لینک کوتاه شده این مطلب:
https://persianbahaimedia.org/?p=40210

پیک یزدان –۳۲ – آثار حضرت بهاءالله- رسالۀ هفت وادی نازله در بغداد ۱

159

موضوع: آثار حضرت بهاءالله- رسالۀ هفت وادی نازله در بغداد ۱

سخنران: دکتر نصرت‌الله محمّد حسینی

شما میتوانید متن کامل این برنامه را ازاینجا دانلود کنید
شما می توانید فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

رادیو پیام دوست: شنوندگان عزیز رادیو پیام دوست، امروز آقای دکتر نصرت‌الله محمّدحسینی استاد پیشین دانشگاه طهران و پژوهشگر بهائی، در پی گفتارهای هفته‌های گذشته بارۀ تاریخ و تعالیم آئین‌های آسمانی و وحدت اساس ادیان الهی، شرح تاریخ و تعالیم دیانت بهائی را ادامه می‌دهند.

دکتر محمّد‌حسینی: بسیار سپاسگزارم، شنوندگان عزیز و پرمهر و باوفای رادیو پیام دوست، پس از درود فراوان، هفتۀ پیش بدانجا رسیدیم که حضرت بهاءالله از سفر کردستان عراق مراجعت به بغداد فرمودند ودر پاسخ پرسش‌های دو تن از عارفان برجستۀ مقیم کردستان دو رسالۀ هفت وادی و چهار وادی از قلم مبارکشان نازل گشت. حتماً بخاطر دارید که اشارتی کوتاه به محتوای کتاب هفت وادی گردید. هفت وادی همانطور که معروض گشت از قلم حضرت بهاءالله در بغداد و در پاسخ پرسش‌های شیخ محیی‌‌الدّین قاضی خانقین نازل گردیده است. پرسش‌های شیخ محیی‌‌الدّین مربوط به معانی برخی از ابیات قصیدۀ عزّ ورقائیه اثر قلم حضرت بهاءالله بوده است. متأسّفانه فرصت ما محدود است و مجال معرّفی این قصیده به تفصیل نیست. این ‌است که تنها اشارتی بدان خواهد شد. خصوصاً که بحث اصلی ما بیان حوادث تاریخی و شرح تعالیم کلّی حضرت بهاءالله است.
رادیو پیام دوست: آقای دکتر محمّد حسینی اگر ممکن است توضیحات بیشتری در باره محتوای قصیدۀ عزّ ورقائیه بیان به فرمائید برای شنوندگان عزیزمان.
دکتر محمّدحسینی: قصیدۀ عزّ ورقائیه در کردستان از قلم حضرت بهاءالله به خواهش تنی چند از عارفان آن سامان خصوصاً شیخ اسمعیل رهبر جماعت خالدیّه در سلیمانیّه، که بی‌نهایت تحت تأثیر جذبه و کمالات روحانی حضرت بهاءالله قرار گرفته بودند نازل گردیده است. این قصیده در وصف مقام حقیقی حضرتشان به عنوان محبوب عالمیان ودر توضیح کیفیّت نزول روح قدسی الهی بر قلب مبارکشان و سفر روحانی سالکان در اوج فصاحت و بلاغت به عربی نازل گردیده است، البتّه نفوس تقاضا کننده استدعا نمودند که به عربی نازل گردد. در این قصیده به صدها نکتۀ عرفانی و به عظمت ظهورشان، به جذبۀ انوار مظهر الهی در این عصر نورانی، به اشتعال مجدّد نار الهی در طور معنوی و نیز به مصائب حضرتشان (مصائب سیاه چال طهران) اشاره می‌فرمایند. در این قصیده در ابیات متعدّده امتناع ذات الوهیّت تصریح شده و لذا لزوم تمسّک به عرفان مظهر الهی بیان گشته است. به هر حال شیخ محیی‌الدّین که برخی از ابیات این قصیده را به خوبی درک نکرده از حضور حضرت بهاءالله تقاضا نموده است که توضیح بیشتری در باب وادی‌های سلوک عنایت بفرمایند. حضرت بهاءالله نیزهمان دقائق عرفانی را در قالبی که برای عارف یاد شده قابل درک و فهم بوده است یعنی به زبان ساده‌تر در رسالۀ هفت وادی بیان فرموده‌اند.
حضرت بهاءالله در مقدّمۀ رسالۀ هفت وادی و نیز در چند جای دیگر از آن رساله به ظهور حضرتشان به عنوان ظهور انسان کامل یعنی مظهر کلّی الهی و لحن بدیعشان در این عصر نورانی اشاره می‌فرمایند. سپس به مخاطب می‌فرمایند که در نامۀ او رائحۀ محبّت می‌وزد و معلوم است که در سلوک خود خواهان بقاء بالله است. می‌فرمایند چون آرزوی بقاء بالله دارد از طریق ذکر مراتب جلال او را مجذوب قدس و قرب و جمال الهی می‌نمایند تا جز طلعت محبوب حقیقی الهی در آئینۀ وجود نبیند. مراد از جلال، بطون حقّ است یعنی احتجاب ذات حقّ از ابصار و بصائر است. احتجاب یعنی در پرده بودن. خداوند برتر از آن است که به دیدۀ ما دیده شود. نه ابصار یعنی چشمان ظاهر ما او را می‌بیند ونه بصائر یعنی بصیرت‌های ما، چشمان جان ما، او را مشاهده می‌نماید. مراد از لقاء الهی که درکتاب‌های آسمانی مذکور گشته است لقاء مظهر الهی یعنی رسول الهی است. به فرموده حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء مبیّن کلمات آن حضرت وجود الوهیّت منقطع وجدانی است. یعنی احدی را به شناخت و رؤیت ذات او راهی نیست. خداوند خالق کیهان است و پهنۀ کیهان بیلیون‌ها بیلیون عظیم‌تر از آنست که در تصوّر ما آید. پهنۀ بخش کوچکی از کیهان که با ابزارهای بشری توان مشاهده نمود و یا گمان نمود بیلیون‌ها سال نوری است. آدمی قدرت مشاهدۀ کیهان مادّی ندارد چگونه خالق غیرمادّی کیهان را مشاهده و ملاقات نماید. این است مراتب جلال که می‌فرمایند. در هفت وادی در خصوص مراتب جلال الوهیّت می‌فرمایند که:
«نشناخته او را احدی و به کُنه او راه نیافته نفسی. کلّ عرفا در وادی معرفتش سرگردان و کلّ اولیاء در ادراک ذاتش حیران. منزّه است از ادراک هر مدرکی و متعالی است از عرفان هر عارفی».
بعد می‌فرمایند:
«عدم صرف کجا تواند در میدان قدم اسب دواند و سایۀ فانی کجا به خورشید باقی رسد».
به شیخ محیی‌الدّین و هر عارف سالک دیگری می‌فرمایند که راهی به مراتب جلال ندارد. زیرا وجود حقّ منقطع وجدانی است. می‌فرمایند چون راه به مقام جلال مسدود است حقّ در کمال عشق در هر دور جمال خویش آشکار می‌سازد. البتّه هستی در مفهوم عام‌نمائی از جمال حقّ است. انسان نمائی از جمال حقّ است. ولیکن انسان کامل است که نمائی کامل از جمال حقّ است. مشاهده و ملاقات این انسان کامل است که لقاء الهی محسوب گشته است.
می‌فرمایند اشارات مربوط به ساحت قدس و قرب و جمال را توضیح می‌فرمایند تا شیخ محیی‌الدّین مقام بقاء بالله را درک نماید. معلوم است که محتوای رسالۀ هفت وادی به تصریح حضرت بهاءالله در آغاز رساله و در پایان آن بیان سفر روحانی شخص سالک است. به استناد بیان حضرت بهاءالله در مقدّمۀ رسالۀ هفت وادی اشارات مربوط به مراتب جلال سبب جذب سالک به ساحت قدس، قرب، جمال و وصال می‌شود. به عبا رت گویاتر چون راه وصول به مراتب جلال مسدود است سالک از طریق توسّل به جمال به وصال می‌رسد. مراد از جمال، مظهر کلّی الهی، رسول الهی در هر دور است. از طریق عرفان مظهر الهی است که ما به عرفان الهی فائز می‌شویم و اگر عرفان مظهر الهی حاصل نشود عرفان الهی هرگز تحقّق نیابد. امّا قدس و قرب و جمال یا وصال جمال الهی کیفیّات مادّی نیست که قابل توصیف باشد. این مراتب، مراتب روحانی است که جوهرش یکی است و اسیر رنگ نمی‌شود. ولیکن حضرت بهاءالله از طریق اصطلاحات قابل فهم شیخ محیی‌الدّین و از جمله اصطلاح‌شناسی عطار، ترمینولوژی عطّار حقائق روحانیه را به او القاء می‌فرمایند. حقّائقی که نه عطّار به حقّیقت بدان‌ها اشاره کرده است و نه در آثار دیگر عارفان جهان آمده است. حضرت بهاءالله برای وصول به غایت این سفر روحانی که وصول به حقّیقت یا بقاء در حقّ و حقّیقت است گذر از هفت وادی را ضروری شناخته‌اند. در هفتۀ آینده این وادی‌ها را به استناد بیانات حضرت بهاءالله خصوصاً در رسالۀ هفت‌وادی، در حدّ توان خویش، مورد مطالعه قرار می‌دهیم. امّا پیش از مطالعۀ این وادی‌ها ذکر سه نکته که در رسالۀ هفت وادی تصریح گردیده لازم است. نکتۀ نخست این است که حضرت بهاءالله می‌‌فرمایند:
«سالک باید در جمیع این اسفار به قدر شَعری از شریعت که فی‌الحقّیقه سّر طریقت و ثمرۀ شجرۀ حقّیقت است انحراف نورزد و در همۀ مراتب به ذیل اطاعت اوامر متشبّث باشد و به حبل اعراض از مناهی متمسّک تا از کأس شریعت مرزوق شود و بر اسرار حقّیقت واقف گردد».
در این بیان مبارک می‌فرمایند که سالک نباید به قدر سرموئی از اجراء احکام الهی انحراف یابد و باید گرد مناهی نگردد. مراد از آزادی و آزادگی در سفر عرفانی ارتکاب اعمال ناپسند نیست. برای مثال مصرف مواد مُسکر و مخدّر نیست، انحراف از عفّت و پاکدامنی نیست. بل تمسّک به همۀ اصول عالیۀ اخلاقیّه و احکام شریعت الهیّه است. آزادی و رهائی از بند‌هائی است که موجب حزن و زیان آدمیان است. نکتۀ دوّم این است که سفر روحانی برای طیّ هفت وادی زمان نمی‌شناسد. ای بسا که عارف نیک نهادی به آنی وادی‌ها و بلادی طیّ نماید و به پایان سفر نزدیک گردد که آن وصال جمال الهی است. عرفان انسان کامل یعنی مظهر الهی است. نکتۀ سوّم این است که هر صاحب دل نیک نهادی، به فرمودۀ حضرت بهاءالله در هفت‌وادی، باید از قطرۀ جان بگذرد و به بحر جانان واصل شود. اگر قطره به دریا واصل نباشد چه باشد؟ دریاست که حامل کشتی هاست، دریاست که حامل باران ریزان است، دریاست که معدن درّ و مرجان است، دریاست که زادگاه نخستین کائنات صاحب جان است. همۀ این معجزات از دریاست. اگر قطره‌ای از دریا برزمین افتد و از دریا جدا ماند، چه تواند؟ حامل کشتی ها شود؟ حامل باران ریزان شود؟ معدن درّ و مرجان گردد؟ زادگاه کائنات صاحب جان شود؟ چه باشد؟ قطره چون وصل دریا شود، دریا شود. این است ثمرۀ وصل جانان. این است ثمرۀ عرفان مظهر امر رحمن. این است که هرعارف پاک نهادی هر چند در جهان خاک گرفتار باشد در اندیشۀ وصول به لقاء الهی، لقاء مظهر الهی، در جهان پاک است و از فرجام عشق‌های ناپاک بیمناک. گوئی در دل خویش زمزمه می‌کند:
هرجا دلی است در پی چشم سیاه توســـت
یارب چه آفتی تو که مجنون به روز وصل
عالم تمام زیر نگین نگاه توســــــــــــــــت
رویش بسوی لیلی و چشمش به راه توست

رادیو پیام دوست: آقای دکتر محمّدحسینی ممنونیم از توضیحات مختصری که در باره این بخش از تاریخ دیانت بهائی دادید یعنی دوران تبعید حضرت بهاءالله به بغداد که در جریان آن آثاری چون هفت وادی از قلم ایشان نازل شد.
تا هفتۀ آینده و ادامۀ این بحث، شنوندگان عزیز را به خدای بزرگ می‌سپاریم. سپاسگزارم ش


برای شنیدن این برنامه در ساندکلاد اینجا را کلیک کنید.