مؤمنین به دیانت بهائی از بدو ظهور تا دوران عکّا – بخش ۳

Program Picture
مؤمنین به دیانت بهائی از بدو ظهور تا دوران عکّا – بخش ۳
دی ۱۶, ۱۳۹۸

سرگذشت مهر فراوان سهراب پورکاووس به حضرت باب از آنجائی آغاز گردید که روزی در کاشان یک تن از پیروان آن حضرت را به نام آقا محمّدرضا مخمل باف که بازرگانی درست کار بود به دستور پیشوایان آن روزگار چوب بسیار زدند و سر و روی او را سیاه کرده وارونه بر دراز گوشی سوار نمودند و با تنبور و تار در کوچه و بازار گردانیدند و دو بار تن او را با چوب و سنگ به سختی زخمی نموده بسیار آزردند. سهراب پور کاووس از کنج کاروانسرا خود را بدانجا رسانیده در میان انبوه مردمان بایستاد. چون این مرد پاک نهاد راستین را به خوبی می‌شناخت و بدو مهر فراوان داشت پیش خود اندیشید که این مرد باید به گنج آسمانی بزرگی دست یافته باشد که اینسان همۀ رنج‌های جانگداز را بر خود هموار می‌سازد و از باور خویش دست بر نمیدارد. به جستجو پرداخت و سرانجام به آئین یزدان دل باخت. دو بازرگان دیگر زرتشتی، مهربان کاووس و کیخسرو خداداد، نیز که از خویشان وی بودند به حضرت باب و آئین آسمانی حضرت بهاءالله باور یافتند. بهرام‌بهمن که از خامۀ حضرت عبدالبهاء به اخترخاوری نامور گشته نیزبه آئین بهائی باور یافت. به کوشش بهرام اخترخاوری و تنی چند از جاودانگان بهائی چون استاد جوانمرد شیرمرد، گودرز مهربان، بهرام کلانتر، بهمن جمشید، مهربان رستم بلبلان، شاپور مهرشاهی، میرزا ابوالفضل گلپایگانی، حاج میرزا حیدرعلی اصفهان، برادران ندّاف (آقا محمّدحسین و آقا محمّدرضا) و آقا محمّدابراهیم ندّاف پسر آقا محمّدحسین، حاج محمّدطاهر مالمیری، سیاوش سفیدوش در روزگار حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء صدها تن از زرتشتیان ایران و ده‌ها تن از پارسیان هندوستان به آئین آسمانی بهائی دل باختند که اینک هزاران تن از فرزندان و نوادگان آنان و نیز صدها تن از دیگر زرتشتیان در چهار سوی جهان به آئین حضرت بهاءالله باور یافته‌اند.

برای دانلود متن کامل این قسمت کلیک کنید.

news letter image

ثبت نام در خبرنامه