Program Picture

آموزه‌های نو - فصل ۸

رویای صادقه
۲۳ خرداد ۱۴۰۲

بررسی مقاله‌های نقش رویا در زندگی ما، نوشته سوزان گَمِیج و چطور می‌توانیم مرهمی بر زخم‌های روح‌مان بگذاریم، نوشته بدیع شمس.

***

فرزاد: دوستان عزیز، وقتتون بخیر، من فرزادم و به همراه همکارم پریسا این هفته هم با دو مقاله دیگه از وب‌سایت بهائی تیچینگز در خدمتتون هستیم.

پریسا: دوستان سلام گرم من رو هم پذیرا باشید. امروز خلاصه مقاله‌ای از سوزان گَمِیج (Susan Gammage) رو باهاتون در میون می‌ذاریم با عنوان: نقش رؤیا در زندگی ما

فرزاد: و مقاله دوم با عنوان چطور می‌تونیم مرهمی بر زخم‌های روح‌مون بگذاریم نوشته بدیع شمس.

پریسا: دوستان تا انتهای برنامه با ما همراه باشید.

فرزاد: همون‌طور که در بخش معرفی گفتیم امروز مقاله‌ای از سوزان گَمِیج رو با هم مرور می‌کنیم. سوزان گَمِیج نویسنده و محقق پرکاری‌یه. اون بیش از 900 مقاله منتشر کرده که همگی الهام‌گرفته از آیین بهائی است.

پریسا: خوب قبل از اینکه به شنونده‌هامون بگیم سوزان گمیج در این مقاله چی میگه، تو چی فکر می‌کنی فرزاد؟ نقش خواب و رؤیا در زندگی ما چیه؟

فرزاد: منظورت اینه که به تعبیر خواب اعتقاد دارم یا نه؟

پریسا: بله.

فرزاد: به هر خوابی، نه. اما من هم مثل خیلی‌ها دیدن رویای صادقه رو باور دارم. همون‌طور که می‌دونی حضرت عبدالبهاء فرزند ارشد حضرت بهاءالله بنیان‌گذار آیین بهائی هم به سه نوع خواب اشاره کردن. اما فکر می‌کنم قبل از اینکه دیدگاه آیین بهائی درباره خواب رو با شنونده‌ها در میون بذاریم بهتره نظر نویسنده مقاله رو بگیم. موافقی؟

پریسا: بله. بذار اصلا بگم چرا نویسنده مقاله این مطلب رو نوشته. سوزان مطلبش رو با خوابی که خودش دیده بوده شروع می‌کنه. می‌گه در شهر تورنتو آژانس خدمات اجتماعی‌ای باز کرده بودم و حسابی مشغولش بودم. در عین حال به طور مرتب یک درمانگر رو می‌دیدم. به قدری مشغول بودم که از خانواده و همسرم حسابی دور افتاده بودم. یک شب خواب دیدم که حضرت عبدالبهاء با لحنی جدی بهم گفتن که از این شهر خارج شو. می‌گه با وجود اینکه به خواب اعتقاد نداشتم اما نمی‌تونستم به حرف حضرت عبدالبهاء بی‌اعتنا باشم. در اسرع وقت خودم رو جمع و جور کردم و از شهر خارج شدم. یک ماه نشد که کار جدیدی پیدا کردم و تونستم از یک درمانگر خیلی خوب هم کمک بگیرم.

فرزاد: چه جالب. چقدر خوب می‌شد اگر برای همه گرفتاری‌هامون می‌تونستیم راه حلش رو توی خواب‌هامون پیدا کنیم.

پریسا: البته این طور نیست. اگر این نوع خواب را از رؤیاهای صادقه بدونیم، آن وقت به به قول حضرت عبدالبهاء کمتر کسی هست که از این نوع خواب‌ها دیده باشه یا ببینه.

فرزاد: حالا که این رو گفتی، بهتره نظر حضرت عبدالبهاء درباره انواع  رؤیاها رو هم بگی.

پریسا: حتما. حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند:

“خواب بر سه قسم است: یکی رویای صادقه است. عینا مثل روشنایی صبح است. احتیاج به تعبیر ندارد.

ﻗﺴﻢ ﺛﺎﻧﯽاش روﻳﺎی ﺗﻌﺒﻴﺮی اﺳﺖ، و آن اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻗﻠﺐ و ﻳﺎ در ذﻫﻦ اﻓﻜﺎر ﺑﺎﻃﻠﻪ اﺳﺖ، ﻳﻚ ﺳﻴﺮ روﺣﺎﻧﯽ از ﺑﺮای اﻧﺴﺎن ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽﺷﻮد. آن وﻗﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﻛﺮد. اﻓﻜﺎر ﺑﺎﻃﻠﻪ را ﺑﺎﻳﺪ از اﻧﻜﺸﺎﻓﺎت روﺣﺎﻧﻴﻪ ﺟﺪا ﻛﺮد …

ﻗﺴﻢ دﻳﮕﺮ ﺧﻮاب، اﺿﻐﺎث اﺣﻼم اﺳﺖ. ﻣﺜﻞ اﻳﻦ ﻛﻪ اﻧﺴﺎن در اﻳﺎم روز در ﻧﺰاع و ﺟﺪاﻟﯽ داﺧﻞ ﻣﯽﺷﻮد، در ﻋﺎﻟﻢ ﺧﻮاب آن ﺣﻮادث ﻧﻤﻮدار اﻳﻦ اﺿﻐﺎث اﺣﻼم اﺳﺖ، ﻧﻪ ﺗﻌﺒﻴﺮ دارد و ﻧﻪ اﻧﻜﺸﺎﻓﯽ اﺳﺖ.»

فرزاد: فکر می‌کنم خیلی از شنونده‌ها دلشون می‌خواد بیشتر درباره رؤیاهای صادقه بدونند.

پریسا: خیلی از حروف حی یعنی اولین مومنین به حضرت باب که در جستجوی ایشون بودن قبل از اینکه ملاقاتی کنن در رویای صادقه ایشون رو میبینن. می‌دونی همچین تجربه‌هایی به آدم احساس اطمینان می‌ده. خیلی وقت‌ها می‌خوای یه کاری بکنی و هی دل دل می‌کنی یا شک داری و مطمئن نیستی. بعد خوابی رو می‌بینی و مطمئن می‌شی تصمیمی که گرفتی درست بوده.

فرزاد: بله، اینجور خواب‌ها یکجور میان‌بر هستن. به جای اینکه بخوای خودت فکر کنی و تمام جوانب رو بسنجی، راه درست بدون هیچ دردسر جلوی پات گذاشته می‌شه. ولی بهتره یادمون باشه که اکثر وقت‌ها همچین اتفاقی نمی‌افته و خودمون مسئول زندگی و کارها و تصمیماتی هستیم که می‌گیریم.

پریسا: درسته، ولی قبول نداری بعضی وقت‌ها یه کمک کوچیک کلی ما رو جلو می‌بره؟ مثل خواب سوزان؟

فرزاد: البته که چرا.

پریسا: دوستان همونطور که اول برنامه گفتیم مقاله دوم این هفته عنوانش هست چطور می‌تونیم مرهمی بر زخم‌های روح‌مون بگذاریم نوشته بدیع شمس.

news letter image

ثبت نام در خبرنامه