارۀ وقایع و حوادث ایّام اقامت حضرت بهاءالله در استانبول را ادامه می‌دهند و سپس به شرح وقایعایّام ادرنه می‌پردازند.

دکتر محمّد حسینی: سپاسگزارم، شنوندگان عزیز و پرمهر و باوفای رادیو پیام دوست، با درود فراوان، هفتۀ پیش ضمن بیان حوادث ایّام اقامت حضرت بهاءالله در استانبول به اختصار علل صدور فرمان سلطان عبدالعزیز عثمانی مبنی بر تبعید حضرت بهاءالله را به شهر ادرنه کاویدیم.
برادر فوأد پاشا صدراعظم دولت عثمانی از سوی او تقاضا کرد که به حضور حضرت بهاءالله برسد و فرمان سلطان عبدالعزیز را شخصاً به آن حضرت ابلاغ نماید. حضرت بهاءالله قبول نفرمودند و به فرزندشان حضرت عبدالبهاء که در آن ایّام حدود بیست سال داشتند و نیز برادرشان ( یعنی برادر حضرت بهاءالله ) آقا میرزاموسی نوری امر فرمودند که برای اخذ فرمان سلطان با برادر صدراعظم ملاقات نمایند. پس از این ملاقات برادر صدراعظم فرمان سلطان را تسلیم حضرت عبدالبهاء نمود. همان روز لوح مبارک حضرت بهاءالله خطاب به سلطان عبدالعزیز صادر گردید. چون برخی از فقرات این لوح مبارک بعداً در سوره‌الملوک آمده است توضیح تفصیلی محتوای این لوح را به بعد موکول می‌کنیم و تنها می‌گوئیم که حضرت بهاءالله در این لوح مبارک خطاب به سلطان و وزرای او می‌فرمایند که به چه ستمی دست یازیده‌اند و چگونه جمعی از مظلومان را آواره و دربدر کرده‌اند. بدانان می‌فرمایند مقامات و اموال دنیوی آنان را مغرور و چشم حقیقت بینشان را کور نموده است. زود است که قهرالهی بر آنان نازل گردد و عظمت ظاهریشان به ذلّت بدل گردد. این لوح وسیلۀ شمسی بیگ به عالی پاشا وزیر امور خارجۀ عثمانی تسلیم گردید. شمسی بیگ حکایت کرده است که چون عالی پاشا لوح را قرائت نمود رنگ از رخسارش پرید و با خشم اظهار نمود: عجب! مانند این است که شاه شاهان به کمترین بندۀ درگاهش خطاب نموده است! نزول لوح سلطان عبدالعزیز و تبعید حضرت بهاءالله به ادرنه آغاز مرحلۀ جدیدی در تاریخ امر بهائی است. همانگونه که قبلاً بیان گردید از آن زمان مظهر الهی، حضرت بهاءالله به تصریح به بهائیان، به کلّ جهانیان به رؤسای اقوام و ادیان فرمودند که سنین مهلت، سال‌های مهلت سرآمده است و زمان، زمان مسئولیّت و تعهّد است. پس از ورود به ادرنه بود که خطابات عمومی و خصوصی حضرت بهاءالله به ملوک و رؤسای اقوام و ادیان نازل گشت و جمیع آنان به قبول شریعت بدیع و اطاعت از اوامر الهی در این عصر مقدّس دعوت گردیدند. این خطابات و دعوت در عکّا ادامه یافت و به اوج خود رسید.
باری حضرت بهاءالله به گروهی ازاصحاب امر فرمودند که راهی شام و مصر شوند و معدودی نزد حضرتشان باقی مانند. آن حضرت و عائلۀ مبارکه و اصحاب بزرگوارشان که درنهایت عزّت و احترام ازبغداد راهی شهر استانبول شده بودند به سعایت دشمنان و حسودان و تحریکات ناصرالدّین شاه و اقدامات میرزا حسین خان مشیرالدّوله سفیر ایران در دربار عثمانی و دوستان نزدیکش فوأد پاشا صدر اعظم عثمانی و عالی پاشا وزیر امور خارجۀ آن کشور و عدم توجّه و ستم سلطان عبدالعزیز در دل سرد زمستانی که تا یکصد سال پیش از آن در چنان سرما سابقه نداشت استانبول را به قصد ادرنه ترک نمودند. سرما بی‌داد می‌نمود. وسائل حمل و نقل آن نفوس بی گناه و مظلوم بسیار ناقص بود. بسیار زحمت دیدند و رنج کشیدند. مصائبی تحمّل کردند که در بیان نمی‌گنجد. حضرت بهاءالله که همواره آدمیان را به عدل و انصاف و محبّت و شفقّت دعوت می‌فرمود و آه و نالۀ سحرگاهی بیچارگان و مسکینان ذرّات وجود مبارکش را لرزان می‌نمود و همۀ اوقات گرانبهایش را صرف خدمت به جهان انسانی می‌فرمود این گونه معرض ستم ظالمان گشت.
به قول خاقانی شروانی:
ما بارگه دادیم این رفت ستم برما
بر قصر ستم کاران تاخود چه رسد خذلان

باری این سفر پرخطر دوازده روز به طول انجامید و ورود حضرت بهاءالله و عائلۀ مبارکه و اصحاب به شهر ادرنه با روز دوازدهم دسامبر سال ۱۸۶۳ میلادی (روز نخست از ماه رجب سال۱۲۸۰ هجری قمری) مصادف گشت.
رادیو پیام دوست: آقای دکتر محمّدحسینی در آثار بهائی بارها ذکر اهمیّت «سنۀ ثَمانین» گشته است که البتّه می‌دانیم منظور همین سال ۸۰ یعنی سال ۱۲۸۰ هجری قمری است. می‌خواستم که خواهش کنم توضیح بیشتری دربارۀ اهمیّت این سال برای شنوندگان عزیزمان بفرمائید.

دکتر محمّد حسینی: حتماً. همانطور که فرمودید مقصود از «ثمانین» هشتاد است، سال۱۲۸۰ هجری قمری. در این سال همانگونه که قبلاً بیان گشت «سنین مهلت» سالهای مهلت سرآمد و حضرت بهاءالله خطاب به بهائیان و اصولاً جهانیان فرمودند که ایّام مسؤولیّت و تعهّد است و باید به نداء الهی گوش فراداد و به اجراء اوامر الهی پرداخت. تا آن زمان تلاش مبارک بیشتر مصروف تربیت اصحاب حضرت باب بود تا آمادۀ پذیرش ظهور حضرتشان شوند. اگر چه نفوسی از غیر بابیان نیز به جمع ارادت کیشان و مؤمنان به آن حضرت پیوستند که در میان آنان برخی از عارفان خصوصاً از ناحیۀ کردستان و تنی چند از شاهزادگان قاجار چه از مردان و چه از بانوان بودند. ولیکن پس از سنۀ ثمانین، سال ۱۲۸۰ هجری قمری که برابر بود با سال ۱۸۶۳ میلادی به تدریج خطابات عمومی آن حضرت به جهانیان و از جمله رؤسای دول و ادیان نازل گشت. خلاصه، در سال ثمانین (هشتاد) مقدّمات طلوع پرشکوه ترین مرحلۀ حیات حضرت بهاءالله یعنی ابلاغ عمومی آئین مقدّس جهانی آن حضرت فراهم گشت.
باری ورود حضرت بهاءالله و عائلۀ مبارکه و اصحاب به ادرنه در دل زمستان بسیار سرد بود و چون جائی برای سکونت آن مظلومان معیّن نشده بود آنان را در کاروانسرائی منزل دادند که هیچ چیز نداشت. پس از سه روز حضرت بهاءالله و عائلۀ حضرتشان به خانۀ کوچکی انتقال یافتند و اصحاب نیز در همان کاروانسرا باقی ماندند و برخی بعداً به اماکن دیگر منتقل شدند. مسکن حضرت بهاءالله نیز چند بار در سال‌های اقامت در ادرنه تغییر یافت. رفتار حکیمانه و نجیبانۀ حضرت بهاءالله در ادرنه خیلی زود نظر مردم آن شهر را جلب نمود و بی‌نهایت مراعات نزاکت و احترام را در محضر مبارکشان می‌نمودند، اصحاب نیز به تدریج در ادرنه استقرار یافتند و برخی به کسب و کار پرداختند. ادرنه در آثار حضرت بهاءالله ازجمله به «ارض سرّ» و «سجن بعید» یعنی زندان دور ملقّب گشته است. این نقطه دورترین مکانی از وطن حضرت بهاءالله بود که درطول حیات مبارک دیده بودند. ادرنه در بخش اروپائی ترکیه عثمانی قرار داشت و این نخستین بار بود که یک مظهر الهی به اروپا قدم می‌نهاد. این نقطۀ دور، این زندان دور، این سجن بعید خیلی زود کعبۀ مشتاقان و کوی عاشقان طلعت ابهی، حضرت بهاءالله گشت. از دورترین نقاط ایران جماعاتی از مؤمنان با زحمات و مشقّات فراوان خود را به ادرنه می‌رسانیدند و به حضور حضرت بهاءالله شرفیاب می‌شدند و با روحی تابناک و جانی پاک به سرزمین مقدّس ایران مراجعت می‌نمودند. در آن اوقات نام حضرت بهاءالله در ایران اشتهار تام یافت و تحیّت یعنی درود «الله‌ابهی» در میان جمع بهائیان معمول گشت. «شیخ سلمان پیک رحمان» که قبلاً به احوال او اشاره کرده ایم عرائض یاران را به محضر حضرت بهاءالله تقدیم می‌نمود و الواح مبارکه را بدانان می‌رسانید. از جمله الواحی که در سال دوم ورود به ادرنه از قلم حضرت بهاءالله نازل گردیده لوحی است به عربی که به لوح احمد معروف است. مخاطب این لوح میرزا احمد یزدی دانشمند عارف پاک نهادی بود که سال‌ها در خصوص هر مذهب و مکتبی چه در ایران وچه در دیگر نقاط چون هندوستان تحقیق نموده بود. میرزا احمد درآغاز ظهور حضرت باب بدان حضرت مؤمن گشت و در کاشان در خانۀ حاج میرزا جانی تاجر کاشانی به حضور آن حضرت رسید و عظمت و جذبۀ آن حضرت چنان اخذش نمود که به اوج ایقان فائز شد. وی در سال‌های نخستین ظهور حضرت بهاءالله بدان حضرت نیز مؤمن گشت و از عاشقان دل‌خستۀ آن حضرت گردید و قیام به انتشار شریعت حضرتشان نمود. درهر شهر و قریه‌ای سکونت نمود قلوب مردمان را ربود در اقلیم فارس در دل مردم مقیم دشت‌ها و قری و قصبات قرار داشت و به او لقب فرشته داده بودند. وی در یکصد سالگی درگذشت و از قهرمانان جاودانۀ تاریخ بهائی گشت. لوح احمد نفوذ و خلاّقیّت عجیب دارد. البتّه همۀ کلمات الهی نفوذ و خلاّقیّت بی‌نظیر دارد. مظاهر الهیّه قولشان به شهادت تاریخ خلاّق بوده است.
باری لوح احمد نافذ در قلوب و خلاّق بوده و هست. این لوح مبارک وسیلۀ بهائیان خصوصاً در ایّام احزان و مشقّات و مصائب وارده تلاوت می‌شود روحانیّتی می‌بخشد که به وصف نمی‌آید.
«هوالسّلطان العلیم الحکیم»
این مطلع لوح مبارک است. اشارت است به سلطنت و علم و حکمت الهی. در آغاز لوح می‌فرمایند:
«هذِهِ ورقهُ الفردوس تَغنُّ علی افنان سدره البقاء بالحان قدس ملیح و تبشّرالمخلصین الی جوارالله و الموحّدین الی ساحه قرب کریم و تخبر المنقطعین بهذا النّبائ الذی فُصّل من نباءالله الملک العزیزالفرید و تهدی المحبّین الی مقعد القدس ثّم الی هذا المنظرالمنیر»
در این بیانات مبارکه حضرت بهاءالله با اشاره به وجود حضرتشان بدین مضمون می‌فرمایند که: این کبوتر بهشتی این بلبل بهشتی بر شاخه‌های درخت خداوند یگانه با الحان ملیح مقدّس جاودانه نغمه و ترانه می‌سراید و بشارت می‌دهد مخلصین را به ورود به ساحت پروردگار و آگاه می‌سازد منقطعین را از خبر ظهور مظهر الهی و هدایت می‌نماید عاشقان را به منظر منیر طلعت ابهی، حضرت بهاءالله. در این لوح مبارک خطاب به همگان بدین مضمون می‌فرمایند که: ای مردم اگر چشم از آیات این ظهور الهی بربندید و آن را حجّت نشمارید، بگوئید پس به چه حجّت به حقّانیّت مظاهر الهی قبل مؤمن گشته اید؟ آن حجّت را ارائه نمائید.
«یا قوم اِن تکفرو بهذه‌الآیات فبایّ حجّه آمنتم بالله من قبل، هاتوبها…»
خطاب به احمد می‌فرمایند که در نهایت درجۀ استقامت باشد و از مصائبی که در راه الهی بر او وارد می‌شود مضطرب و محزون نگردد. بیاد آورد که آن حضرت نیز بسیار مصائب دیده‌اند و اینک در دیار غربت در «سجن بعید» در زندان دور گرفتارند. سرانجام در لوح مبارک بدین مضمون می‌فرمایند: سوگند بر خداوند که هرنفسی در سختی و حزن باشد و این لوح را با صدق مبین قرائت نماید اضطراب و اندوهش از دل زدوده گردد.
«فواللهِ من کان فی شدّه اوحزنٍ و یقرأ هذا اللّوح به صدقٍ مبین یرفع‌الله حزنه و یکشف ضرّه و یفرّج کربه…»
بلی ذکر الهی به فرمودۀ حضرت بهاءالله به عین عبارت «انیسی است بی‌نفاق»، به فرمودۀ مبارک طبیب جمیع علّت‌ها است. بهائیان ده‌ها سال است که این لوح مبارک را «لوح احمد را» به انفراد در کنج خانه‌های خویش و یا در اجتماعات بهائی تلاوت می‌نمایند. تلاوت این لوح، تلاوت آثار حضرت بهاءالله، بدانان آرامش خاطر، متانت، ایمان و از خود گذشتگی می‌آموزد و آنان را عاشقانه در خدمت خلق خداوند یگانه پایدار می‌دارد. نه تنها بهائیان ایران که همۀ بهائیان جهان بر پایۀ این آثار مقدّس جاودانه در قول و عمل، یگانه و بیگانه نمی‌شناسند و با جمیع مردمان که در تماسند خالصانه به خدمتشان می‌پردازند و این بیان حضرت بهاءالله را همواره در پیش چشم خویش دارند.
«امروز انسان کسی است که به خدمت جمیع من علی الارض قیام نماید»
جوهر الواح نازله در ادرنه نیز چون دیگر الواح حضرت بهاءالله همین است. هدف اصلی ظهور حضرت بهاءالله خلق انسان جدیدی است که تنها برای خویش زیست نمی‌نماید بل جوهر ایثار و فداکاری است و هدف اصلیش در حیات خدمت به عالم انسانی است. تعالیم حضرت بهاءالله از همان زمان نزول و صدور در حیات بهائیان تجسّم یافته است. اصحاب حضرتشان در ادرنه چنان بر اساس موازین امانت و درستی و راستی رفتار نمودند که مردم شهر در نهایت درجۀ اطمینان در غالب امور بدانان مراجعه کرده مشورت می‌نمودند. هفتۀ آینده وقایع ایّام ادرنه را پی می‌گیریم. سپاسگزارم ش


برای شنیدن این برنامه در ساندکلاد اینجا را کلیک کنید.