لینک کوتاه شده این مطلب:
https://persianbahaimedia.org/?p=40410

۳پیک یزدان –۳۸ – آثار حضرت بهاءالله‌ – ایّام اقامت در بغداد

54

موضوع: حضرت بهاءالله- ایّام اقامت در بغداد۳

سخنران: دکتر نصرت‌الله محمّد حسینی

شما میتوانید متن کامل این برنامه را ازاینجا دانلود کنید
شما می توانید فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

رادیو پیام دوست: شنوندگان عزیز رادیو پیام دوست، در برنامۀ امروز آقای دکتر نصرت‌الله محمّدحسینی استاد پیشین دانشگاه طهران و پژوهشگر بهائی، در مسیر شرح تاریخ و تعالیم دیانت بهائی که خود بخشی از بحث کلّی ایشان در بارۀ تاریخ و تعالیم آئین‌های آسمانی به ویژه وحدّت اساس ادیان الهی است، بیان حوادث ایّام اقامت حضرت بهاءالله در بغداد را پی‌می‌گیرند.

دکتر محمّد‌حسینی: بسیار سپاسگزارم، شنوندگان عزیز و پرمهر و باوفای رادیو پیام دوست، پس از درود فراوان، در دو هفتۀ اخیر از جمله اشارت گشت که جماعاتی از اصحاب حضرت باب و اصولاً ایرانیان از مردان و زنان در بغداد به حضور حضرت بهاءالله رسیدند و به آن حضرت ایمان یافتند. گروهی نیز بی آنکه توفیق تشرّف به حضور حضرت بهاءالله یابند با زیارت آثارشان به مقام عظیم حضرتشان پی‌بردند. ارادت مردم سنّی، شیعی، مسیحی، یهودی و زرتشی بدان حضرت نیز توضیح گشت و موضوع ارادت مانکچی صاحب سرپرست زرتشتیان ایران و نیز ارادت والی عراق مطرح گردید. بدین نفوس باید نام جماعتی از علماء و بزرگان ایران و عراق را افزود. از ارادتمندان قلبی ایرانی، شاهزادگان قاجار شجاع‌الدّوله، سیف‌الدّوله و زین‌العابدین خان فخرالدّوله را توان نام برد که از محضر مبارک بسیار استفاضه نموده‌اند. از بزرگان عراق علاوه بر والی یعنی حکمران آن سامان ابن آلوسی مفتی بغداد کمال ارادت را بدان حضرت داشت.
باید توجّه داشت که همزمان با اقبال نفوس به آن حضرت نفوسی نیز دشمنی نمودند و هر روز بر این خصومت افزودند. حتّی تنی چند از بابیان جاه‌طلب و مغرور زمزمۀ مخالفت با آن حضرت آغاز نمودند. از جمله دشمنان حضرت بهاءالله برادر پدری آن حضرت میرزا یحیی ازل بود که نه تنها تعلیم و تربیتش مدیون تلاش‌های حضرت بهاءالله بود حال ادارۀ زندگی و امرار معاش وی نیز به محبّت آن حضرت میّسر گشته بود. ازل و شخص دیگری به نام سیّد محمّد اصفهانی در نهان تلاش می‌نمودند که بابیان را از گرد حضرت بهاءالله پراکنده سازند. این دشمنی و فتنه‌انگیزی در سال‌های بعد به اوج خود رسید و ما ضمن بیان وقایع حیات حضرت بهاءالله در استانبول، ادرنه و عکّا ماهیّت این فساد و فتنه‌انگیزی را خواهیم کاوید. علّت اساسی حسادت و مخالفت این نفوس محبوبیّت بسیار حضرت بهاءالله در میان بابیان ایران و عراق و اصولاً مردم شهر بغداد بود، به چشم خویش مشاهده می‌نمودند که چگونه برخی از بزرگان ایران‌زمین و سرزمین عثمانی به ساحت آن حضرت با کمال خضوع مشرّف می‌گشتند و کسب فیض می‌نمودند. ملاّحظه می‌نمودند که چگونه آثار مقدّسۀ آن حضرت در عراق و ایران دست به دست می‌گردد و به حافظه‌ها سپرده می‌شود شهرت و عظمت حضرت بهاءالله حسادت کارگزاران دولت قاجار در بغداد را نیز برانگیخت و به سایر شهرهای عراق سرایت نمود. برخی از مردم متظاهر به مذهب نیز به فتته‌انگیزی مبادرت نمودند و با سرقنسول ایران در بغداد متّحد شده علیه حضرت بهاءالله به اقداماتی دست زدند حتّی شخصی را اجیر نمودند که حضرت بهاءالله را با سلاح گرم مقتول نماید. ولیکن هر بار که وی به آن حضرت نزدیک می‌شد عظمت و جذبۀ روحانی حضرتشان او را چنان احاطه می‌نمود که سلاح از دستش می‌افتاد. دشمنان حضرت بهاءالله سرانجام مجمعی فراهم نمودند تا به مشورت پردازند و برای نابودی آن حضرت و اصحابشان تصمیمات جدّی اخذ نمایند. حتّی عالم جلیل‌القدر شیخ مرتضی انصاری علیه رحمه‌الله را به مجمع خود دعوت نمودند. شیخ که از نیّات آنان آگاهی یافت خویشتن را معذور داشت و مجمع را ترک نمود.
شیخ مرتضی انصاری در آثار حضرت بهاءالله، حضرت عبدالبهاء و حضرت شوقی ربّانی مورد تجلیل فراوان قرار گرفته است و خصوصاً این عمل او را بسیار ممدوح شمرده‌اند. مجمع مذکور که از همراهی وهمکاری شیخ انصاری مأیوس گردیده بود تصمیم گرفت که یکی از علماء را برای بحث با حضرت بهاءالله اعزام دارد که آن حضرت را مغلوب کند و یاران حضرتشان را پراکنده نماید. اتفاقاً ملاّحسن عمو که مردی به واقع عالم و منصف بود برای اجراء این مقصود انتخاب گشت. نامبرده همراه زین‌العابدین خان فخرالدّوله به حضور حضرت بهاءالله مشرّف گشت. سئوالات او را تمامّاً حضرت بهاءالله پاسخ فرمودند به گونه‌ای که قلباً و عمیقاً قانع گردید. این بود که معروض داشت که اعضاء مجمع مذکور در کمالات معنوی آن حضرت تردیدی ندارند ولیکن تفاضا نموده‌اند که معجزه‌ای ظاهر فرمایند تا آنان اطمینان قلب بیابند. حضرت بهاءالله به ملاّحسن عمو فرمودند اگر چه در ادیان گذشته هرگز استدعای مخالفان برای ظهور معجزۀ آن چنانی مورد قبول قرار نگرفته است ولیکن شما بروید و به اعضاء مجمع مذکور بگوئید که یک معجزه انتخاب نمایند و همگی امضاء کنند که در صورت ظهور آن معجزه دیگر اعتراض و مخالفت ننمایند خداوند مدد خواهد فرمود و آن معجزه ظاهر خواهد گشت. اگر ظاهرنگردید البتّه بطلان ظهور جدید مسلم است. ملاّحسن عمو پس از ادای احترام لازم از حضور مبارک مرخص گشت و پیغام حضرت بهاءالله را بدان جمع رسانید ولیکن اعضاء مجمع یک صدا اظهار نمودند شاید شخص بهاءالله ساحر باشد و این معجزه را آشکار نماید آن وقت تکلّیف ما جز قبول نیست. لذا جرأت مبادرت بدین امر ننمودند و ملاّ حسن عمو به هر کجای در ایران و عراق پای گذشت این حکایت را نقل نمود و عجز اعضاء مجمع مذکور را از مقابلۀ با حضرت بهاءالله بیان داشت. در گیر و دار آن وقایع و مخالفت شدید دشمنان حضرت بهاءالله با آن حضرت و حتّی تصمیم بر قتل ایشان میرزا سعیدخان گرمرودی وزیر امور خارجۀ ایرا ن که از جریانات اطّلاع یافته بود عریضه‌ای به حضور حضرت بهاءالله معروض داشت و ظاهراً با دلسوزی خاص آن حضرت را مستحضر نمود که خطرات بسیار در پیش است و بهتر است که حضرتشان به گوشه‌ای پناه برند و از انظار مخفی گردند. البتّه هدف حقیقی میرزا سعیدخان دور کردن حضرت بهاءالله از مرزهای ایران بود. حضرت بهاءالله در پاسخ عریضۀ نامبرده لوحی ارسال فرموده‌اند که امروزه در دست است. نام این اثر لوح شکّر شکن است. زیرا لوح مبارک با یک بیت از اشعار حافظ آغاز می‌گردد که در آن می‌گوید:
شکّر شکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود

در این لوح مبارک بدین مضمون می‌فرمایند که هر گز از بلایا فرار نمی‌نمایند و پنهان نمی‌شوند. در این لوح مبارک و در پی بیانات قبلی آن حضرت است که حرمت هر گونه خشونت صادر شده است. می‌فرمایند فدا شوید حتّی دست قاتل را ببوسید.
باری رفتار حکیمانه و نجیبانۀ حضرت بهاءالله مأموران عثمانی را آن چنان شیفته نموده بود که دائماً مراتب را به سلطان عبدالمجید عثمانی گزارش می‌نمودند. بدین علّت هر هنگام دولت ایران تقاضای استرداد حضرت بهاءالله ویا تبعید ایشان را به نقطه‌ای دورتر داشت سلطان عبدالمجید امتناع می‌نمود. امّا اصحاب وفادار در آن ایّام بر اثر تلاش‌های مداوم حضرت بهاءالله و نزول آثار مبارکشان متّحد و متّفق و پای‌بند اصول عالیۀ اخلاقیّه بودند هر یک برای جانفشانی آماده بودند و برای خدمت به یاران و اصولاً مردمان از یکدیگر سبقت می‌گرفتند. جذبۀ ایمان آنان به حدّی بود که به هر کجای پای می‌نهادند آن مکان را آکنده از شور و اشتیاق می‌نمودند. تلاوت آثار حضرت بهاءالله ابواب معارف بدیعی به جهت آنان گشود که در حلّ مشکلات کتاب‌های مقدّس آسمانی مهارتی عجیب بدانان بخشید. از جمله ده‌ها اثری که در ایّام بغداد از قلم حضرت بهاءالله نازل گشته است می‌توان به هفت وادی، مثنوی مبارک، چهار وادی، جواهرالاسرار، صحیفۀ شطّیه، کلّمات مکنونه و کتاب ایقان اشاره نمود. کتاب هفت وادی را قبلاً معرّفی کرده‌ایم و در جلسات آینده دیگر آثار را به اختصار معرّفی خواهیم نمود.
رادیو پیام دوست‌: البتّه روشن است که معرّفی همۀ آثار نازله از قلم حضرت بهاءالله در بغداد در این برنامه آقای دکتر محمّدحسینی میّسر نیست ولی اگر ممکن است به نام برخی از دیگر آثار ایشان هم که در آن شهر نازل شده اشاره بفرمائید.
دکتر محمّد حسینی: البتّه. همانطور که قبلاً معروض گشت ده‌ها اثر از قلم حضرت بهاءالله در بغداد نازل شده است. علاوه بر کتبی که نام بردیم و الواحی چون لوح کلّ الطعام و شکّرشکن نازل در بغداد، می‌توان از الواحی چون مدینۀ رضا، مدینۀ توحید، حروفات عالین، لوح حوریّه، لوح آیۀ نور، لوح حرف بقاء، لوح بلبل‌الفراق و لوح ملاّح‌القدس یاد کرد.
باری مثنوی مبارک، یعنی مثنوی حضرت بهاءالله که بیش از سیصد بیت است چنانکه از عنوانش روشن است در بحر مثنوی از قلم حضرت بهاءالله نازل گردیده است. البتّه بخشی از مثنوی در بغداد و بخش دیگر در استانبول نازل گشته است. در این مثنوی به ده‌ها نکتۀ عرفانی اشاره شده و یا آن مسائل توضیح گشته است. به وادی‌های عرفانی اشارت گردیده و تصریح شده که چگونه عارف سالک می‌تواند به آنی همۀ وادی‌ها طیّ نماید. به وجود مبارک خودشان خطاب نموده می‌فرمایند که با حکمت و مدارا خورشیدوار سر از کوه‌ جان در آورند تا عالمیان انوار ظهور ایشان را به خوبی مشاهده نمایند. اشاره می‌فرمایند که ظهورشان بهار روحانی است که خزان در پی ندارد. می‌فرمایند این بهار روحانی هردم صد جلوه دارد ولیکن معدودی از نفوس آن جلوه‌ها ادراک می‌نمایند. خطاب به مغروران خصوصاً از مخالفان می‌فرمایند که آتش نَفس سرکش و هوی و هوس را به نور ایمان بَدَل نمایند. خلاصه، مثنوی مبارک نیز از آثار عرفانی حضرت بهاءالله است و جوهر بخش اصلیش بیان مراتب و مراحل سفر روحانی عارف سالک است. از قلم حضرت بهاءالله علاوه بر مثنوی و قصیدۀ عزّ ورقائیّه که قبلاً معرّفی شده است غزلیّات و قطعات دیگری نیز نازل و انشاد گشته که انتشار یافته است.
هفتۀ آینده به معرّفی دیگر آثار نازله در بغداد به اختصار می‌پردازیم. سپاسگزارم ش


برای شنیدن این برنامه در ساندکلاد اینجا را کلیک کنید.