مثل نسیم
اسپرانزا اچوا
آبان ۶, ۱۳۹۵

سه سالی بود که با دین بهائی آشنا شده بودم … تصمیم سختی بود و سه سال طول کشید و مادرم گفت صرف نظر از هر تصمیمی که بگیری، بازم دخترمی. وقتی عموم فوت کرد منم یه دعا به زبون اسپانیایی خوندم، بابام خیلی خوشش اومد و روز بعد گفت: بازم میخونی؟ منم براش نوشتمش … یه روز بابام کشیدم کنار و گفت اگه بتونی برادرت رو به دینت دعوت کنی و اون تغییرات مثبتی بکنه، میتونی بقیه خواهر برادرات رو هم به دینت دعوت کنی. مثل نسیم، عنایت پروردگار بر اسپرانزا مرور کرد.

ثبت نام در خبرنامه