مثل نسیم
باربارا تالی – بخش ۱
خرداد ۱, ۱۳۹۹

اولین خاطراتم از مادرم نیست از کتک خوردن بخاطر خیس کردن جام از کساییه که سرپرستیمو بعهده داشتن.... پدرم میگفت باید انجیل رو بندازی تو آتیش.... اگر دیر میجنبیدی یا با کمربند یا سیم یا شاخه درخت کتک خورده بودی... بعد از اون ماجرا دیگه نمیتونستم برم کلیسا و تصمیم گرفتم مسلمون بشم.... مادرم یک شب قبل از تولد سه سالگی من تو تصادف کشته شد.... این هفته قسمت اول از تجربه پر فراز و نشیب باربارا.

To watch this program in English Click here

ثبت نام در خبرنامه