لینک کوتاه شده این مطلب:
https://persianbahaimedia.org/?p=35103

پیک یزدان – ۱۰ – حضرت مسیح ۲

59

موضوع: شرح حیات و تعالیم حضرت مسیح۲

سخنران: دکتر نصرت‌الله محمّد حسینی

شما میتوانید متن کامل این برنامه را ازاینجا دانلود کنید
شما می توانید فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

رادیو پیام دوست: شنوندگان عزیز رادیو پیام دوست، آقای دکتر نصرت‌الله محمّدحسینی استاد پیشین دانشگاه طهران و پژوهشگر بهائی، در مسیر شرح تاریخ و تعالیم دیانت بهائی که خود بخشی از بحث کلّی ایشان در بارۀ تاریخ و تعالیم آئین‌های آسمانی به ویژه وحدت اساس ادیان الهی است، هفتۀ گذشته داستان حیات حضرت مسیح را آغاز نمودند، امروز شرح حیات و تعالیم آن حضرت را پی‌می‌گیرند.

دکتر محمّد‌حسینی: بسیار سپاسگزارم، شنوندگان عزیز و پرمهر و باوفای رادیو پیام دوست، همانطور که فرمودند در هفتۀ گذشته به بیان تاریخ حیات و شرح تعالیم حضرت مسیح پرداختیم و به عرض رسید که از دوران کودکی حضرت مسیح آگاهی چندانی نداریم. البتّه حکایات و افسانه‌های بسیار در کتب مسیحی و اسلامی راجع به ایّام کودکی و نوجوانی آن حضرت آمده است ولیکن غالب آنها با محتوای انجیل جلیل، قرآن شریف و آثار مقدّس امر بهائی مباینت دارد. در احیانی که حضرت مسیح به حدّ سی سالگی رسیده بودند مردی یهودی به نام یحیی در بیابان یهودیّه مردم را موعظه می‌نمود و به ظهور مسیح موعود بشارت می‌داد. یحیی فرزند ذکرّیای کاهن و الیصابات همانگونه که در هفتۀ پیش گفتیم از منسوبان حضرت مسیح بود. حضرت یحیی که به یحیای تعمید دهنده معروف است در دشتهای اطراف یهودیّه مردمان را گردآورده نداء می‌فرمود که ظهور حضرت مسیح نزدیک است از گناهان خود توبه کنید. آن‌ها را به منظور رفع گناهان خصوصاً در نهر اُردن غسل توبه و یا تعمید می‌داد. یحیی مردی پرهیزگار، خداترس و عفیف بود و به فرمودۀ انجیل جلیل لباسش از پشم شتر و غذایش غالباً از ملخ و عسل برّی بود. وی قلوب صدها تن از یهودیان را ربوده بود. یحیی همچنین با صراحت بسیار سخن می‌گفت و غیر یهود حتّی حُکّام رومی را که مرتکب اعمال ناشایست می‌شدند آشکارا سرزنش می‌نمود. روزی در بیابان یهودیّه موعظه می‌نمود به افراد حاضر از قوم یهود فرمود به خود مبالید که از نسل ابراهیم بوده‌اید. آن کس که عمل پاک دارد نسل حقیقی حضرت ابراهیم است والاّ خداوند می‌تواند از این سنگ ریزه‌ها فرزندانی برای ابراهیم برانگیزاند. جماعتی از وی پرسیدند ای یحیی ما چه کنیم. فرمود هر کس دو جامه دارد یکی را به نیازمند دهد و هر که خوراک بیش از نیاز دارد به محتاجان عرضه کند. باجگیران یعنی مأموران جمع‌آوری مالیّات برای رومیان از وی پرسیدند ای استاد چه کنیم؟ فرمود بیش از آنچه مقرّر است مالیّات نگیرید. جماعتی از سپاهیان نزد وی آمدند و پرسیدند ما چه کنیم. فرمود بر احدی ستم مکنید و افتراء مزنید و به حقوق خویش قناعت نمائید. غالب مردمان را گمان چنان بود که این مرد مسیح موعود است ولیکن حضرت یحیی فرمود من شما را به آب تعمید می‌دهم ولیکن او یعنی مسیح که پس از من می‌آید از من تواناتر است. او شما را به روح‌القُدُس تعمید خواهد داد. من حتّی لیاقت آن ندارم که بند کفش‌های او را باز نمایم. بیائید تا شما را تعمید دهم و آمادۀ ظهور مسیح نمایم. عیسای ناصری (حضرت مسیح) که در آنجا حاضر بود نزد یحیی شتافت تا تعمید یابد ولیکن یحیی فرمود من به تعمید تو نیاز دارم و تو نزد من برای تعمید می‌آئی؟ حضرت مسیح فرمود هنوز وقت معلوم نرسیده است مرا تعمید ده. یحیی آن چنان کرد که مسیح فرمود و در همان هنگام بود که به استناد انجیل جلیل مسیح نداء الهی شنید و به مقام مظهریّت الهیّه یعنی رسالت الهی مبعوث گشت.

رادیو پیام دوست: ممکن است بفرمائید که نزول وحی بر قلب حضرت مسیح در انجیل چگونه توصیف شده.

دکتر محمّد حسینی: در انجیل جلیل نزول روح القدّس به قلب حضرت مسیح به نزول کبوتری بر آن حضرت تشبیه شده است. زیرا بیان آن کیفیّت بسیار دشوار و حتّی مُحال بوده است به ویژه برای مردم دو هزار سال پیش.
باری این چنین حضرت مسیح در حدود سی سالگی در مقام مربّی آسمانی، مظهر الهی یعنی رسول مستقّل الهی مبعوث گشته‌اند. امّا داستان حضرت یحیی نیز چون داستان حضرت مسیح غم‌انگیز است. یحیی مرتّباً هیرودیس و معشوقۀ او هیرودیا را به باد انتقاد می‌گرفت. با وجود این هیرودیس یحیی را بسیار دوست می‌داشت. ولیکن هیرودیا که زنی ناپاک بود از یحیی نفرت داشت و همواره در اندیشۀ نابود کردن او بود. کوتاه سخن آنکه هیرودیا تلاش‌ها نمود تا هیرودیس دستور داد یحیی را زندانی نمایند. به استناد انجیل جلیل هیرودیس در روز تولّد خویش ضیافت پرشکوهی برپای داشت و همۀ سرتیپان، امراء و رؤسای جلیل را بدان ضیافت دعوت نمود. هیرودیا و دختر رقّاصه‌اش سالومه نیز در آن جشن شرکت داشتند. سالومه رقصی نمود که همۀ حاضران خصوصاً هیرودیس به اوج لذّت و شادی رسیدند. هیرودیس به سالومه خطاب کرده گفت مرا بسیارشاد نمودی هر چه می‌خواهی بگوی تا برای تو فراهم نمایم. سالومه که پیشتر با مادر خویش تبانی نموده بود هیرودیس را سوگند داد که به عهد خویش وفا نماید و هیرودیس سوگند یاد نمود که هر چه سالومه بخواهد فراهم نماید. سالومه بی‌درنگ تقاضا نمود که فرمان دهد سر یحیی تعمید دهنده را بریده و درطبقی گذاشته به مجلس جشن و سرور آورند. اگر چه این کار برای هیرودیس بسیار دشوار بود ولیکن چون سوگند خورده بود تن در داد و فرمان نمود که سر یحیی را بریده به مجلس آورند. این چنین حضرت یحیی تعمید دهنده، مبشّر عالی‌شأن حضرت مسیح به شهادت رسید. این چنین است داستان حیات اولیاء از مظلومان و رسولان و وقاحت و شقاوت و ظلم ستمگران. روان خاقانی شاعر بلند پایۀ ایران زمین شاد باد که در قصیدۀ طاق کسری فرمود:
ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما
بر قصر ستمکاران تا خود چه رسد خذلان

رادیو پیام دوست: ببخشید آقای دکتر محمّد حسینی، آیا همۀ پیروان حضرت یحیی بعداً به حضرت مسیح مؤمن شدند؟

دکتر محمّد حسینی: پرسش بجائی فرمودید. خیر. جماعتی از آنان از پذیرفتن حضرت مسیح به عنوان موعود قوم یهود امتناع نمودند. از این گروه نسلی به جای ماند که به صابئین مغتسله یعنی تعمید کننده در آب معروف‌اند و در زمان ما در خاورمیانه، در کناره‌های خلیج فارس زیست می‌کنند و بانجام آداب و مراسم مخصوص کیش خویش اشتغال دارند.
باری همانگونه که قبلاً بیان شد حضرت مسیح در حدود سی ‌سالگی مأموریّت هدایت نفوس انسانی یافت خلاصه داستان برانگیخته شدن آن حضرت همان بود که معروض گشت. به تفصیل بیشتری می‌توان گفت که پس از نزول وحی برقلب آن حضرت در نهایت ثبات و استقامت قیام فرمودند و هیچ قدرت و امری مانع انتشار امر الهی نگشت. داستان تلاش‌های آن حضرت برای هدایت قوم یهود در بخش‌های مختلف انجیل جلیل آمده است. داستان استقامت آن حضرت نیز بسی دراز است. انجیل جلیل در تشبیه جالبی اشاره می‌فرماید که ابلیس تلاش نمود که آن حضرت را بکام خویش کشد. حضرت مسیح را به کوهی بسیار بلند برد و همۀ مُلک و ملک جهان و جلال ظاهری آن را به حضرتشان نشان داده گفت اگر بر من سجده کنی همه را به تو می‌بخشم و حضرت مسیح فرمودند سجده تنها در بارگاه الهی جائز است و تو ای شیطان دور شو که ترا در بارگاه الهی منزل و مأوای نیست. این تشبیه است و هدف نویسندگان انجیل بیان مراتب استقامت و عرفان عظیم حضرت مسیح بوده است.

رادیو پیام دوست: ببخشید آقای دکتر محمّد حسینی، آنچه که تاریخ نشان می‌دهد، بعدها این بیان انجیل جلیل سوء تعبیر شده و برخی گمان کردند که انجیل به کرویّت زمین اعتقاد نداشته.

دکتر محمّد حسینی: صحیح است. در روزگاران دراز پس از شهادت حضرت مسیح برخی از کج فهمان بدین بیان انجیل استناد نموده و گفته‌اند که زمین مسطّح است. اگر نه چنان است چگونه شیطان تمامی ملک جهان را به حضرت مسیح نشان داده است. این کج فهمی بهانه به دست شریران و فاسدان داد و چه بسیار از نفوس بی‌گناه که به کرویّت زمین اعتقاد داشتند و تحمّل شکنجه‌ها نمودند و یا به قتل رسیدند. این است ثمرۀ کج فهمی و غرض و سوء استفاده از دین الهی.
سپاسگزارم ش


برای شنیدن این برنامه در ساندکلاد اینجا را کلیک کنید.