دوران شکوفایی (۴۵) – نان و پنیر تاریخی

1

نگار : اون روز تا بچه ها بیان شروع کردیم به یه بازی فکری ، اما بچه‌ها نیومدن. اولش فکر کردیم نونوایی شلوغ بوده، اما کم کم نگران شدیم و مریم زنگ زد که ببینه رکسانا و سمانه کجان. وقتی سمانه گفت تو راه بیمارستانن، همه از تعجب خشک مون زد:
مریم : چی بیمارستان؟ برای چی بیمارستان؟


برای شنیدن این برنامه در ساندکلاد اینجا را کلیک کنید.

لینک کوتاه شده این مطلب:
https://persianbahaimedia.org/?p=34196