قسمت ۲۲ – پلاک شماره ٢٨٨

ورقی از خاطرات
قسمت ۲۲ – پلاک شماره ٢٨٨
مهر ۵, ۱۳۹۹
داستان سربازانى كه تنها پس از يك شب آشنايى با جبهه مقابل دست و دلشان به ريختن خون يكديگر نمي رفت. در يك شهر كافى است شما يك انسان را خوب بشناسى، با او دوست باشى، آن گاه بهيچ وجه حاضر نمي شوى خلبان آن هواپيمايى باشى كه بنا است ده ها بمب بر سر آن شهر بيندازد

ثبت نام در خبرنامه