۱۰- تأثیر فرهنگ در نادیده گرفتن خشونت

Program Picture

شاخه زیتون - فصل ۲

۱۰- تأثیر فرهنگ در نادیده گرفتن خشونت
۲۳ مرداد ۱۴۰۲

گاهی فاکتور فرهنگ و عرف و سنت نقش به سزایی در نادیده گرفتن و ساده انگاشتن خشونت علیه قشر خاصی از جامعه به ویژه زنان دارند. در این مورد چقدر در خانه با همسر و فرزندان خود صحبت می‌کنم؟ از امروز چه سهم فاعلی در تغییر این رویکرد خواهم داشت؟

***

به به عجب بارونی… ممم… عجب عطری هم داره… بارون توی خرداد از عجایبه واقعا… البته عجیب‌تر از چیزایی که این اواخر تو این مملکت دیدم نیست… هر روز یک اتفاق… هر لحظه یک خبر… هر کدوم از جریاناتی که ملت ایران تو چند ماهه اخیر تجربه‌اش کردن برای یک دهه نابسامانی کافیه… عجب پدیده‌هایی بودیم و خودمون نمی‌دونستیم… یه دقیقه بشینم زیر این بارون… آخیش… عه نشستم رو دفترم…

دیروز عصر نصیبه اومد دم در خونه و ظرف آشی رو که براش برده بودم پر از شکلات برام پس آورد… تعارفش کردم بیاد با هم یک چای بخوریم…

– بچه‌هات کجان؟ کاش می‌آوردیشون اینجا با بچه‌ها یه کم بازی می‌کردن. فردا میاین تو پارکینگ دیگه؟

+ والا چه گویوم… از دیروز به شوروم گفته کردوم… خود ما گپ نمی‌زنه… میگه که من اونا رو نمی‌شناسم… خیلی اصرار کردوم… گوش نمی‌گیره.

– خوب همسرت هم بیاد شاید ما رو ببینه خیالش راحت بشه.

+ میگه خیال مکتب رو ننداز د سر ای بچه… مثه خودت هوایی میشه… حالا دختر مکتب هم نرفت باکی نیست… پسر نیست که…

– بهم نگو که تو هم قبول کردی…؟! این دوره زمونه که دیگه سواد خوندن نوشتن کمترین سطح سواده… آموزش که دختر و پسر نداره… دخترت مگه نمی‌خواد تو همین اجتماع زندگی کنه؟ دوست داری درمونده و خجالت‌زده باشه؟

+ مویوم نظرم با شما یکیست… اصلا خودوم رو برا مدرسه رفتنش به آب و آتش زدوم… شما که دیدی… اما برا آمدنمان به اجازه او نیازمان هست.

– خوب… بذار فکر کنم… میگم چطوره قرارمون رو بندازیم پس فردا. من با شوهرم مشورت کنم… فردا شب بیایم خانوادگی خونتون… با ما آشنا بشه… شاید نگرانیش برطرف شد… ما هم باهاش حرف می‌زنیم…

نمی‌دونم چرا فکر می‌کردم که قراره فعالیت فردا بدون هیچ مشکلی انجام بشه؟

البته باید اعتراف کنم که انتظار این یک مورد رو نداشتم که کسی هنوز برای آموزش بچه‌ای درابتدایی‌ترین سطح ذهنش درگیر جنسیت بچه هم باشه.

این دیگه بارزترین نوع تبعیض و خشونت خانگی در حق زنان و دخترانه… ایجاد محدودیت و محرومیت برای آموزش… گرچه شنیده بودم که دختران افغانستانی روزانه با این قبیل تفکرات در حال نبرد هستند ولی اون رو کاملا  به جبر جغرافیایی و سلطه طالبان مرتبط می‌دونستم… ولی مثل اینکه قضیه چیز دیگه‌ایه… البته این رو هم بگم که ما اینجا در ایران هم کم نداریم خانواده‌هایی که اولویت تحصیل رو به پسرانشون اختصاص میدن. اگه دختر رفت دانشگاه یا وارد کسب و کار و آموزشی شد که رفته، اگه نرفت به عنوان یک موقعیت از دست رفته بهش نگاه نمی‌کنن، تهش باید شوهر کنه و بچه‌داری…

این عادت تاسف‌برانگیز ‌پنهان شدن پشت سنت‌های دینی و فرهنگیه که اجازه این خشونت و تبعیض رو علیه دختران صادر می‌کنه و مصونیت حقوقی و اخلاقی در برابر مجازات علیه هر نوع خشونت رو تداوم می‌بخشه.

هر گاه حرف از برابری به میون میاد، منظور چیزی فراتر از تخصیص منابع به طور مساوی و یکسان‌سازی مجموعه‌ای از هنجارهای اجتماعی است و منظور برابری شرافت و ذات هر انسان است که به روحش مربوطه… آموزش و تحصیل مستقیما با عقل و روح انسان‌ها در ارتباطه و این چیزی نیست که جنسیت‌پذیر باشه.

و اینجاست که جای خالی برنامه‌های توان‌افزایی زنان و دختران حس میشه، توان‌افزایی شامل شناخت، توانمندسازی و اقدامه. افراد زمانی که به ارزش ذاتی خودشون و برابری ذاتی هر انسان و توانایی انسان‌ها برای عبور از شرایط نامطلوب خودشون واقف باشن، توان‌افزایی میشن… در حقیقت سد بزرگی که مانع از پیوستن زنان و دختران به جمعیت تاثیرگذار جامعه در سطح کلان میشه، دام‌های فرهنگی و بهانه‌های سنتی تنیده با عرف در اجتماع ماست.

باید از حمید بخوام که با شوهر نصیبه حرف بزنه. مردان در پیشگیری از استثمار و تبعیض علیه زنان نقش کلیدی دارن… پسرای ما باید از سنین پایین تشویق بشن که قاطعانه و بی‌پرده علیه خشونت و تبعیض سخن بگن و از عاملین اون دفاع نکنن.

اغلب تو خونه است که دختران و پسران ماهیت قدرت و چگونگی بروز اون رو یاد می‌گیرن، بروزات ناصحیح قدرت و اختیار، عادات و نگرش‌هایی رو در کودکان شکل میده که به محیط کار و جامعه و زندگی عمومی سرایت می‌کنه.

news letter image

ثبت نام در خبرنامه