قسمت۳- قهرمان پنجم و ششم: کمک‌کننده‌ ناشناس و خانم افینگِر

قسمت۳- قهرمان پنجم و ششم: کمک‌کننده‌ ناشناس و خانم افینگِر
خرداد ۱۶, ۱۴۰۰

قهرمان پنجم، کمک‌کننده‌ ناشناس: مادر واقعی‌ام تو سن پایین صاحب سه تا بچه شده بود و نمی‌تونست از عهده‌ بزرگ کردن‌مون بر بیاد، به همین خاطر، همه‌ ما رو داد به خاله‌مون و ما رو ول کرد و رفت قهرمان ششم، خانم افینگِر: اسم محله‌مون رو گذاشته بودم مثلث برمودا، چون خیلی از بچه‌های بااستعداد عمرشون رو تو اون محله هدر دادن. هر سه تا خواهر و برادر بزرگ‌ترم ترک تحصیل کردن

ثبت نام در خبرنامه