ایگناس ثابت-کازیلاس – بخش ۲
دی ۲۱, ۱۳۹۶

وقتی با دوستام می‌رفتیم بار و باهاشون مشروب می‌خوردم، حس بد و ناخوشایندی داشتم … گفتم این جامعه چه راحت درش به روی همه بازه … گفتم من باید میومدم و نمیدونم چرا، انگار می‌تونم این بیت رو برای دلیلش بخونم. من گم شده‌اش بودم، او گمشده‌ام بود … در ادامه مثل نسیم هفته گذشته داستان ایگناس رو دنبال می‌کنیم.

ثبت نام در خبرنامه