قسمت۱۸- موضوع: ادیان

پاراگراف
قسمت۱۸- موضوع: ادیان
بهمن ۲, ۱۳۹۹

پنجاه و سه چهارهفته پیش بود که دوتا موشک حواله هواپیمایی کردند که از ایران می‌رفت. تویش جوان بود، پیر هم بود. زن بود، مرد هم بود، دختر بود، پسر هم بود، بچه بود، بزرگ هم بود. توی هواپیما تازه عروس و داماد بود، کسانی که تجربه سال‌ها زندگی مشترک داشتن هم بودند. وقتی خبرش را شنیدیم، کسی نگفت چرا پیر و جوان با هم از بین رفتند؟ کسی نگفت چرا دختر و پسر با هم سوختند؟ همه غصه خوردیم. همه ناراحت شدیم. همه اندوهگین شدیم. همه با هم یک درد را حس کردیم.

ثبت نام در خبرنامه