قسمت ۱- قهرمان اول و دوم: مامان قوی و خانم ریپلی

قسمت ۱- قهرمان اول و دوم: مامان قوی و خانم ریپلی
اردیبهشت ۲۶, ۱۴۰۰

قهرمان اول، مامان قوی: بابا می‌تونست خیلی مهربون باشه. حداقل یکی دو هفته در ماه. ولی بعد داروهای مسکن‌اش تموم می‌شد و همه‌چی حسابی به‌هم می‌ریخت. قهرمان دوم، خانم ریپلی: سرپرستی موقت من و برادرم، وقتی کوچیک بودیم، به خونواده‌های مختلف داده شد. برادرم خوش‌شانس بود، چون سرپرستی‌اش به خانواده‌ ریپلی رسید.

ثبت نام در خبرنامه