مرداد ۱, ۱۳۹۹
یک نامه در شبی بارانی

شاید دیگر آخرین باری که برای کسی روی کاغذ نامه نوشتیم و آن را در پاکتی گذاشتیم و به صندوق پست انداختیم، دیگر به خاطر نیاوریم. از آن روز که تکنولوژی این امکان را به ما داد تا در لحظه، پیغام خویش را به بیگانه و خویش منتقل کنیم، نوشتن و پست کردن نامه به مرور رفت که به خاطره ها بپیوندد. اما شاید هنوز کسی باشد که به یاد گذشته ناگهان تصمیم بگیرد به سنت قدیمی، حرف هایش را بر روی کاغذ بنویسد، شاید چند گلبرگ گل خشک شده لای کاغذ بگذارد. آن را با احتیاط در پاکتی جای دهد. آدرس و تمبر را ضمیمه پاکت کند و آن را با همه احساسات و افکار و عواطف اش داخل صندوق پست بیندازد و روزها را بشمارد تا نامه به دست محبوب اش برسد. شاید.

نمودش بسیار کم رنگ شده است اما مفهوم اش را هنوز می توان به کار گرفت. مفهوم دریافت نامه ای با متنی عاشقانه که می تواند دل و جان و وجدان ما را به رقص و تکاپو وادارد. در شبی بارانی به خانه می رسیم، درب حیاط را باز می کنیم و ناگهان پاکت نامه ای خیس در کف زمین می بینیم. دلمان می لرزد، از شوق و نگرانی. نگران از این که نکند باران نامه را از بین برده باشد. به سرعت پاکت را از روی زمین برمی داریم و دوان دوان خود را به زیر سقف خانه می رسانیم. پاکت حسابی خیس و کثیف شده است. اما اهمیتی به آن نمی دهیم. چرا که خوب می دانیم آن چه برای ما اهمیت دارد، آن چه عشق را در خودش جای داده است، محتویات نامه است، نه پاکت آن.

و لحظه خوب آرامش و سرور، نامه هیچ آسیبی ندیده است. تک تک جملات واضح و گویا هستند. جمله جمله اش  را جرعه جرعه می نوشیم و سرشار از عشق می شویم.

و عجبا که روح آدمی چه بسیار شبیه به یک نامه عاشقانه است. حضرت عبدالبهاء فرزند ارشد و جانشین حضرت بهاءالله (شارع آیین بهائی) در جایی از همین مثال استفاده می کنند که شما ناظر به روح افراد باشید. آن چه در ظاهر می بینید اگر نازیباست، اگر آزار دهنده است، اگر آن چیزی هست که نباید باشد، به آن نگاه نکنید و اهمیت ندهید. درست مثل پاکت خیس و کثیف نامه در یک شب بارانی. از آن پاکت، فراتر بروید. درون اش را بکاوید. افکار و عواطف خویش را بر متن نامه ای که داخل این پاکت هست متمرکز کنید.

و این نگاهی است که آیین بهائی از همه انسان ها می خواهد تا به انسان و انسانیت داشته باشند.

ثبت نام در خبرنامه