قهرمان یازدهم و دوازدهم: مامان جنگنده و اوما

قهرمان یازدهم و دوازدهم: مامان جنگنده و اوما
تیر ۶, ۱۴۰۰

قهرمان یازدهم، مامان جنگنده: مادر من اهل خطر کردن نبود، باور کنید. از اون آدمایی نبود که از هواپیما می‌پرن یا از این‌ جور کارا می‌کنن. حتی از عنکبوت‌ وحشت داشت.

قهرمان دوازدهم، اوما: فقط هفت سالم بود که پدر و مادرم از هم جدا شدن. به همین خاطر، مادربزرگ تنها موجود ثابت زندگی‌ام بود.

ثبت نام در خبرنامه