مثل نسیم
مثل نسیم – مری لورا
خرداد ۱۰, ۱۳۹۷

تو کشوری که همه چیز بدست مردها اداره می شد، پدرم اجازه می داد ما هرکاری بکنیم... عمه‌ام به پدرم زنگ زد و گفت نباید بذاری دخترت طلاق بگیره و پدرم بهم گفت: اون کاری رو بکن که باید بکنی... خدایا باور نمی کردم، هیچ وقت احساس اون روز رو فراموش نمی کنم. یک گروه بهائی به اسم اتحاد نژادها بود که هر هفته دور هم جمع می شدند و مطالعاتی در مورد تعصبات نژادی تو آمریکا داشتند چند دفعه رفتم و... داستان مری در مثل نسیم این هفته.

ثبت نام در خبرنامه