لینک کوتاه شده این مطلب:
https://persianbahaimedia.org/?p=35098

پیک یزدان – ۹ – حضرت مسیح۱

54

شرح حیات و تعالیم حضرت مسیح ۱

موضوع: شرح حیات و تعالیم حضرت مسیح۱

سخنران: دکتر نصرت‌الله محمّد حسینی

شما میتوانید متن کامل این برنامه را ازاینجا دانلود کنید
شما می توانید فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

رادیو پیام دوست: شنوندگان عزیز رادیو پیام دوست، امروز آقای دکتر نصرت الله محمّد حسینی استاد پیشین دانشگاه طهران و پژوهشگر بهائی، در مسیر شرح تاریخ و تعالیم دیانت بهائی که خود بخشی از بحث کلی ایشان در بارۀ تاریخ و تعالیم آئین‌های آسمانی به ویژه وحدت اساس ادیان الهی است،در بارۀ حیات و تعالیم حضرت مسیح سخن خواهند گفت. از گفتگوی خصوصی که چند دقیقه پیش با ایشان داشتیم معلوم می‌شود که داستان زندگی حضرت مسیح را به تفصیل بیان خواهند نمود.

دکتر محمّد حسینی: سپاسگزارم، شنوندگان عزیز و پر مهر و باوفای رادیو پیام دوست، پس از درود فراوان، هنگامی که حضرت مسیح را در بیرون دروازۀ اورشلیم بر صلیب کوبیدند پس از ساعت‌ها تحمّل درد و شکنجه آن حضرت در اوج تشنگی تقاضای آب فرمود اسفنج آغشته به سرکه بر سر نیزه نهادند تا بنوشد و سربازی رُومی، برای خوشایند یهود نیزه بر پهلوی آن حضرت زد تا خونآبه جاری گشت. حضرت مسیح سر بر آسمان برداشت و فرمود، ای خداوند اینان را ببخش چون نادانند و نمی‌دانند با فرزند عزیز تو چه می‌نمایند و پس از دقایقی چند جان به جان آفرین تسلیم فرمود. به استناد متن انجیل جلیل در آ ن گاه باد سیاهی وزیدن گرفت و فریاد رعد در گوش فلک پیچید. شاگردان حضرت مسیح که همه ترسان و لرزان و پژمرده و پریشان بودند به گوشه‌ای خزیدند. پطرس اعظم شاگرد آن حضرت، حضرتشان را تا بامداد پس از شامگاه شهادت، سه بار انکار و سرانجام لعنت نمود. هیچ تاریخ‌نگاری در آن احیان نامی از عیسای مسیح نبرد. حضرتش با تحمّل رنج فراوان، با نهایت مظلومیت و گمنامی به شهادت رسید.
«ولیکن گمان مبر که به آخر رسد حکایت عشق»
خون مطهّرش سبب آفرینش نظام بدیعی گشت که قرن‌ها بشریّت را هدایت نمود. پطرس پشیمان بامداد همان شب توبه نمود و به وادی ایمان برگشت و مریم مجدلیّه دختری دهاتی که در میان مؤمنان و عاشقان طلعت مسیح بود به مدد فیض روح‌‌ا‌لقدس مسیحی، جانی تازه در شاگردان پژمرده و پریشان آفرید. روزگارانی پس از درگذشت پطرس بی‌سواد که روزهای هفته را نیز بدرستی نمی شمرد، عظمت مقامش به جائی رسید که مجسمۀ فلزیش در مرکز امپراتوری رُم بر اثر بوسیدن مسیحیان جهان سائیده گشت. این است ثمرۀ درخت نیکو که حضرت مسیح در تمثیل و تشبیه حضرتش در انجیل جلیل بیان فرموده است. می‌فرماید: «زیرا هیچ درخت نیکو میوۀ بد بار نمی‌آورد و نه درخت بد میوۀ نیکو آورد. زیرا که هر درخت از میوه‌اش شناخته می‌شود». در جای دیگری از انجیل جلیل می‌فرماید: «هر نهالی که پدر آسمانی نکاشته باشد کنده شود». در جای دیگری از آن کتاب مقدّس استقرار ملکوت خداوند را به دانۀ خردلی تشبیه می‌فرماید که به ظاهر از همۀ دانه‌ها کوچکتر است و چون کاشته شود می‌روید و از دیگر بقولات بزرگتر می‌شود و شاخه‌های بزرگ می‌آورد چنانکه مرغان هوا در زیر سایه اش آشیانه می‌گیرد.
رادیو پیام دوست: آنطور که می‌دانیم در کتابهای مقدّس آسمانی دیگر هم این تمثیل و تشبیه دیده می‌شود. ممکن است در این مورد هم اشاره‌ای بفرمائید.
دکترمحمّدحسینی: دقیقاً همین گونه است که می‌فرمائید ولکن چون فرصت کم است تنها به قرآن شریف اشاره خواهیم کرد. در چند جای از قرآن شریف این تشبیه وتمثیل آمده است. در سورۀ ابراهیم می‌فرماید: «الم ترکیف ضرب الله مثلاً کلمه طیّبه کشجره طیّبه اصل‌ها ثابت و فرع‌ها فی‌السماء. تؤتی اکلها کل حین باذن ربها و یضرب الله الامثال للنّاس لعلهم یتذکرّون و مثل کلمه خبیثه کشجره خبیثه اجتثت من فوق‌الارض مالها من قرار».
مفاد آیه قرآن مجید این است که آیا نمی‌بینی چگونه خداوند مثل می‌زند. کلمۀ پاک مانند درخت پاک است ریشه اش ثابت است و شاخه اش در آسمان. در هرحین با اجازۀ پروردگار میوه می‌دهد. خداوند این مثل‌ها برای مردم می‌زند تا متذکّر گردند. مثل کلمۀ ناپاک نیز چون درخت ناپاک است که از ریشه کنده می‌شود و قراری ندارد. در سورۀ رعد نیز در خصوص حقّ و باطل، قرآن شریف تمثیل دیگری می‌فرماید. می‌فرماید: کذلک یضرب الله الحقّ و الباطل. فامّا الزبد فیذهب جفاء ً و اما ما ینفع الناس فیمکث فی‌الارض کذلک یضرب الله الامثال مفاد و خلاصۀ این آیه اینست که خداوند حقّ و باطل را اینگونه مثل می‌زند که باطل چون حباب وکف روی آب باقی نمی‌ماند و حقّ در ارض باقی‌ می‌ماند و سود می‌رساند. آنچه حضرت مسیح به نفوس انسانی تعلیم فرمود کلام پاک الهی بود. این بود که جاودانه بود و دل‌های مردمان را ربود و درهای جدید معرفت الهی را بر سیمای آنان گشود.
باری در زمانی که حضرت مسیح تولّد یافتند قوم یهود در نهایت ذلّت و خواری در اسارت آگست امپراتور با عظمت رُم بود. سرزمین اسرائیل در زیر چکمه‌های سربازان رُومی می‌لرزید. اکثریّت افراد قوم یهود به علّت اختلاف و سرپیچی از اجراء احکام حضرت موسی و عدم توجّه به نصایح انبیاء بنی اسرائیل آلوده به فساد و تباهی گشته بودند. هر روز درگیری با سربازان رُمی بود. در اورشلیم و دیار دیگر اسرائیل هر روز یهودیان شاهد آزار و تعقیب همکیشان وسیلۀ رومیان بودند. در هرگذر صدای شلاّق‌های آن سربازان بر تنهای یهودیان یاغی شنیده می‌شد. در آن احیان بود که قیصر رُوم دستورِ سرشماری به منظور ترتیب پرداخت مالیّات داده بود. نجّار جوان پرهیزگاری از قوم یهود که نامش یوسف و ساکن ناصره بود همراه نامزد زیبایش مریم از سبط یهودا و از نسل حضرت داود از آن شهر راهی بیت لحم گردید که در سرشماری شرکت نماید. مریم که به ارادۀ الهی حامله گشته بود در بیت لحم وضع حمل نمود. آن شب که درد زایمان حضرت مریم به اوج خود رسید یوسف به علّت ازدحام جمعیت در بیت لحم هیچ جای نیافت. سر انجام ناچار مریم را به طویله‌ای برد و همان شب در آغل، نوزاد زیبا منظر مریم چشم به جهان گشود.
متن انجیل جلیل گویای آن است که به هنگام تولّد حضرت مسیح، تعدادی مجوسی چند از مشرق‌زمین به اورشلیم آمده گفتند کجا است آن مولود که پادشاه یهود است زیرا که ستارۀ او را در مشرق دیده‌ایم. چون هیرودیس پادشاه (یعنی پادشاه جلیل) این را شنید بسیار مضطرب گردید و به جستجو پرداخت‌ تا کودک را مقتول نماید (یعنی حضرت مسیح را). نویسندۀ انجیل متی می‌نویسد که یوسف از ترس، مریم و کودک را برداشته روانۀ مصر شد و تا مرگ هیرودیس در آنجا بودند. به استناد این روایت برگشت حضرت مسیح از دیار مصر در حدود ده تا دوازه سالگی آن حضرت بوده است.
به استناد برخی از دیگر روایات مسیحی آن حضرت اصلاً به مصر نرفته‌اند، به استناد انجیل جلیل حضرت مسیح در هشت روزگی نام عیسی گرفتند. گفته‌اند نامشان اصلاً جاشوعا نام عبرانی بوده که بعداً به یونانی عیسی گفته‌اند. از دوران کودکی آن حضرت آگاهی چندانی نداریم، آنقدر می‌دانیم که به استناد انجیل جلیل برادران و خواهرانی نیز داشته‌اند. نمی‌دانیم که یوسف نجّار در چه زمان درگذشته است. آنقدر می‌دانیم که در هنگام شهادت حضرت مسیح در این جهان نبوده است زیرا حضرت مسیح سفارش مریم مادر حضرتشان را در روز شهادت به یوحنّا فرموده‌اند و نیز به تصریح انجیل جلیل می‌دانیم که مریم مادر آن حضرت با الیصابات مادر حضرت یحیی تعمید دهنده خویشی نسبی نزدیک داشته است. به استناد انجیل جلیل حضرت یحیی شش ماه پیش از تولّد حضرت مسیح متولّد گشته است. حضرت مسیح در دوران کودکی همراه مادر به کنیسه می‌رفته‌اند و همۀ مراسم دینی را به جای می‌آورده‌اند و در حدود دوازه سالگی طبق مراسم کنیسه به عضویت رسمی آن در آمده‌اند. به عبارت امروز Confirmed شده اند یعنی ایمان ایشان به شریعت حضرت موسی تائید گردیده است. حضرت مسیح از همان احیان نوجوانی نزد یوسف نجّار به نجّاری پرداخته‌اند و ظاهراً سال‌ها اشتغال ایشان نجّاری بوده است.
تصوّر می‌کنــم وقت امـروز تمــام شـده بــاشد در هفتـۀ آینــده شرح حیات و تعـالیم حضرت مسیـح را پی‌می‌گیریم. سپاسگزارم ش


برای شنیدن این برنامه در ساندکلاد اینجا را کلیک کنید.