Program Picture
قسمت ۸
آبان ۱۸, ۱۳۹۶

مرور مقاله‎های «آموزش فروتنی به کودکان» و «چطور کودکان­مان را برای خدمت­ کردن تربیت کنیم و نه فقط داوطلب شدن»، نوشتۀ لیلی میلر مورو.

***

فرزاد: دوستان سلام؛ با یک برنامه‌ی دیگه از مجموعه «آموزه‌های نو»، به اتفاق پریسا، با شما هستیم.

پریسا: سلام من رو هم از استودیوی رادیو پیام دوست در کانادا پذیرا باشید. امروز هم دو مقاله دیگر از وب‎سایت BahaiTeachings.org را معرفی می‌کنیم.

فرزاد: هر دو مقاله‌­ی امروز را خانم لیلی میلر مورو نوشته­‌اند که قبلا هم مجموعه مقاله­‌هایی دیگری از او را مرور کرده بودیم.

پریسا: عنوان مقاله­‌های امروز این است: «آموزش فروتنی به کودکان»، و «چطور کودکان­مان را برای خدمت­ کردن تربیت کنیم و نه فقط داوطلب شدن».

فرزاد: دوستان، لطفا با برنامه امروز ما همراه باشید.

پریسا: بعضی از خانواده­‌ها هستند که الحمدلله از لحاظ مالی در تنگنا و مضیقه نیستند.

فرزاد: البته خیلی خانواده­‌ها هم هستند که به ­اصطلاح صورت­شان را با سیلی سرخ نگه می­‌دارند.

پریسا: درست است. شاید روی سخن این برنامه بیشتر با آن خانواده­‌هایی باشد که دست­شان به دهان­شان می­‌رسد و بچه­‌های­شان کم و کسری در زندگی احساس نمی­‌کنند.

فرزاد: از چشم خیلی از خانواده­‌هایی که در کشورهای در حال توسعه یا توسعه­‌نیافته زندگی می­‌کنند، وضع زندگی بیشترِ خانواده­‌هایی که در آمریکای شمالی زندگی می‌­کنند، شاهانه به نظر می­‌آید.

پریسا: دقیقا. مشکل جایی پیدا می­‌شود که بچه­‌های خانواده این­طور فکر می­‌کنند — یا شاید هم به­شان القاء می­‌شود — که به خاطر وضع­شان از بقیه سرتر هستند، بهترند، و به همین دلیل خودشان را برتر و بهتر از مثلا کسانی که در آفریقا زندگی می­‌کنند می­‌دانند.

فرزاد: احتمالا برای خودشان هم دلایلی جور می­‌کنند. مثلا اینکه اگر در جایی گرسنگی هست، حتما به دلیل تنبلی آدم­‌های آنجاست؛ اگر دیکتاتوری هست، حتما مردم آنجا دل و جرأت جلوی توپ و تفنگ ایستادن را ندارند. پس ما که هیچ کدام از این مشکلات را ظاهرا نداریم حتما بهتر از آنهاییم. ملی­‌گرایی، نژادپرستی، و خیلی تعصبات دیگر از همین نگاه­‌ها و طرزفکرها شروع می­‌شود.

پریسا: موافقم.

فرزاد: خب، قبلا بهم گفته بودی که مشکلی که لیلی میلر مورو در دو مقاله­‌ای که امروز ازش مرور می­‌کنیم جلوی روی خواننده­‌هایش گذاشته، همین است. بهتر است آن چیزهایی که برای من گفتی برای شنونده­‌های برنامه­‌مان هم بگویی.

پریسا: بله. حتما. اما برای اینکه بتوانم توضیحی را که گفتی بدهم باید قبلش کمی از کار میلر مورو بگوییم.

فرزاد: خیلی هم خوب. کارش چیست؟

پریسا: لیلی میلر مورو، وقتی که هنوز به دانشکده حقوق می­رفته، با الهام از آیین بهائی نهادی غیردولتی و غیرانتفاعی را تأسیس می‌­کند به نام «مرکز عدالت طاهره» است. کار این مرکز ارائه‌­ی رایگان خدمات حقوقی به زنان و دخترانی است که نیاز به حمایت قانونی و قضایی دارند مثل زنان و دخترانی که قربانی تجاوز شده‌­اند، یا برای بردگی آنها را قاچاق کرده‌­اند و فروخته­‌اند، یا ختنه شده­‌اند. «مرکز عدالت طاهره» نه تنها در فرآیند دادگاه و اعاده حقوق افراد نیازمند، بلکه برای تصحیح قانون و در صورت لزوم پایه‌­گذاری سیاست‌­ها یا قوانین جدید هم تلاش می‌­کند.

فرزاد: پس میلر مورو وکیل است و مدیر عامل بنیاد «مرکز عدالت طاهره»، جایی که با افرادی سر و کار دارد که رنج و در واقع بی­‌عدالتی­‌های زیادی را متحمل شده‌­اند.

پریسا: درست است. و داستان از اینجا شروع می­‌شود که بچه­‌های میلر مورو هم طبیعتا می­‌دانند که کار مادرشان چیست: حفاظت از مامان‌­ها و بچه­‌ها در مقابل چیزهای بد.

فرزاد: خب، مشکل کجاست؟

پریسا: این­طور که لیلی میلر مورو می­‌گوید او همیشه نگران این است که بچه­‌هایش به موکل­‌هایش چطور نگاه می­‌کنند؛ چطور می­‌تواند به بچه­‌هایش این را بفهماند که با اینکه موکل­‌هایش زن‌ها و دخترهای رنج‌­دیده و آسیب­‌دیده­‌ای­‌ هستند اما به­ هیچ­‌وجه آدم­‌های ضعیف یا عقب­‌مانده­‌ای نیستند.

فرزاد: یعنی توضیح همان چیزی که کمی قبل­تر گفتیم: این­طور نیست که چیزی که به سر آنها آمده، به­ اصطلاح حق­شان بوده چون تنبل­، ترسو­، یا چه می­‌دانم، بی­‌فرهنگ بوده­‌اند.

پریسا: درست است. به نظر میلر مورو، این زن‌ها و دخترها برعکس خیلی هم شجاع، باهوش، و قوی هستند و به همین دلیل به دنبال اعاده حق­شان از طریق قانون شده­‌اند.

news letter image

ثبت نام در خبرنامه