Program Picture
قسمت ۳
مهر ۶, ۱۳۹۶

مرور مقاله‎های «چهار دستورالعمل برای خواندن کتاب‎های الهی» و «بهترین فیلم‎های تاریخ سینما کدامند و چرا؟»، نوشتۀ دیوید لَنگ‌نِس.

***

فرزاد: دوستان سلام؛ با یک برنامه‌ی دیگه از مجموعه «آموزه‌های نو»، به اتفاق پریسا، با شما هستیم.

پریسا: سلام من رو هم از استودیوی رادیو پیام دوست در کانادا پذیرا باشید. امروز هم با دو مقاله دیگر که هر دو را یک نویسنده، یعنی دیوید لنگنس نوشته در خدمت شما هستیم. مقالۀ اول برنامه امروز:

فرزاد: «چهار دستورالعمل برای خواندن کتاب­‌های الهی». و مقالۀ دوم:

پریسا: «بهترین فیلم­‌های تاریخ سینما کدامند و چرا؟».

فرزاد: دوستان، لطفا با برنامه امروز ما همراه باشید. مثل اینکه امروز هم مقاله‌­هایی از دیوید لنگنس داریم.

پریسا: بله. همان­طور که قبلا توضیح داده­‌ایم دیوید لنگنس نویسنده پرکاری است و تقریبا هر روز یک مطلب برای سایت Bahaiteachings می­‌نویسد.

فرزاد: اتفاقا موضوع­‌های مختلفی انتخاب می­‌کند که به نظرم باید برای شنونده­‌های ما جالب باشد.

پریسا: امیدوارم. اگر موافق باشی برویم سراغ مقاله اول امروز.

فرزاد: حتما.

پریسا: هیچ­‌وقت این سؤال برایت پیش آمده که کتب مقدسه یا آثار الهی را چطور باید خواند؟

فرزاد: منظورت را متوجه نمی­‌شوم!

پریسا: خب، بگذار این­طوری بپرسم. یک رمان یا داستان بلند را چطور می­‌خوانی؟ کتاب را می‌­گیری دستت و یک جای راحت برای نشستن پیدا می­‌کنی و شاید هم با یک لیوان چایی کنار دستت شروع می­‌کنی به خواندن؟

فرزاد: می­دانی که معمولا همین کار را می­کنم. اگر خیلی کتاب قطوری نباشد بعضی وقت­‌ها دو سه روزه تمامش می­‌کنم.

پریسا: خب، همین دیگه. به نظرت می­‌شود یکی از کتاب­‌های دینی را، از هر دینی که باشد، همین طوری خواند؟ یعنی یک روز بگیری دستت و تا آخرش را بخوانی؟

فرزاد: شدنی که می­‌شود. اما چون نیت از خواندن کتاب­‌های دینی، سرگرمی نیست بنابراین این روش نباید چندان درست باشد.

پریسا: چرا؟

فرزاد: چون معمولا این کتاب­‌ها یا آثار به سبک­‌های قدیمی نوشته­ شده­‌اند که خواندن­شان را برای ما سخت می­‌کند. نثرشان، داستان­‌ها و حکایت­‌ها و حتی فرهنگی که توی آن نوشته­ شده‌­اند، گاهی فهمیدنش آسان نیست و حتی گیج­‌کننده است. بعضی وقت­‌ها کسی که می­‌خواهد یکی از این کتاب‌­های مقدسه را بخواند حالتی دارد شبیه کسی که برای اولین بار یک کتاب فیزیک یا شیمی دستش گرفته باشد.

پریسا: خب، پس چه روشی به نظرت درست می­‌آید؟

فرزاد: اولین چیزی که به ذهنم می‌­رسد این است که چقدر خواندن مهم نیست؛ چطور خواندن مهم است.

پریسا: این دقیقا اولین چیزی است که لنگنس در مقالۀ «چهار دستورالعمل برای خواندن کتاب­‌های الهی» می­‌گوید.

فرزاد: خوب است که خیلی بی­راه فکر نکردم. خب، لنگنس این دستورالعمل­‌ها را از کجا می­‌آورد؟

پریسا: او این دستورالعمل­‌ها را از آثار آیین بهائی استخراج کرده. مثلا در مورد همین دستورالعمل اول می­‌گوید اگر کسی حتی آیه­‌ای را با حوصله و از روی علاقه بخواند بهتر از آن است همه آیه­‌ها را از اول تا آخر با بی­‌حوصلگی و کسالت بخواند.

فرزاد: نمی‌­دانم چقدر قیاس درستی باشد اما درست مثل کسی که می­‌خواهد شیمی یا فیزیک بخواند. اگر بخواهد کتاب را باز کند و یک نفس تا آخرش را بخواند بعید است که خیلی چیزی یاد بگیرد. خب، دستورالعمل دوم چی است؟

پریسا: دستورالعمل دوم این است که باید به دنبال معنای درونی کلمات بود نه دلالت­‌های ظاهری آنها.

فرزاد: به نظر منطقی می­‌آید چون در خیلی از کتب مقدسه از تمثیل استفاده شده.

پریسا: سومین دستورالعمل این است که بهتر است فقط روی یک کتاب و از آن هم بالاتر فقط روی آثار الهی یک دین یا آیین تمرکز نکنیم. باید دایره مطالعات­‌مان را وسیع کنیم و به دنبال مضامین و تعالیم مشترک بین آنها باشیم. لنگنس توصیه‌­ای را از حضرت عبدالبهاء، فرزند حضرت بهاءالله، بنیان­‌گذار آیین بهائی نقل می‌­کند که در آن به یک نفر می­گوید انجیل و آثار مقدسه دیگر را هم بخواند تا ببیند که اساس همه ادیان یکی است.

فرزاد: جالب است. پس مثل هر موضوع دیگری که خواندن فقط یک کتاب به سختی برای فهم آن موضوع کفایت می­‌کند، در مورد آثار الهی هم نباید به یک کتاب و دین کفایت کرد.

پریسا: و دستورالعمل آخر این است که برای فهم کتب الهی نه فقط از عقل­مان بلکه باید از قلب­مان هم کمک بگیریم.

news letter image

ثبت نام در خبرنامه