لینک کوتاه شده این مطلب:
https://persianbahaimedia.org/?p=39932

پیک یزدان – ۲۶ – آئین بهائی۳

131

موضوع: شرح حیات و تعالیم حضرت باب۱

سخنران: دکتر نصرت‌الله محمّد حسینی

شما میتوانید متن کامل این برنامه را ازاینجا دانلود کنید
شما می توانید فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

رادیو پیام دوست: شنوندگان عزیز رادیو پیام دوست، آقای دکتر نصرت‌الله محمّدحسینی استاد پیشین دانشگاه طهران و پژوهشگر بهائی، در پی گفتارهای هفته‌های گذشته در بارۀ تاریخ و تعالیم آئین‌های آسمانی و وحدت اساس ادیان الهی، بررسی تاریخ و تعالیم دیانت بهائی را ادامه می‌دهند.

دکتر محمّد‌حسینی: بسیار سپاسگزارم، شنوندگان عزیز و پرمهر و باوفای رادیو پیام دوست، پس از درود فراوان، هفتۀ پیش بدانجا رسیدیم که حضرت باب در شیراز و در خانۀ حضرتشان به ملاّ محمّد حسین بشرویه‌ای از علمای فاضل اهل خراسان اظهارامر فرمودند. به وی فرمودند که همان موعود بزرگواری‌اند که صدها سال است مردمان در انتظار ظهورشان روز شماری می‌نمایند. عظمت و هیمنۀ حضرت باب، جذبۀ کلام و شخصیّت آن حضرت، بشرویه‌ای را بنهایت درجه شیفته و مبهوت نمود و پس از استماع بیانات مفصّل حضرت باب به اوج ایمان فائز گشت. حضرت باب خود را «باب‌الله» نامیدند. «باب» به معنای «در» و گاه دروازه است. آن حضرت «باب شهر» توحید الهی بودند.

رادیو پیام دوست: تا آنجا که به یاد داریم این اصطلاح باب در کتاب‌های آسمانی پیشین هم در خصوص رسولان الهی بکار رفته است، اگر ممکن است در این خصوص نمونه‌ای بیان بفرمائید.

دکتر محمّدحسینی: البتّه. برای مثال در انجیل جلیل آمده است که حضرت مسیح فرمودند: «من «باب» هستم هر که از من داخل گردد نجات یابد».
مراد آن حضرت این است که ایشان باب خانۀ توحیدند. باب شهر توحید الهی‌‌اند. البتّه این تشبیهات در برخی از دیگر کتاب‌های آسمانی و روایات دینی گذشته نیز آمده است که فرصت نقل آن‌ها نیست.
به هرحال اگر چه حضرت باب در آثار خودشان و آثار حضرت بهاءالله با القاب مختلف یاد گردیده‌اند ولیکن عنوان «باب» معروف‌ترین لقب آن حضرت است. باید توجّه داشت که در آثار حضرت باب عنوان «باب» اشاره به مقام مبشّریّت ایشان نیز دارد. یعنی ایشان باب مدینۀ (شهر) «من یُظهره‌الله» موعوداند. من یُظهِره‌الله یعنی شخصی که خداوند او را ظاهر خواهد فرمود که مراد حضرت بهاءالله‌اند. حضرت باب، «باب» ظهور حضرت بهاءالله بودند.
باری تا چهل روز پس از اظهار دعوت آن حضرت تنها ملاّ محمّد حسین بشرویه‌ای به حضرتشان ایمان داشت.

رادیو پیام دوست: آقای دکتر جالب است که تا چهل روز پس از اظهار امر حضرت باب تنها ملاّمحمّدحسین بشرویه‌ای به ایشان ایمان داشت. البتّه معلوم است که کثرت عدد هواخواهان یک آرمان همیشه دلیل صحّت آن آرمان و حقّانیّت هر گروهی نیست و چه بسا که تنها یک تن یا تعداد اندکی در آغاز به مظهر الهی مؤمن می‌شوند و حقّانیّت آن رسول الهی ثابت است چنانکه در تاریخ حیات حضرت مسیح و سایر مظاهر الهیّه خود شما بدین نکته اشاره کردید.

دکتر محمّدحسینی: دقیقاً همین گونه است که می‌فرمائید و به استناد آیات کتاب‌های مقدّس آسمانی حقّانیّت مظاهر الهیّه به کثرت عدد مؤمنین به ایشان ارتباط ندارد و چه بسا که پیروی کورانه از جماعات کثیر انسانی آدمی را گمراه نماید. چون فرصت کم است در این خصوص تنها به قرآن شریف استناد می‌نمائیم. در سورۀ انعام خطاب به رسول اکرم الهی چنین نازل گردیده است: «وَ ان تُطع اکثر مَن فی الارض یُضلّوک عن سبیل‌الله ان یتبعون الاّ الظّنّ و اِن هم الاّ یخرُصُون» می‌فرماید: ای محمّد اگر تو از اکثریّت مردم زمین پیروی نمائی تو را از راه الهی منحرف می‌نمایند، زیرا آنان جز از گُمان و پندار واهی خویش پیروی نمی‌نمایند.
مقصود این است که حقّانیّت مظهر الهی ارتباط با عدد مؤمنین به او ندارد و همانطور که فرمودید ما ضمن بررسی آئین‌های آسمانی گذشته دیدیم که در آغاز هر ظهور تعداد مؤمنین بسیار اندک بوده است. به استناد متن کتاب‌های مقدّس آسمانی اگر مدّعی مظهریّت، حقّ است پس از اجابت دعوت او وسیلۀ تنها یک نفس هم حجّت مخالفان دیگر بی‌ثمر است. اجازه بفرمائید به علّت نبودن فرصت کافی در این خصوص نیز تنها به بیان مبارکی از قرآن شریف استناد شود. در سورۀ شوری می‌فرماید: «والذّین یُحاجّون فی‌الله من بعد ما استجیب لهُ حجّتهم داحضه عند ربّهم…». می‌فرماید پس از آنکه دعوت الهی، به حقّ اجابت گردید حجّت مخالفان دیگر بی‌ثمر است.
باری در ماه دوّم پس از اظهار امر حضرت باب هفده تن از نفوس پاک نهاد دیگر به آن حضرت مؤمن شدند. غالب این مؤمنین بسیار جوان بودند و یکی از آنان گویا حدود شانزده سال داشته است. آخرین آنان ملاّمحمّد علی بارفروشی تنها بیست و دو سال داشت.
از جملۀ دیگر نخستین مؤمنین نادرۀ زمانه قرّه‌العین، طاهرۀ جاودانه بود. بانوی بیست و هفت ساله‌ای که در احاطۀ علمی و ایراد سخن و نفوذ درقلوب در عصر خویش بی‌نظیر بود و به قول دکتر علیّ‌‌الوردی استاد جامعه‌شناسی دانشگاه بغداد یکصد سال زود بدین عالم آمده بود و اگر یکصد سال دیرتر نیز آمده بود بزرگترین بانوی سدۀ بیستم مسیحی بود.
حضرت باب به شاگردان خویش، بدین نُخستین مؤمنین، امر فرمودند که ظهور حضرتشان را با رعایت حکمت به مردمان اعلام نمایند، ولیکن به قول شاعر:
هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسّرم که نجوشم

آنگاه که راهی دیار دیگر برای انتشار امر پروردگار شدند هر یک به گونه‌ای بلایا و مصائب بی‌شمار تحمّل فرمودند و در راه نشر امر جدید از فدای جان نیز دریغ نداشتند.

رادیو پیام دوست: آقای دکتر همانگونه که همگی می‌دانیم هجده تن نخستین مؤمنین به حضرت باب لقب «حروف حیّ» دارند. لطفاً در این خصوص توضیحی بفرمائید.

آقای دکتر محمدحسینی: همانطور که فرمودید هجده تن نخستین مؤمنین به حضرت باب در آثار آن حضرت به «حروف حیّ» تسمیه شده‌اند (نام گذاری شده‌اند). حروف جمع حرف است و مراد از حرف به یک اعتبار در آثار حضرت باب «یک فرد انسانی» است. حضرت باب نقطۀ اولی یا نقطۀ اوّلیّه‌اند که همۀ حروف اثبات به اصطلاح از ایشان شکل گرفته‌اند. لفظ حیّ به معنای «زنده» است پس حروف حیّ یعنی نفوسی که به نور ایمان زنده شده‌اند. همچنین حیّ بدون علامت شدّ یعنی تشدید از لحاظ حروف جُمّل که حروف ابجد هوّز می‌گوئیم برابر است با عدد «هجده». بدین اعتبار نیز مراد از حروف حیّ هجده تن از مؤمنین اوّلیّه‌اند که به نور ایمان زنده شده‌اند.
باری حضرت باب پس از تعیین مأموریّت حروف حیّ برای انتشار امر آن حضرت، خودشان به منظور انجام مراسم حجّ راهی سفر حجاز شدند. در این سفر امر الهی را با نهایت حکمت به نفوسی چند از مردم مستعّد عالی مقام ابلاغ فرمودند و چون به ایران مراجعت فرمودند آوازۀ ظهورشان در همۀ بلاد پیچیده بود . این بود که حاکم فارس آن حضرت را گرفتار نمود و در مجلس مخصوص مورد عتاب و خطاب قرار داد و دستور صادر نمود که حضرتشان در خانه مقیم شوند و محروم ازمعاشرت با نفوس گردند. ولیکن تأثیر کلمات ایشان که در میان خلق انتشار یافته بود بی‌نهایت عظیم بود. جذبۀ این آثار در همان دو سال نخست، در قلوب هزاران تن اثر نمود و از محمّد جعفر گندم پاک کن آسیابان به ظاهر بی‌سواد اصفهانی گرفته تا علاّمۀ فهّامه سیّد یحیی دارابی کشفی نمایندۀ صدر اعظم و شاه ایران که از سوی آنان به مأموریّت تحقیق در خصوص ادّعای حضرت باب به شیراز رفته بود، دل در گرو عشق آن حضرت نهادند و سرانجام نیز جان در راهشان فدا نمودند. ملاّ محّمد علی حجّت زنجانی، حاج سیّد جواد کربلائی نوۀ بحرالعلوم، آقا محمّد حسین حکیم الهی، ملاّ محمّد علی برغانی، ملاّ علی بسطامی، ملاّ سعید بارفروشی، ملاّ نعمت‌الله مازندرانی، ملاّ یوسف اردبیلی، ملاّ مهدی خوئی، آقا سیّد حسین تُرشیزی، ملاّ باقر کنی، ملاّ مهدی کنی و صدها عالم جلیل القدر دیگر به امر حضرتشان مؤمن شدند و عاشقانه قیام بر انتشار آن آئین الهی نمودند. سرعت محیّرالعقول حرکت قلم حضرت باب در کتابت آیات نازله بر قلب حضرتشان، وسعت دامنۀ معارف صادره از سوی ایشان، جذبۀ کلام و شخصیّت روحانی بی‌نظیرشان شور و غوغائی عجیب بپا کرده و هزاران تن را مفتون و شیدائی نموده بود.
چون حضرت باب از ستم‌های حاکم فارس رهائی یافته و راهی اصفهان شدند به دستور منوچهر خان معتمدالدّوله حاکم آن دیار در خانۀ امام جمعۀ شهر اقامت فرمودند. در آنجا نیز آثار مقدّسه‌ای از قلمشان صادر شد که موجب ایمان جمعی از مردم اصفهان گشت. منوچهرخان حاکم گرجی مسیحی اصفهان که عظمت مقام حضرت باب و جذبۀ آیات نازله از قلم ایشان را مشاهده کرد تقاضا نمود که رساله‌ای در اثبات حقّانیّت رسول اکرم مرقوم فرمایند. این رساله در مدّتی بسیار کوتاه نازل گشت که به رسالۀ اثبات نبُوّت خاصّه اشتهار دارد. پس از نزول این رساله، منوچهر خان هم به اسلام ایمان آورد و هم مؤمن به حضرت باب گردید. حضرت باب چهل روز در خانۀ امام جمعه اقامت فرمودند و سپس به مسکن منوچهر خان انتقال یافتند. منوچهر خان شبی از شبها در عمارت خلوت حکومتی همۀ ثروت خویش را که در آن زمان به چهل میلیون فرانک تخمین زده می‌شد بحضور حضرت باب تقدیم نمود. حتّی انگشتری‌های بسیار پر بهای انگشتان خویش را نیز در آورد و تقدیم حضور مبارک نمود و معروض داشت که سپاه بسیار در اختیار حضرتشان خواهد نهاد. حضرت باب با نهایت لطف و عطوفت هدایای مالی او را پذیرفتند ولیکن بی‌درنگ به نامبرده مسترد داشتند و فرمودند که ارادۀ الهی در این دور نورانی این است که آئین رحمانی وسیلۀ ضعفای عباد، مردم عادی از هر بلاد و با نهایت مظلومیّت انتشار یابد و آن حضرت نه به سپاهی نیاز دارند و نه به مال دنیا، که امر الهی را قدرت الهی مؤیّد است و تائید آسمانی رهبر. چند روز بعد معتمد از این جهان درگذشت. تواریخ عصر قاجار ایمان معتمد را به حضرت باب تصریح کرده‌اند، او به خاطر حمایت و ایمانش جاودانه شد و در آثار بهائی به سیّد الوزراء ملقّب گشت.
بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی
در سینه‌های مردم عارف مزار ماست

سپاسگزارم ش


برای شنیدن این برنامه در ساندکلاد اینجا را کلیک کنید.